
کتاب دختری که خاطراتش را گم کرده بود
معرفی کتاب دختری که خاطراتش را گم کرده بود
کتاب دختری که خاطراتش را گم کرده بود نوشته پریسا داروئی و با تصویرگری خود او، توسط نشر مهرستان منتشر شده است. این کتاب داستانی کودکانه با فضایی خیالانگیز و رنگارنگ است که با الهام از خاطرات، رؤیاها و اشیای سادهی روزمره به دنیای کودکان و اهمیت حافظه و خاطره میپردازد. روایت کتاب با زبانی ساده و تصاویری جذاب، ماجرای دختری را دنبال میکند که خاطراتش را از دست داده و با کمک یک بالش هفتتکه، سفری به گذشته و خاطراتش را آغاز میکند. هر تکه از بالش پلی به یک خاطره و یک تجربهی شیرین یا تلخ است که با جزئیات و رنگهای خاص خود، دنیای کودکانه را بازآفرینی میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دختری که خاطراتش را گم کرده بود
کتاب دختری که خاطراتش را گم کرده بود اثری از پریسا دارویی است که با تصویرگری و روایت خود نویسنده، به دنیای کودکان و اهمیت خاطرهها میپردازد. داستان حول محور دختری شکل گرفته که به دلایلی نامعلوم، خاطراتش را فراموش کرده است. یک زن خیاط همسایه، که عاشق جمعکردن تکهپارچههای مشتریانش است و رازهای آنها را میداند، با دوختن یک بالش هفتتکه و هدیهدادن آن به دختر، راهی برای بازگشت به خاطرات گذشته پیشِ پای او میگذارد. نویسنده این کتاب را برای گروه سنی ب نوشته است.
ساختار کتاب دختری که خاطراتش را گم کرده بود براساس هفت تکهی رنگی و نقشدار بالش شکل گرفته و هر تکه دریچهای به یک خاطرهی خاص از زندگی دختر است. روایت کتاب با تکیه بر عناصر ملموس و روزمره مانند دامن گلدار مادربزرگ، پیراهن باغبان، رومیزی مادر و لباس عروسک به بازآفرینی خاطرات و پیوند آنها با اشیا و رنگها میپردازد. تصاویر رنگی و توصیفهای شاعرانه فضای کتاب را خیالانگیز و نزدیک به دنیای کودکان ساخته است. دارویی با روایتی ساده و صمیمی به موضوعاتی چون حافظه، رؤیا، خانواده و پیوندهای عاطفی میپردازد و در عین حال، نقش اشیا و رنگها را در زندهکردن خاطرات برجسته میکند.
خلاصه داستان دختری که خاطراتش را گم کرده بود
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان با معرفی زن خیاط همسایه آغاز میشود؛ زنی که عاشق جمعکردن تکهپارچههای مشتریانش است و رازهای آنها را میداند. او روزی با خردهپارچهها بالشی هفتتکه میدوزد و آن را به دختری هدیه میدهد که خاطراتش را گم کرده است. خیاط به دختر پیشنهاد میکند هر شب سرش را روی یکی از تکههای بالش بگذارد تا شاید بتواند خاطراتش را بازیابد. دختر هر شب سرش را روی یکی از تکههای رنگی بالش میگذارد و به خواب میرود.
تکهی قرمز گلدار او را به یاد دامن مادربزرگ و قصههای پریان میاندازد. تکهی سبز نقشدار، خاطرهی باغبان و گلهای رز قرمز را زنده میکند. تکهی نارنجی ترنجی، بوی غذاهای مادر و رومیزی نارنجی را به یاد میآورد. تکهی آبی راهراه، عصرهای پشتبام و پرواز کبوترهای پسر همسایه را تداعی میکند. تکهی سفید خالدار، پردهی حریر پنجره و بازی نور و سایه را به ذهن میآورد. در نهایت، تکهی صورتی قاصدکی، لباس عروسک کودکی و روزی را یادآور میشود که باد قاصدکها را برد و دختر در پی آنها دوید و زمین خورد؛ همان روزی که خاطراتش را گم کرد. در پایان، کتاب با تقدیم به تمام کسانی که در خاطرات ما زیستهاند، اهمیت خاطرهها و پیوندهای عاطفی را یادآور میشود.
چرا باید کتاب دختری که خاطراتش را گم کرده بود را بخوانیم؟
این کتاب با روایت ساده و تصاویری خیالانگیز، به موضوع مهم حافظه و خاطره در زندگی کودکان میپردازد. هر تکه از بالش هفترنگ فرصتی برای بازگشت به گذشته و مرور لحظات شیرین و تلخ است. داستان با پیوند اشیا و رنگها به خاطرات، به کودکان کمک میکند تا ارزش یادآوری و حفظ خاطرات را درک کنند و نقش خانواده، دوستان و محیط را در شکلگیری هویت خود بشناسند. همچنین فضای شاعرانه و رنگارنگ کتاب تخیل و احساسات کودک را تقویت میکند و فرصتی برای گفتوگو درباره خاطرات خانوادگی و ارزش آنها فراهم میآورد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کودکان علاقهمند به داستانهای خیالانگیز، والدینی که بهدنبال تقویت حافظه و تخیل فرزندان خود هستند و مربیانی که به موضوع خاطره و هویت در آموزش اهمیت میدهند، پیشنهاد میشود.
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۰ صفحه
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۰ صفحه