
کتاب گفتم از پیدا و پنهان
معرفی کتاب گفتم از پیدا و پنهان
کتاب گفتم از پیدا و پنهان نوشتهی مرتضی کتبی اثری خاطرهمحور است که نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده است. این کتاب مجموعهای از یادداشتها و خاطرات نویسنده است که طی سالها در دفترها، تقویمها و نامههای شخصیاش ثبت شدهاند و اکنون بهصورت منسجم و روایی در اختیار مخاطبان قرار گرفتهاند. مرتضی کتبی با نگاهی صادقانه و بیپیرایه، زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی خود را از دوران کودکی تا سالهای پس از بازنشستگی روایت کرده است. او در این اثر، نهتنها به خاطرات فردی و خانوادگی میپردازد، بلکه تصویری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و شهری تهران و ایران معاصر را نیز ترسیم میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گفتم از پیدا و پنهان
کتاب گفتم از پیدا و پنهان اثری از مرتضی کتبی است که خاطرات و یادداشتهای پراکندهی او را در قالبی روایی گردآوری کرده است. این کتاب با محوریت زندگی شخصی نویسنده، تصویری از تهران قدیم، ساختار خانوادههای سنتی، روابط میان نسلها و تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران را ارائه میدهد. مرتضی کتبی با زبانی صمیمی و جزئینگر، از کودکی خود در تهران، روابط خانوادگی، نقش پدر و مادر، تجربههای مدرسه و محله، تا سفرها و تفریحات جمعی و حتی جزئیات زندگی روزمره را بازگو کرده است. ساختار کتاب بر پایهی خاطرات و یادداشتهایی است که طی سالها گردآوری شدهاند و بهصورت موضوعی و گاه زمانی مرتب شدهاند. نویسنده در مقدمه به نقش دوستان و همکارانش در تدوین و ویرایش این مجموعه اشاره کرده و از آنها قدردانی کرده است. کتاب، علاوهبر روایت زندگی شخصی، به بازتاب فرهنگ و رسوم اجتماعی، تغییرات شهری و حتی جزئیات سبک زندگی در دهههای مختلف میپردازد و از این جهت، اثری مستند و درعینحال روایی بهشمار میآید.
خلاصه کتاب گفتم از پیدا و پنهان
کتاب گفتم از پیدا و پنهان با روایت خاطرات مرتضی کتبی آغاز میشود؛ او از سالهای کودکی خود در تهران قدیم، خانوادهی پرجمعیت و روابط پیچیدهی میان اعضای خانواده سخن گفته است. نویسنده با جزئیات به توصیف فضای شهری تهران، محلهها، خانهها و حتی تغییرات جغرافیایی و جمعیتی شهر میپردازد. او از پدرش، مردی خوشگذران و صاحبنام، و مادرش که در کودکی از او جدا شده، خاطراتی تلخ و شیرین نقل میکند. در این میان، نقش زنپدر، مادربزرگ و سایر اعضای خانواده در تربیت و رشد او و برادرانش برجسته شده است. کتبی به شیوهی زندگی سنتی، تفریحات خانوادگی، سفرهای دستهجمعی، مراسم مذهبی و آداب و رسوم آن دوران اشاره کرده و با نگاهی انتقادی، به تربیت فرزندان، نقش تنبیه بدنی، و تأثیرات آن بر شخصیت کودکان میپردازد. او همچنین از تجربههای مدرسه، بازیهای کودکانه، روابط با هممحلهایها و حتی جزئیات سفرهای خانوادگی به نقاط مختلف تهران و اطراف آن سخن گفته است. کتاب، علاوهبر روایت زندگی شخصی، به بازتاب فرهنگ، باورها و تغییرات اجتماعی ایران در دهههای مختلف میپردازد و تصویری زنده از گذشتهی نهچندان دور ارائه میدهد.
چرا باید کتاب گفتم از پیدا و پنهان را بخوانیم؟
گفتم از پیدا و پنهان اثری است که با جزئینگری و صداقت، تصویری ملموس از زندگی فردی و اجتماعی در تهران و ایران چند دههی گذشته ارائه میدهد. این کتاب نهتنها برای آشنایی با خاطرات یک فرد، بلکه برای درک بهتر تحولات فرهنگی، اجتماعی و شهری ایران ارزشمند است. روایتهای نویسنده، همزمان با بازتاب دغدغههای شخصی، به مسائل عمومیتر مانند تربیت، روابط خانوادگی، نقش سنتها و تغییرات سبک زندگی میپردازد. خواندن این کتاب فرصتی برای مقایسهی گذشته و حال، و تأمل دربارهی ریشههای بسیاری از رفتارها و باورهای امروزی فراهم میکند. همچنین، زبان صمیمی و روایت جزئیات زندگی روزمره، کتاب را به اثری خواندنی و قابل لمس بدل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان تاریخ اجتماعی، پژوهشگران فرهنگ عامه، دوستداران خاطرهنویسی و کسانی که به دنبال شناخت زندگی شهری و خانوادگی در ایران معاصر هستند پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که دغدغهی مقایسهی سبک زندگی نسلهای مختلف و تأثیر تحولات اجتماعی بر خانواده را دارند، این کتاب مناسب است.
بخشی از کتاب گفتم از پیدا و پنهان
«آفتاب عمرم به لب بام رسیده، آهستهآهسته رو به خاموشی میرود و من این را حس میکنم. نوروز امسال، هشتادوهشتمین بهاری بود که نفس مرا هم تازه کرد. اعضای بدنم یکییکی خبرم میکنند؛ سرم، چشمها و گوشهایم، دندانها، ریهها و کلیههایم... شبها تکرر ادرار بیدارم میکند، روزها خواب گریبانم را میگیرد. مثل این است که دارم ذوق و شوق به زندگی را از دست میدهم. یک دارو از جهتی بهبودم میبخشد و از جهت دیگر بدترم میکند. پنجشش دارو در روز بهکلی کار دستم میدهند و تعادلم را بههم میزنند. حرف زدنم، گوش کردنم، تأمل و تخیّل و هوش و حواس و حافظهام را پریشان میکنند، بهویژه که چندان اعتقادی به دارو ندارم. اثرات این سستاعتقادی را بر جسم و روحم حس میکنم. خیلی وقت است که من دیگر به قرص و قطره و کپسول و آمپول باور جدی ندارم، زیرا اینها مثل خوراک و پوشاک مردم دنیا، در چنگال شرکتهای چندملیتی به گروگان گرفته شدهاند و آنها سعی دارند بهدست پزشکان یا با تبلیغات، بهخورد همه از زن و مرد، پیر و جوان، دارا و ندار، در کشورهای عقبنگهداشتهشده و کشورهای بهاصطلاح پیشرفته بدهند. حالا با وجود همۀ ناخوشیها و ناراحتیهایی که از آنها، نصفهنیمه، مینالم، هنوز سرم را بالا نگه میدارم، راست راه میروم، روی زمین و در و تخته مثل فرش و مبل و صندلی راحت مینشینم، بعد از پنجاهوشش سال، دیگر تدریس نمیکنم ولی گاهگاه دعوت به سخنپراکنی را میپذیرم، مقاله برای چاپ در مجلات ارزیابی و داوری میکنم، طرح پژوهشی مینویسم و حتی در بعضی میزگردها مِنمِن میکنم.»
حجم
۲۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۴۰ صفحه
حجم
۲۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۴۰ صفحه