
کتاب مومیایی گمشده
معرفی کتاب مومیایی گمشده
کتاب مومیایی گمشده (The missing mummy) نوشته ران روی، دربارهی سه دوست به نامهای دینک، جاش و روثرز است که در تعطیلات تابستانی برای شرکت در برنامههای آموزشی موزهی وادزورث به شهر هارتفورد میروند ولی ناگهان وسط ماجرایی واقعی از دزدی مومیایی و گنج مصری گیر میافتند. این کتاب با فضایی پر از تعلیق، شوخیهای کودکانه، دوستی و کنجکاوی، ماجرای حل یک معمای پلیسی را از نگاه سه بچه روایت کرده است. شهناز ایلدرمی این داستان معمایی و پرهیجان را برای نشر گلآذین ترجمه کرده است نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مومیایی گمشده
کتاب مومیایی گمشده ماجرای یک روز عادی تابستانی را به ماجرایی پر از رمز و دلهره تبدیل کرده است. ران روی در این کتاب سه شخصیت اصلی خود، دینک، جاش و روثرز را وسط یک ماجرای واقعی در موزهی وادزورث قرار داده است؛ جایی که قرار است فقط یک برنامهی آموزشی ساده دربارهی مصر باستان و مومیاییها برگزار شود. ساختار کتاب از ۱۰ فصل تشکیل شده که هر فصل با یک اتفاق تازه جلو میرود. ماجرا از برنامهای به نام دوشنبهی مومیایی شروع میشود؛ جایی که قرار است بچهها با مصر باستان، مومیاییها و مقبرهها آشنا شوند اما درست وسط توضیحات دکتر توید، باستانشناس موزه، یک زن ناشناس مومیایی کودک را میرباید و همهچیز بههم میریزد. کمی بعد انفجاری در دیوار مقبره رخ میدهد، گنج طلای مصری ناپدید میشود و سه قهرمان نوجوان داستان در دل ماجرایی واقعی از دزدی، تعقیب و کشف سرنخها قرار میگیرند.
مومیایی گمشده، جلد سیزدهم از مجموعهی مشهور A to Z Mysteries است. ران روی تا به حال ۲۶ داستان برای این مجموعهی پرهیجان و معمایی نوشته. گرچه این داستانها از هم مستقلاند ولی قهرمان همهی آنها مشترک است: دینک، جاش و روثرز، سه دوستی که هر بار در مخصمهای عجیب و متفاوت گیر میافتند و باید با کمک هم از آن خلاص شوند.
خلاصه کتاب مومیایی گمشده
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان از جایی شروع میشود که دینک، جاش و روثرز در حیاط خانهی دینک روزنامه میخوانند و متوجه میشوند موزهی وادزورث برای هر روز هفته برنامهای ویژه بچهها دارد؛ از دوشنبهی مومیایی تا سهشنبهی تیراناسوره و چهارشنبهی خیس. آنها برای شرکت در این برنامهها باید پول ثبتنام را خودشان تهیه کنند، پس انباری خانهی پدر جاش را تمیز میکنند و در ازای کارشان پول میگیرند. روز دوشنبه به موزه میروند و در برنامهی دوشنبهی مومیایی شرکت میکنند. دکتر هریس توید، باستانشناس موزه، آنها و بقیه بچهها را به مقبرهای بازسازیشده میبرد که سه تابوت سنگی در آن قرار دارد؛ دو تابوت بزرگ برای پدر و مادر و یک تابوت کوچک برای کودک مومیاییشده. وقتی در تابوتها باز میشود، ناگهان زنی با موی بلند طلایی جلو میپرد، مومیایی کودک را برمیدارد و فرار میکند. برنامه نیمهکاره میماند و بچهها در راهروها سرگردان میشوند تا اینکه روثرز مومیایی را روی میز تعویض پوشک در دستشویی بانوان پیدا میکند. پلیس وارد ماجرا میشود و مومیایی به دفتر دکتر توید برمیگردد. کمی بعد، وقتی بچهها برای بررسی دوبارهی مقبره و اتاق گنج برمیگردند، در سنگی پشت سرشان بسته میشود و در مقبره و اتاق گنج زندانی میشوند. آنها در صندوقخانهای کوچک پناه میگیرند و همانجا خوابشان میبرد ولی کمی بعد با انفجار ناگهانی دیوار و ورود دو دزد سیاهپوش به اتاق گنج بیدار میشوند. دزدها شیشهی صندوقهای طلا را میشکنند، طلاها را در دو کیف باشگاهی سیاه میریزند و از سوراخ دیوار فرار میکنند...
چرا باید کتاب مومیایی گمشده را بخوانیم؟
در این کتاب اطلاعات ساده و جذابی دربارهی مصر باستان، مومیاییها، مقبرهها و حتی دایناسورها در متن داستان گنجانده شده بدون اینکه روایت متوقف شود. ساختار فصلهای کوتاه، صحنههای پرتحرک در موزه، پارک، اتوبوس و رستوران و پایانهای معلق هر فصل باعث شده تا خواندن کتاب برای نوجوانان راحت و پرکشش باشد و آنها را به ادامهدادن داستان ترغیب کند. برای کسانی که به داستانهای کارآگاهی نوجوانانه، ماجراهای موزهای و فضاهای پررمزوراز علاقهمند هستند، این کتاب میتواند تجربهای سرگرمکننده و در عین حال تفکربرانگیز باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن مومیایی گمشده به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای معمایی، ماجراجویی، موضوعاتی مثل مصر باستان و مومیاییها و فضاهای پلیسی و کشف دزد علاقهمند هستند. این داستان برای بچههایی است که از دنبالکردن سرنخهای کوچک، حدسزدن مجرم و همراهی با گروهی از بچههای کنجکاو در حل یک معما لذت میبرند.
بخشی از کتاب مومیایی گمشده
«یکی از تابوتها بر روی یک میز سنگی خوابانده شدهبود. دو تابوت دیگر صاف به دیوار هر طرف تکیه داده شدهبودند. دینک متوجه شد که تابوتی که روی میز بود کوچکتر از آن دو تابوت دیگر است.
دکتر توید با صدایی آهسته گفت: "شما داخل یک مقبره واقعی مصری ایستادید. اینها به صورت قطعه قطعه به اینجا آورده شدن و بعد دوباره ساخته شدن."
او به تابوتها اشاره کرد: گبه تابوت قدیمی مصری سارکوفاگوس میگن. هر سارکوفاگوس یک مومیایی توی خودش داره. الان درِ تابوت رو باز میکنم. ولی اول یکلحظه به هنر ظریف روی اون دقت کنید."
بر روی درِ هر تابوت، از جواهرات و طلا ماسکی ساخته شده بود. دینک با خود فکر کرد که آن چهرهها آرام و تقریباً شاد بودند.
دکتر توید گفت: "مصریها معتقد بودن کسانی که میمیرن در زندگی بعدیشون به پولشان نیاز خواهند داشت. بنابراین افراد ثروتمند داراییشون رو نزدیک خودشون دفن میکردن."
او از داخل طاق به اتاق دیگر اشاره کرد و گفت: "اونجا اتاق گنجه. بعد از این که مومیاییها رو دیدیم، فرصت دارید اونجا رو هم ببینید."»
حجم
۹۷۲٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه
حجم
۹۷۲٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه