
کتاب معماری انتقادی و سایه هایش
معرفی کتاب معماری انتقادی و سایه هایش
کتاب معماری انتقادی و سایههایش نوشتهی کی. مایکل هیز و جمعی از نویسندگان، با ترجمهی گروه مترجمان و توسط نشر گیلگمش منتشر شده است. این اثر مجموعهای از یازده مقالهی برگزیده در حوزهی نظریهی معماری را گردآوری کرده که هر یک بهنوعی به تفکر انتقادی در معماری، نقش آن در جامعه و ارتباطش با فرهنگ، اقتصاد و سیاست میپردازد. مقالات انتخابشده از میان مهمترین متون نظری معماری چهار دههی اخیر برگزیده شدهاند و تلاش دارند تصویری جامع از سیر تحول نقد و نظریهی انتقادی در معماری معاصر ارائه دهند. این کتاب با هدف پاسخ به نیاز جامعهی معماری ایران به منابع مرجع و بهروز در زمینهی نقد و نظریهی معماری تهیه شده و به بررسی ریشهها، تحولات و چالشهای معماری انتقادی میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب معماری انتقادی و سایه هایش
کتاب معماری انتقادی و سایههایش با گردآوری مقالاتی از نویسندگان برجستهای چون کی. مایکل هیز، پیتر آیزنمن، ویتوریو آئورلی، رابرت سومول، سارا وایتینگ و دیگران، به بررسی جریانهای فکری و نظریههای انتقادی در معماری معاصر میپردازد. این کتاب با تمرکز بر مقالاتی که از دههی ۱۹۶۰ تا دههی ۲۰۱۰ نوشته شدهاند، روند شکلگیری و تحول نظریهی انتقادی در معماری را دنبال میکند. ساختار کتاب بر پایهی ارائهی دیدگاههای متنوع و گاه متضاد دربارهی نقش نقد، نظریه و عمل در معماری استوار است. مقالات کتاب از منابع معتبر و مجلات تخصصی معماری انتخاب شدهاند و هر یک به موضوعی خاص در زمینهی نقد معماری، خودآیینی فرم، رابطهی معماری با فرهنگ و جامعه، و چالشهای معاصر این حوزه میپردازد. کتاب معماری انتقادی و سایههایش با هدف ایجاد بستری برای گفتوگو و بازاندیشی در نظریهی معماری، مخاطب را با جریانهای فکری تأثیرگذار و تحولات مهم این حوزه آشنا میکند و تصویری چندوجهی از وضعیت معماری انتقادی در جهان معاصر ارائه میدهد.
خلاصه کتاب معماری انتقادی و سایه هایش
کتاب معماری انتقادی و سایههایش مجموعهای از مقالات کلیدی دربارهی نظریهی انتقادی در معماری است که هر یک به بررسی ابعاد مختلف این رویکرد میپردازد. دغدغهی اصلی کتاب، واکاوی نقش نقد و نظریه در معماری و چگونگی تأثیر آن بر جامعه، فرهنگ و سیاست است. مقالات کتاب با رویکردی تحلیلی، به بررسی ریشههای فلسفی نقد انتقادی، تأثیر مکتب فرانکفورت، و پیوندهای میان نظریهی معماری و جریانهای فکری مدرن و پستمدرن میپردازند. نویسندگان مقالات، گاه از منظر دفاع از معماری انتقادی و گاه با رویکردی انتقادی به محدودیتها و چالشهای آن، به تحلیل جایگاه این رویکرد در معماری معاصر میپردازند. برخی مقالات به معرفی بدیلهایی مانند معماری پروجکتیو یا هوش طراحی میپردازند و برخی دیگر بر ضرورت حفظ و بازاندیشی در تفکر انتقادی تأکید دارند. در مجموع، کتاب تلاش میکند تصویری پویا و چندلایه از وضعیت معماری انتقادی، تحولات نظری و چالشهای پیشروی آن ارائه دهد و مخاطب را به تأمل دربارهی نقش معماری در جامعهی امروز دعوت کند.
چرا باید کتاب معماری انتقادی و سایه هایش را بخوانیم؟
این کتاب با گردآوری مقالاتی از مهمترین نظریهپردازان معماری معاصر، فرصتی کمنظیر برای آشنایی با جریانهای فکری و تحولات انتقادی در این حوزه فراهم میکند. مطالعهی آن به درک بهتر رابطهی معماری با فرهنگ، سیاست و اقتصاد کمک میکند و امکان مقایسهی دیدگاههای متنوع دربارهی نقد و نظریه را بهوجود میآورد. همچنین، کتاب معماری انتقادی و سایههایش با پرداختن به چالشهای معاصر و معرفی رویکردهای نوین، زمینهای برای بازاندیشی در نقش معمار و جایگاه معماری در جامعه فراهم میسازد. این اثر برای کسانی که به دنبال فهم عمیقتر از نظریههای معماری و نقد اجتماعی هستند، منبعی ارزشمند بهشمار میآید.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران معماری، علاقهمندان به نظریه و نقد معماری، معماران حرفهای و کسانی که دغدغهی ارتباط معماری با جامعه، فرهنگ و سیاست را دارند پیشنهاد میشود. همچنین برای افرادی که به دنبال آشنایی با جریانهای فکری معاصر و چالشهای نظری معماری هستند، این کتاب مناسب است.
بخشی از کتاب معماری انتقادی و سایه هایش
«در این مقاله، معماری انتقادی را بررسی میکنم؛ نوعی معماری که از تأیید فرهنگ غالب و مصالحه با آن امتناع میکند و درعینحال به ساختارهای فرمال محض و فارغ از مکان و زمان تقلیلپذیر نیست. تفسیر دوبارهٔ چند پروژهٔ میس ون دِر روهه مثالهایی در اختیار ما قرار میدهد که در آن معماری انتقادی میان بازنمایی مؤثر ارزشهای فرهنگی موجود و خودآیینی مطلق سیستمهای انتزاعی فرم میایستد. پیشنهاد قلمرویی انتقادی در میان فرهنگ و فرم بیش از آنکه در امتداد دیدگاهها تغییری متداول باشد، به چالش کشیدن دیدگاههایی است که میخواهند کل معماری را با توجه به یکی از این دو وجه تعریف کنند. به همین دلیل بد نیست با مروری کوتاه بر دو دیدگاه تفسیریِ غالب شروع کنیم که دقیقاً چنین ادعایی دارند. میس ون دِر روهه، پروژهٔ خیابان فردریشاشتراوسه (۱۹۱۹)، طراحی با زغال معماری به مثابهٔ ابزار فرهنگ اولین موضع تأکید میکند که فرهنگْ علت و محتوای فرمِ ساختمان است و از اینرو کار مفسر مطالعهٔ ابژهها و محیط به منزلهٔ نشانه، سمپتوم و ابزارهای ارزشِ فرهنگی است. معماری در این دیدگاه اساساً پدیدهای ثانویه است که وضعیتها و تغییرشکلهای آن از روندهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیکی تبعیت میکند. بهعلاوه، معماری، هم در نقش پشتوانهٔ عملکرد نهادهای انسانی و هم به منزلهٔ تبلور عینی ارادهٔ جمعی، به فرهنگ سازندهاش اعتبار میبخشد؛ معماری بر هژمونی فرهنگ صحه میگذارد و به تداومش کمک میکند. بدین ترتیب، مطلوبترین رابطهای که باید میان فرهنگ و فرم برقرار شود رابطهای متناظر است که در آن فرم ارزشهای فرهنگی را فعالانه بازنمایی میکند.»
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۹ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۹ صفحه