جملات زیبای کتاب اردک دیوانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب اردک دیوانه

کتاب اردک دیوانه

روایت‌هایی از دوازده روز جنگ اسرائیل با ایران

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
حامد هادیان
انتشارات: 
به نشر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مروارید ابراهیمیان
۵
نباید زودتر از ترس، ترسید.
مروارید ابراهیمیان
۴
و ایران _ هرچه باشد _ جغرافیایی نیست که تمام شود.
مروارید ابراهیمیان
۳
درختان به ما یادآوری می‌کنند اتفاقات خوش و ناگوارِ زندگی همیشگی نیستند.
مروارید ابراهیمیان
۲
«ایران نه، اسرائیل زده. تو فرق قربانی و متجاوز را نمی‌فهمی، چون جنگ را از روی نقشه‌ها می‌فهمی، نه از روی زخم‌ها.»
مروارید ابراهیمیان
۲
جنگ با موشک آغاز می‌شود، با روایت پایان می‌گیرد.
مروارید ابراهیمیان
۲
جالب‌تر این‌که همان فیلم کوتاه از حمله ناجوانمردانه میدان تجریش باعث شد چند نفر به من پیام بدهند و بگویند تازه فهمیده‌اند اسرائیل مردم عادی را هم زده. آن فیلم، بیشتر از هزار بیانیه اثر داشت.
مروارید ابراهیمیان
۲
نخستین‌بار شهید بهروز مرادی، معلمی از اصفهان، جمله‌ای به خطاط تبلیغات جنگ در خرمشهر گفت تا پس از آزادسازی بر تابلوی ورودی شهر بنویسد: «به خرمشهر خوش آمدید؛ جمعیت: ۳۶ میلیون نفر.»
مروارید ابراهیمیان
۱
«زندگی در سایه جنگ طوری است که مدام فکر می‌کنی خطر از تو دور است. اما نیست. کشور کناری جنگ است، تو فکر می‌کنی از تو دور است. شهر کناری را بمباران می‌کنند، تو مطمئنی در امانی. خیابان آن طرف شهر را می‌زنند، تو تکان نمی‌خوری. خانهٔ همسایه ویران می‌شود، تو نانت را می‌خوری و بچه‌ات را بغل می‌کنی و در احاطهٔ دیوارهایی که نصفش ریخته جنگ را باور نمی‌کنی. چون باور کردنش خیلی سخت
مروارید ابراهیمیان
۱
مینا، همسر مجید، باردار بود و بعد از اصابت موشک به خانه‌شان، از پنجره به خیابان پرتاب می‌شود؛ درست روی درختی در همان نزدیکی: «همین درخت جان همسر برادرم و جنینی که در شکمش بود را نجات داد. مینا بیهوش شده بود اما آتش‌نشان‌ها به موقع رسیدند و او را نجات دادند. حالا همسر برادرم با استخوان‌های شکسته در بیمارستان بستری است، در حالی که در انتظار شنیدن خبری از سرنوشت همسرش است».
مروارید ابراهیمیان
۱
پایین‌تر از میدان فردوسی چند جوان ایستگاه صلواتی گذاشته بودند و هم‌زمان با پخش نواهای حماسی، شربت پخش می‌کردند. همان‌جا بقایی، سخنگوی وزارت خارجه را دیدم که شربتی گرفت و با ماشین رفت. می‌خواستم یقه‌اش را بگیرم که چرا این‌قدر منفعل عمل می‌کنید.
مروارید ابراهیمیان
۱
«بعد از فضاحت فرار آمریکایی‌ها از افغانستان، دیگر جرأت نمی‌کنند حضوری قدم در تهران بگذارند.
مروارید ابراهیمیان
۱
حتی اگر این جنگ با آتش‌بس _ رسمی یا دوفاکتو (بی‌اعلام) _ تمام شود، هیچ‌چیز به نقطهٔ پیش از حمله اسرائیل برنمی‌گردد؛ نه ما، نه آن‌ها، نه معادله‌هایی که تا همین چند روز پیش می‌شد سرشان چانه زد.
مروارید ابراهیمیان
۱
در همان وقت، مشاور یکی از سران کشور در توییتی نوشت: «ایران مدت‌هاست منتظر حمله به فردو است. سایت تخلیه شده و آسیب مهمی ندیده. دو چیز قطعی است: دانش بمباران‌شدنی نیست و قمارباز این‌بار خواهد باخت.»
مروارید ابراهیمیان
۱
جمله‌ای از سیمون وی، عارف فرانسویِ یهودی‌تبار افتادم. او دهه‌ها پیش در کتاب «جاذبه و رحمت» نوشته بود: «یهودیان مشتی مردم ریشه‌کن‌شده‌اند که همه کره خاکی را ریشه‌کن ساخته‌اند.» این را زمانی نوشت که هنوز اسرائیلی وجود نداشت؛
مروارید ابراهیمیان
۱
دوست دیگری می‌گفت تلخ‌تر این‌که بسیاری از شهدای هسته‌ای اصلاً محافظ نداشتند؛ رها بودند. از خانواده یکی‌شان شنیدم که نمی‌خواستند در آپارتمان چندطبقه زندگی کند، فقط برای این‌که اگر ترور شد، همسایه‌ها آسیب نبینند. این سطح از آگاهی و تنهایی غریب است.
مروارید ابراهیمیان
۱
گفت: «طلبکارها رفته‌اند جلوی خانه یکی از شهدای جنگ و داد و بیداد کرده‌اند که پولشان را می‌خواهند.» همان خانواده را چند روز قبل تلویزیون نشان داده بود، با زیرنویس قرمز: «قهرمانان وطن.»
مروارید ابراهیمیان
۱
سردار جلالی، رئیس پدافند غیرعامل، در مصاحبه‌ای گفته بود اسرائیل با واتساپ جاسوسی می‌کند. همان روز، دختر شهید شادمانی پاسخ داده بود: «پدرم اصلاً موبایل نداشت؛ چند بار ترورش کردند تا سرانجام شهید شد.»
مروارید ابراهیمیان
۱
مهم‌ترین مسئله شاید ویژگی شهید باقری باشد: عکسی از او نیست. مصاحبه‌ای نیست. چند صد نفر از شهدای این جنگ همین‌طور بودند.
مروارید ابراهیمیان
۰
روایت او از چیزهایی که زیر آوار دیده‌اند، تلخ و تکان‌دهنده است: «یک مادر و دختر رو پیدا کردیم، تو بغل هم بودن. فقط نیم‌تنه بالا ازشون مونده بود».
مروارید ابراهیمیان
۰
خبرهای تلخ شکست نیستند؛ گفتن واقعیت هم بخشی از جنگ است.
مروارید ابراهیمیان
۰
براساس قوانین ژاپن، هر فردی که بر اثر بمباران اتمی کشته یا آسیب دیده باید دو شاهد غیرخویشاوند داشته باشد و همین، آمار واقعی قربانیان را به‌شدت تغییر می‌دهد.
مروارید ابراهیمیان
۰
برای شناسایی ناشناس‌ها از پا نمونه دی‌ان‌ای می‌گرفتند. اگر صاحب پیدا نمی‌شد، جنازه بی‌نام در پزشکی قانونی می‌ماند؛ قانون می‌گفت: دو ماه.
مروارید ابراهیمیان
۰
وی در جای دیگری از همان کتاب آورده است: «بنی‌اسرائیل در مقایسه با بسیاری از اقوام پیرامونی‌اشان، هند، مصر، یونان و چین، بهره کمتری از خدا و حقیقت الهی داشتند؛ زیرا حقیقت اساسی درباره خدا این است که او خیرخواه است. باور به اینکه خدا می‌تواند به انسان فرمان دهد مرتکب بی‌عدالتی‌ها و مظالم بی‌رحمانه و شرم‌آور شود، بزرگ‌ترین خطایی است که می‌توان درباره او مرتکب شد.»
مروارید ابراهیمیان
۰
«اگر چیزی وجود داشته باشد که همه امور دیگر باید به خاطرش کنار گذاشته شود، آن چیز عشق به حقیقت است.
مروارید ابراهیمیان
۰
سال‌ها پیش، در روستای کوچکمان در گیلان ـ سیاهکل‌محله ـ گروهی یهودی زندگی می‌کردند که آن زمان هم چندان محبوب نبودند. کارشان بیشتر خرید و فروش بود. در روستا، اگر آن‌ها به مهمانی می‌آمدند، ظرفی جدا برایشان می‌گذاشتند به اسم «یهودی‌کاسه»؛ نوعی وسواس دینی. پیش از انقلاب، بیشترشان چمدان بستند و به اسرائیل رفتند.
مروارید ابراهیمیان
۰
در گزارشی از روزنامه هاآرتص خواندم: وقتی کمتر از دو سال پیش سیستم جدید قطار شهری اسرائیل افتتاح شد، کمتر کسی فکر می‌کرد صدها نفر شب‌ها در ایستگاه‌های زیرزمینی بخوابند.
مروارید ابراهیمیان
۰
خبرنگار TRT ترکیه می‌خواست وسط میدان پلاتو بگوید، اما جمعیت بازی‌شان گرفته بود و به ترکی برای امام حسین شعار می‌دادند؛
مروارید ابراهیمیان
۰
بعدها فهمیدیم موفق‌ترین حمله ایران مربوط به صبح بوده که ۱۴ موشک ایرانی بدون خطا به منطقه‌ای حساس در بئرالسبع در جنوب اسرائیل خورده است. بعد از آن حمله اسرائیل اعلام کرد جنگنده‌هایش به‌سوی ایران حرکت کرده‌اند، ترامپ گفت جنگ تمام شده و جلویشان را گرفت.
مروارید ابراهیمیان
۰
«در زاگرس اوضاع بدی داشتیم. همه فهمیده بودند عده‌ای هستند که دوست دارند جنگل بسوزد و از بین برود.»
مروارید ابراهیمیان
۰
«ما درگیر امر اکنون هستیم.» این جمله ساده، شاید دقیق‌ترین توصیف زندگی ما در خاورمیانه باشد؛ جایی که وقایع آن‌قدر با شتاب می‌گذرند که فرصت نمی‌کنی یک قدم عقب بروی و ببینی چه بر سرت آمده و باید چه کنی.