
کتاب یک فیلم یک جهان؛ پنهان
معرفی کتاب یک فیلم یک جهان؛ پنهان
کتاب پنهان (یک فیلم، یک جهان، ۳۳)، با عنوان اصلی Caché، نوشته کاترین ویتلی و ترجمه محسن دیناروند، اثری است که به تحلیل و واکاوی فیلم پنهان، ساختهی میشائیل هانکه، میپردازد. این کتاب بخشی از مجموعهی یک فیلم، یک جهان است که انتشارات خوب در سال ۱۴۰۲ آن را منتشر کرده است. مجموعهی یادشده با هدف بررسی فیلمهای مهم و تأثیرگذار تاریخ سینما، چه در ایران چه در جهان، شکل گرفته و هر جلد آن به یک فیلم اختصاص دارد. در این کتاب، نویسنده با نگاهی موشکافانه و چندلایه، فیلم پنهان را نهفقط بهعنوان یک اثر سینمایی، بلکه بهمثابه جهانی پیچیده و پررمزوراز بررسی کرده است. این کتاب با تکیه بر تحلیل ساختار روایی، سبک بصری و مضمونهای اجتماعی و روانشناختی فیلم، تلاش میکند لایههای پنهان و معانی ضمنی آن را آشکار کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پنهان اثر کاترین ویتلی
کتاب پنهان با تمرکز بر فیلم پنهان، ساختهی میشائیل هانکه، اثری تحلیلی و پژوهشی در حوزهی مطالعات سینماست. کاترین ویتلی در این کتاب، فیلم را از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار داده و تلاش کرده است تا فراتر از روایت ظاهری، به لایههای عمیقتر معنایی و ساختاری آن نفوذ کند. نویسنده با اشاره به جایگاه فیلم در کارنامهی هانکه و ارتباط آن با دیگر آثارش، به بررسی مضامینی چون خانواده، گناه، مسئولیتپذیری، حافظهی جمعی و نقش رسانهها در شکلدهی واقعیت پرداخته است.
ساختار کتاب بر پایهی تحلیل صحنهبهصحنه و واکاوی جزئیات میزانسن، تدوین و روایت شکل گرفته است. کاترین ویتلی با بهرهگیری از دیدگاههای منتقدان، تلاش کرده است تا تفسیرهای متنوع و گاه متضاد دربارهی فیلم را کنار هم قرار دهد و از ارائهی یک معنای واحد و قطعی پرهیز کند. کتاب پنهان هم برای علاقهمندان به سینمای هانکه هم برای کسانی که بهدنبال فهم عمیقتر از سینمای معاصر و نسبت آن با جامعه و سیاست هستند، اثری خواندنی و تأملبرانگیز است.
خلاصه کتاب پنهان
کتاب پنهان، با محوریت فیلم پنهان، ساختهی میشائیل هانکه، به بررسی چندلایهی این اثر سینمایی میپردازد. کاترین ویتلی ابتدا فیلم را در بستر کارنامهی هانکه قرار داده و ویژگیهای سبکی و مضمونی آن را با دیگر آثارش مقایسه کرده است، سپس با توصیف دقیق صحنههای آغازین و پایانی فیلم، به نقش ابهام و چندمعنایی در روایت اشاره کرده و نشان داده است که چگونه فیلم با طرح پرسشهایی بیپاسخ، مخاطب را درگیر میکند. در ادامه، کتاب به تحلیل ساختار روایی و میزانسن فیلم میپردازد و چگونگی استفادهی هانکه از نماهای ثابت، برداشتهای بلند و بازی با قواعد ژانر را شرح میدهد. بخش مهمی از کتاب به بررسی مضمونهای گناه، مسئولیت فردی و جمعی، میراث خانوادگی و تأثیر رسانهها بر ادراک واقعیت اختصاص یافته است.
کاترین ویتلی با واکاوی روابط شخصیتها، بهویژه خانوادهی لوران و ارتباط آنها با گذشتهی استعماری فرانسه، نشان میدهد که فیلم چگونه مسائل شخصی را به ساحت اجتماعی و سیاسی پیوند میزند. کتاب همچنین به نقش تماشاگر و جایگاه او در مواجهه با تصاویر و روایتهای چندلایهی فیلم میپردازد و تأکید میکند که هر تفسیری از فیلم بازتاب دغدغهها و پیشفرضهای مخاطب است. در نهایت، ویتلی با پرهیز از ارائهی پاسخهای قطعی، فیلم را بهمثابه یک پازل باز نگه میدارد که با هر بار تماشا و تحلیل، معنای تازهای از آن آشکار میشود.
چرا باید کتاب پنهان را بخوانیم؟
این کتاب با رویکردی تحلیلی و چندوجهی، فرصتی فراهم میکند تا از زاویههایی تازه و عمیقتر فیلم پنهان را تماشا کنیم. ویژگی شاخص کتاب توجه به جزئیات میزانسن، روایت و سبک بصری فیلم است که به خواننده امکان میدهد فراتر از داستان ظاهری، به لایههای پنهان و معانی ضمنی اثر پی ببرد. همچنین کتاب با بررسی پیوند میان مسائل فردی و اجتماعی، نقش رسانهها و حافظهی جمعی، دریچهای به فهم پیچیدگیهای سینمای معاصر و نسبت آن با جامعه میگشاید. خواندن این کتاب به علاقهمندان به سینما کمک میکند تا مهارت تحلیل فیلمشان را تقویت کنند و با دیدی انتقادیتر به آثار سینمایی بنگرند.
خواندن کتاب پنهان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به سینمای هنری و تحلیلی، دانشجویان و پژوهشگران مطالعات سینما و کسانی که بهدنبال فهم عمیقتر از روایتهای چندلایه و مضمونهای اجتماعی و روانشناختی در فیلمها هستند، پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که دغدغهی بررسی نقش رسانهها و حافظهی جمعی در شکلدهی به واقعیت را دارند، مناسب است.
درباره کاترین ویتلی
کاترین ویتلی استاد فیلم و فرهنگ بصری در کینگز کالج لندن است. او نویسندهی آثار متعددی از جمله استنلی کاول و سینما: شکگرایی و خوداتکایی در سینما (۲۰۱۹)، سینمای میشائیل هانکه: اخلاق تصویر (۲۰۰۹) و پنهان (۲۰۱۱) است. همچنین همراه با لوسی مازدون کتاب سکس، هنر و عشق به سینما: سینمای فرانسه در بریتانیا (۲۰۱۳) را تألیف کرده است. ویتلی دارای دکترای زبانهای مدرن از دانشگاه آکسفورد (۲۰۰۷)، کارشناسی ارشد سینمای اروپایی از دانشگاه باث (۲۰۰۳) و کارشناسی زبانهای مدرن و میانه از دانشگاه آکسفورد است. او پیش از پیوستن به کینگز کالج در سال ۲۰۱۱، بهعنوان پژوهشگر همکار در پروژهی چهارسالهی AHRC در دانشگاه ساوتهمپتون فعالیت میکرد که به تاریخ سینمای فرانسه در بریتانیا میپرداخت، سپس بهعنوان مدرس مطالعات سینما و رسانه در دانشگاه شرق لندن مشغول به کار شد.
پژوهشهای کاترین ویتلی تلفیقی از نظریهی فیلم و فلسفه است و به پرسشهایی دربارهی ماهیت فیلم و عملکرد آن، واکنش ما به فیلم و اهمیت این واکنشها میپردازد. نخستین کتاب او با عنوان سینمای میشائیل هانکه: اخلاق تصویر، نشان میدهد که رابطهی انسان با فیلم ذاتاً به اخلاق و اختیار مرتبط است. آخرین اثر او، استنلی کاول و سینما، تأکید میکند که تعامل با فیلم میتواند به ما بیاموزد چگونه زندگی اخلاقیتری داشته باشیم و مسائل جنسیت، نژاد، امتیاز و چشمانداز را در نظر بگیریم. در سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰، او پژوهشگر مرکز Cinepoetics در دانشگاه آزاد برلین بود و کارگاههایی دربارهی نظریهپردازی تماشاگرشناسی در رسانههای نوین برگزار میکرد. پژوهشهای جاری او به رابطهی سینما با ایمان، اعتقاد و مذهب در جامعهی پساسکولار میپردازد و بهویژه به مفهوم شگفتی، پلورالیسم مذهبی و تعارضات مرتبط با تصویر سینمایی توجه دارد. آثار او در مجلاتی چون Religions و Studies in European Cinema منتشر شده است. ویتلی هدایت رسالههای دکتری در زمینههای فلسفه و سینما، دین و سینما، نظریهی فیلم و سینمای اروپایی معاصر را نیز بر عهده گرفته است.
کاترین ویتلی در حوزههای متنوعی تدریس کرده است، از جمله نظریهی فیلم، ژانر سینمایی، سینمای اروپایی، فلسفه و سینما، دین و سینما و تماشاگرشناسی. او بارها در رادیو بیبیسی حضور یافته و فیلمها را برای برنامههایی مانند The Film Programme و The Strand نقد کرده است. همچنین در پادکستهایی مانند The Cinematologists و Sight & Sound شرکت کرده است. او رویدادهای عمومی متعددی را در انستیتو فیلم بریتانیا (BFI) سازماندهی کرده و همزمان یکی از گردانندگان سری برنامههای Philosophical Screens این مؤسسه است. ویتلی عضو هیئتتحریریهی Film-Philosophy و گروه تحریری Studies in European Cinema و Cinéma et Cie است و برای نشریات و انتشارات معتبر نیز داوری علمی انجام داده است.
درباره میشائیل هانکه
میشائیل هانکه، کارگردان و فیلمنامهنویس اتریشی زادهی آلمان، در ۲۳ مارس ۱۹۴۲ به دنیا آمد. آثار او عمدتاً مسائل اجتماعی و احساس بیگانگی افراد در جامعهی مدرن را بررسی میکنند. او فیلمهایی به زبانهای فرانسوی، آلمانی و انگلیسی ساخته و در تلویزیون، تئاتر و سینما فعال بوده است.
اولین فیلمهای بلند او سهگانهای شامل قارهی هفتم (۱۹۸۹)، ویدئوی بنی (۱۹۹۲) و ۷۱ جزء از روزشمار یک شانس (۱۹۹۴) بود که خشونت و بیگانگی اجتماعی را به تصویر میکشیدند. هانکه جوایز متعددی از جمله جایزهی بزرگ جشنوارهی کن برای معلم پیانو (۲۰۰۱) و دو نخل طلای کن برای روبان سفید (۲۰۰۹) و عشق (۲۰۱۲) را دریافت کرده است. فیلم عشق همچنین برندهی اسکار بهترین فیلم خارجی شد. از دیگر آثار شاخص او میتوان به بازیهای خندهدار، کد ناشناخته، زمانه گرگ، پنهان و پایان خوش اشاره کرد.
هانکه در وینر نوشتات اتریش بزرگ شد و ابتدا قصد داشت بازیگر شود، اما پس از تجربهای کوتاه در دانشگاه و علاقه به فیلم، مسیر خود را به کارگردانی تغییر داد. او در آغاز کارش، فیلمها و پروژههای تلویزیونی متعددی ساخت و سپس با آثار سینمایی بلند به شهرت رسید.
او علاقهی بسیاری به ادبیات و موسیقی داشت، اما در دوران نوجوانی از مدرسه خوشش نمیآمد و خود را شورشی توصیف میکرد. هانکه در دانشگاه وین به مطالعهی فلسفه، روانشناسی و درام پرداخت، اما بیشتر وقت خود را در سینماهای محلی میگذراند. پس از ترک دانشگاه، مدتی به مشاغل مختلف پرداخت و سپس بهعنوان ویراستار و دراماتورژ در شبکهی تلویزیونی Südwestfunk مشغول شد. در همین دوران نقد فیلم نیز مینوشت.
او در آغاز مسیر حرفهای خود چندین پروژهی تلویزیونی را کارگردانی کرد. اولین فیلم تلویزیونی او «پس از لیورپول» (۱۹۷۴) بود که ابتدا بهصورت رادیویی شروع شده بود. سپس فیلمهای سه راه به دریاچه (۱۹۷۶) و Sperrmüll (۱۹۷۶) را ساخت و در سال ۱۹۷۹ دو قسمت از مجموعهی Lemminge را کارگردانی کرد.
در سال ۱۹۸۹ هانکه با فیلم بلند قارهی هفتم به شهرت رسید. این فیلم آخرین سالهای زندگی یک خانوادهی اتریشی را به تصویر میکشد و سبک خشونتآمیز و جسورانهای که بعدها به امضای هانکه تبدیل شد، در آن دیده میشود. فیلم بعدیاش، ویدئوی بنی (۱۹۹۲)، در جشنوارهی کن همان سال به نمایش درآمد و نقدهای مثبتی دریافت کرد. سومین فیلم سهگانهی او، ۷۱ جزء از روزشمار یک شانس (۱۹۹۴) خشونت رسانهای و واقعی را بررسی میکرد و نشان میداد که انسانها بهعنوان موجوداتی اخلاقی با شر مواجه نمیشوند.
در سال ۱۹۹۷ هانکه فیلم تلویزیونی قلعه بر اساس رمان فرانتس کافکا را کارگردانی کرد و همان سال بازیهای خندهدار را ساخت؛ فیلمی که در آن دو مرد جوانْ یک خانواده را در تعطیلات خود گروگان میگیرند و با بازیهای سادیستی، آنها را شکنجه میکنند. این فیلم در جشنوارهی کن ۱۹۹۷ به نمایش درآمد و بهدلیل تمرکز بر تأثیرات روانی خشونت مورد توجه قرار گرفت.
در سال ۲۰۰۰ هانکه فیلم فرانسوی کد ناشناخته را با بازی ژولیت بینوش کارگردانی کرد که داستانهای جداگانه اما مرتبط به هم را روایت میکرد. در سال ۲۰۰۱ فیلم معلم پیانو با بازی ایزابل هوپر روی پرده رفت و جوایز بسیاری از جمله جایزهی بزرگ جشنوارهی کن را دریافت کرد. این فیلم به مسائل پیچیدهای چون مازوخیسم، تجاوز، خشونت جنسی و... میپرداخت. در سال ۲۰۰۳ فیلم زمانه گرگ را ساخت که داستان خانوادهای را پس از یک فاجعهی جهانی روایت میکرد. در سال ۲۰۰۵ نیز با ژولیت بینوش در فیلم پنهان همکاری کرد؛ فیلمی که به موضوعاتی همچون گناه جمعی، حافظهی جمعی و استعمار میپرداخت و برندهی جایزهی بهترین کارگردان جشنوارهی کن شد.
در سال ۲۰۰۹ فیلم روبان سفید را در آلمان و بهصورت سیاهوسفید ساخت که جوایز فراوانی از جمله نخل طلای جشنوارهی کن را دریافت کرد. در سال ۲۰۱۲ فیلم عشق را ساخت که بار دیگر نخل طلای کن را برایش به ارمغان آورد و برندهی اسکار بهترین فیلم خارجی شد. در سال ۲۰۱۷ نیز با فیلم پایان خوش، داستان یک خانوادهی بورژوای فرانسوی را روایت کرد که با بحرانها و مشکلات متعددی مواجه شده بودند و نقدی بر بحران مهاجرت و نابرابری اجتماعی ارائه داد.
سبک هانکه اغلب بیاحساس و تلخ است و با استفاده از تصاویر ناراحتکننده، نماهای طولانی، سکوت و پایانهای مبهم، به نقد مسائل اجتماعی مانند خشونت، نژاد، جنسیت و طبقه میپردازد. او با بازیگرانی چون ایزابل هوپر و ژولیت بینوش همکاری کرده و بارها از شخصیتهایی با نامهای «آن» و «ژرژ» استفاده کرده است. هانکه معتقد است فیلم باید به تماشاگر فرصت تخیل و تأمل بدهد و از جزئیات و وضوح اخلاقیِ بیش از حد پرهیز کند تا از مصرف سطحی جلوگیری شود.
بخشی از کتاب پنهان
«تصاویری که تماشا میکنیم کجا و کِی اتفاق میافتند؟ یا به دیگر سخن، آنها را از چه زمان و مکانی تماشا میکنیم؟ آیا ما هم وقایع را به همراه عوامل فیلم هانکه از چشم دوربین فیلمبرداری میبینیم؟ یا به همراه شخص مرموزی که از رفتوآمد مرد و زن فیلم میگیرد؟ یا نه، در خانهٔ مرد و زن، روی کاناپه، در کنارشان نشستهایم و مشغول تماشاییم؟ شاید جامان بارها از حالتی به حالت دیگر عوض میشود و شاید زمان و مکانی ورای همهٔ این حالتهاست. فقط میتوانیم بگوییم در ابتدای فیلم نمای ثابتْ حاکی از وجود فیلمبردار نامعلومی است و همین باعث پیچیدگی پایانبندی فیلم و طرح این مسئله میشود که آیا آنچه در صحنهٔ آخر شاهدیم واقعیتی است که دوربین هانکه نشان میدهد یا نه. ظاهرشدن عنوانبندی پایانی، که ماشینوار و بهسردی از روی تصویر عبور میکند، سردرگمی ما را دوچندان میکند و باز هم این صحنه را به «فیلمی از میشائیل هانکه» بدل میسازد. آنچه به ابهام و پیچیدگی دامن میزند این است که هانکه کل فیلم را با کیفیت یکسانی ضبط کرده و همین است که تمایز میان ویدئوهای مرموز و صحنههای دیگر را به حداقل میرساند.»
حجم
۹۲۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
حجم
۹۲۸٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه