
کتاب شن های روان
معرفی کتاب شن های روان
کتاب شن های روان (The Quicksand Question) نوشته ران روی، ماجراهای سه دوست به نامهای دینک، جاش و روثرز را روایت میکند که در شهر کوچک و آرامی زندگی میکنند و ناگهان وسط ماجرایی عجیب از آتشسوزی، دزدی و شن روان گرفتار میشوند. این داستان با فضایی سرزنده، شخصیتهای کنجکاو و ماجرایی پر از سرنخ، تعقیب، حدس و اشتباه، خواننده را همراه خود از انبار و ایستگاه آتشنشانی تا سوپرمارکت، رودخانه و شنهای روان میبرد و در پس این ماجرا، از همکاری، مسئولیتپذیری و اهمیت مراقبت از حیوانات حرف میزند. شهناز ایلدرمی این داستان معمایی و پرهیجانی را برای نشر گل آذین ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شن های روان
کتاب شن های روان اثر ران روی، داستانی معمایی و ماجراجویانه است که ماجرای آن در شهر کوچک گرین لان میگذرد. داستان حول محور سه دوست نوجوان به نامهای دینک، جاش و روثرز شکل میگیرد که درصدد کمک به پروژهای محلی هستند؛ ساخت یک پل مخصوص برای عبور ایمن اردکها از جاده. برای جمعآوری کمکهای مردمی، قلک پلاستیکی بزرگی به شکل اردک در ایستگاه آتشنشانی شهر قرار داده شده است. عامل اصلی داستان، وقوع یک آتشسوزی مشکوک در نیمهشب و ناپدید شدن این قلکِ حاوی پساندازهای اهالی شهر است.
ران روی با استفاده از فصلهای کوتاه و پرضرباهنگ، فرایند کشف سرنخها را توسط این سه نوجوان روایت میکند. داستان شن های روان ترکیبی از معما، ماجراجویی و مسئولیتپذیری است که در آن سه نوجوان کنجکاو، با استفاده از مشاهده و فکرکردن، گرهای بهظاهر پیچیده را باز میکنند و به حقیقت پی میبرند.
این کتاب بخشی از مجموعهی «به گرین لاین خوش آمدید» (A to Z Mysteries) است که در مورد ماجراجوییهای دینک، جاش و روثرز در شهر گرین لاین است. هر بار اتفاقی معمایی و مرموز در شهر میافتد و این سه دوست باید با کمک هم آن را کشف و حل کنند.
خلاصه داستان شن های روان
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
روایت با یک شبمانی ساده در انبار آغل خانهی جاش آغاز میشود که با بیقراری حیوانات و دیدن نوری مشکوک در چمنزار کنار رودخانه، به یک پروندهی سرقت بدل میگردد. آتشسوزی عمدی در چمنزار که با هدف تخلیهی ایستگاه آتشنشانی طراحی شده بود، فرصت مناسبی را برای ربودن قلک پلاستیکی بزرگِ حاوی کمکهای مردمی برای ساخت پل اردکها فراهم میکند. بچهها با یافتن یک تکه چوب نیمهسوخته با حروف حکشده و استفاده از شهادت اهالی شهر، از جمله آقای پاکت که از عبور یک جیپ زرد با محمولهای شبیه به اردک غولآسا خبر داده بود، تحقیقات خود را آغاز میکنند.
پیگیری سرنخها، بچهها را ابتدا به سوپرمارکت گرین لان هدایت میکند؛ جایی که مشخص میشود چوبهای نیمهسوخته متعلق به پالتهای این فروشگاه است. در ادامهی مسیر، ردیابی لاستیک خودرو، آنها را به لبهی خطرناک رودخانه و تلهی شنهای روان میکشاند.
چرا باید کتاب شن های روان را بخوانیم؟
این کتاب در عین روایت یک ماجرای پرکشش، به طور غیرمستقیم دربارهی مسئولیتپذیری نسبت به حیوانات و محیط اطراف صحبت کرده است. خواندن این داستان میتواند هم حس کنجکاوی را تغذیه کند، هم نشان دهد که دقت در جزئیات و پرسیدن سؤالهای درست چقدر در فهمیدن اتفاقات اطراف مؤثر است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شن های روان به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای معمایی و ماجراجویانه با قهرمانان نوجوان علاقه دارند. این کتاب برای والدین و مربیانی که به دنبال متنی داستانی برای گفتوگو دربارهی همکاری، مسئولیتپذیری و دقت در نشانهها با بچهها هستند، مناسب است.
بخشی از کتاب شن های روان
«شنبه شب بود. دینک، جاش و روثرز میخواستند شب را در انبار آغل خانه جاش بمانند.
دینک ظرف دهنگشادی که پر از سکه بود را بر روی کیسه خوابش کج کرد و گفت: "باورم نمیشه قلک اردک تقریباً پر شده."
روثرز درحالیکه قلک خوکیاش را خالی میکرد گفت: "میدونم، ما یک سال تمومه که داریم پول جمع میکنیم!"
جاش که بر روی کیسه خوابش مشغول چیدن سکههای هماندازه روی هم بود گفت: "دوتاتونم ساکت شید! حرف که میزنید نمیتونم بشمارم!"
'قلک اردک' یک قلک پلاستیکی بزرگ به شکل اردک بود که در ایستگاه آتشنشانی خیابان اصلی قرار داشت. آن قلک تقریباً صدوبیست سانتیمتر ارتفاع داشت و از پلاستیک شفافی ساخته شده بود. همه مردم شهر در آن پول انداخته بودند. قرار بود از آن پول برای ساختن پلی مخصوص که فقط برای اردکها باشد استفاده شود.
سالها بود که اردکهای مادر از جاده رودخانه میگذشتندتا در جنگلهای نزدیک خیابان پل لانه بسازند. بعد از این که جوجه اردکها سرازتخم درمیآوردند، آنها را از خیابان رد میکردند تا به رودخانه برسند.»
