
کتاب چه خوب بود اگر دیوارهای خونمون جا به جا می شد
معرفی کتاب چه خوب بود اگر دیوارهای خونمون جا به جا می شد
کتاب چه خوب بود اگر دیوارهای خونمون جا به جا می شد نوشته زهرا رحیم پور و داستانی کوتاه دربارهی زندگی خانوادهای پرجمعیت در خانهای کوچک است. این اثر با نگاهی طنزآمیز، ماجراهای روزمره و دغدغههای کودکان را در فضایی شلوغ و پرهیاهو روایت کرده است. نویسنده با زبانی ساده و نزدیک به ذهن گروه سنی هدفش، تجربههای مشترک بسیاری از خانوادهها را به تصویر کشیده است؛ از مهمانیهای شلوغ گرفته تا تقسیم فضا و دغدغهی جای خواب. نشر متخصصان این کتاب را برای کودکان و نوجوانان منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب چه خوب بود اگر دیوارهای خونمون جا به جا می شد
کتاب چه خوب بود اگر دیوارهای خونمون جا به جا می شد نوشتهی زهرا رحیم پور و داستانی کوتاه با روایت اولشخص است که زندگی پسر نوجوانی را در خانوادهای پرجمعیت و خانهای کوچک دنبال میکند. فضای داستان، خانهای قدیمی با دو اتاق است که ۱۱ نفر از اعضای خانواده در آن زندگی میکنند. داستان با لحنی شوخطبعانه و صمیمانه، به جزئیات زندگی روزمره و مهمانیهای خانوادگی و چالشهای تقسیم فضا میپردازد. نویسنده با استفاده از خاطرات و گفتوگوهای اعضای خانواده، تصویری زنده از روابط گرم و گاه شلوغ خانوادگی ارائه داده است. این داستان کوتاه بر تجربههای شخصی و حسرتها و آرزوهای کودکان و نوجوانان تمرکز کرده است. دغدغهی اصلی راوی، کمبود جا و آرزوی جابهجایی دیوارها برای داشتن فضای بیشتر است. اثر حاضر با نگاهی واقعگرایانه و طنزآمیز، به مسائل ساده اما مهم زندگی جمعی پرداخته است. داستان حاضر برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است.
خلاصه کتاب چه خوب بود اگر دیوارهای خونمون جا به جا می شد
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان با معرفی خانوادهای پرجمعیت آغاز میشود؛ پسری نوجوان با هفت خواهر و برادر، پدر و مادر و مادربزرگ، همگی در خانهای کوچک و دواتاقه زندگی میکنند. فضای خانه شلوغ و پرهیاهوست و هر گوشه، خاطره و ماجرایی وجود دارد. داستان با توصیف مهمانیهای هفتگی عمه و خانوادهاش ادامه پیدا میکند؛ مهمانیهایی که خانه را شلوغتر و تقسیم فضا را دشوارتر میکند. آشپزخانهی کوچک زیر پله، محل جمعشدن مادر، مادربزرگ، عمه و دخترها برای آشپزی و گفتوگوست. بعد از مهمانی، چالش اصلیْ پیداکردن جای خواب برای همه است؛ بالشها و لحافها در راهرو و آشپزخانه پهن میشوند و مادر خانواده گاه مجبور میشود گوشهی آشپزخانه بخوابد. راوی با طنز و خیالپردازی کودکانه میگوید کاش میشد دیوارهای خانه را جابهجا کرد تا برای همه جا باز شود. او حتی میکوشد با فشاردادن پا به دیوار، آن را تکان دهد و به این فکر میافتد که شاید باید به باشگاه ورزشی برود تا زورش بیشتر شود. داستان با پذیرش شرایط و شوخی با محدودیتها به پایان میرسد و فضای گرم و صمیمی خانواده را برجسته میکند.
چرا باید کتاب چه خوب بود اگر دیوارهای خونمون جا به جا می شد را بخوانیم؟
داستان چه خوب بود اگر دیوارهای خونمون جا به جا می شد تجربهی زندگی در خانوادههای پرجمعیت و خانههای کوچک را به تصویر کشیده است. نگاه کودکانه و خلاقانه به مشکلات روزمره ویژگی این داستان است. نویسنده محدودیتها را بهانهای برای خیالپردازی و شوخی دانسته است. کودکان و نوجوانان با خواندن این داستان کوتاه با دنیای ساده اما پرماجرای یک نوجوان آشنا میشوند و میتوانند با او همذاتپنداری کند یا نگاهی تازه به روابط خانوادگی و ارزشهای جمعی بیندازند. این داستان نهتنها سرگرمکننده است، بلکه به اهمیت همدلی، سازگاری و شوخطبعی در مواجهه با چالشهای زندگی اشاره میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کودکان و نوجوانان، اعضای خانوادههای پرجمعیت، علاقهمندان به داستانهای واقعگرایانه و کسانی که با چالشهای زندگی جمعی روبهرو هستند، پیشنهاد میشود.
حجم
۳٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸ صفحه
حجم
۳٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸ صفحه
نظرات کاربران
خیلی حس جالبی داشت به شلوغی شب یلدا میموند