
کتاب جنگی که نجاتم داد
معرفی کتاب جنگی که نجاتم داد
کتاب جنگی که نجاتم داد نوشته کیمبرلی بروبیکر بردلی و ترجمه هادی حیدری، داستانی تاثیرگذار از زندگی دختری نوجوان در بستر جنگ جهانی دوم است. این کتاب که توسط انتشارات بوستان کاغذی منتشر شده، روایتی از تلاش برای بقا، امید و یافتن معنای خانواده در شرایطی دشوار را به تصویر میکشد. محوریت داستان حول آدا، دختری با پای آسیبدیده و گذشتهای پر از رنج، میچرخد که همراه برادر کوچکش جیمی، از لندن بمبارانشده به روستایی در کنت پناه میبرد. روایت کتاب با نگاهی انسانی و صمیمی، تجربههای تلخوشیرین آدا را در مسیر درمان، پذیرش و رشد شخصی دنبال میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جنگی که نجاتم داد
کتاب جنگی که نجاتم داد اثری داستانی از کیمبرلی بروبیکر بردلی است که با محوریت نوجوانان و در بستر جنگ جهانی دوم روایت میشود. داستان از زاویهدید اولشخص آدا، دختری با پای چنبری و گذشتهای پر از آزار و محرومیت، روایت میشود. او و برادر کوچکش جیمی، پس از آغاز بمباران لندن، بهاجبار مادرشان و به امید امنیت، به روستایی در کنت منتقل میشوند. در این روستا، سوزان، زنی تنها و مستقل، سرپرستی آنها را میپذیرد و بهتدریج رابطهای عمیق و پیچیده میان این سه نفر شکل میگیرد.
کتاب جنگی که نجاتم داد نوشتهی کیمبرلی بروبیکر بردلی با تمرکز بر تجربههای روزمره، چالشهای جسمی و روانی آدا و تلاش او برای یافتن جایگاه خود در خانوادهای جدید، تصویری ملموس از تأثیرات جنگ بر زندگی کودکان و نوجوانان ارائه میدهد. روایت، همزمان با پیشروی جنگ و تغییرات اجتماعی، به موضوعاتی چون هویت، استقلال، فقدان و امید میپردازد و درعینحال فضای روستا و روابط انسانی را با جزئیات قابللمس به تصویر میکشد.
خلاصه داستان جنگی که نجاتم داد
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان جنگی که نجاتم داد با آدا، دختری ۱۰ ساله با پای چنبری، آغاز میشود که در خانهای کوچک و پر از محدودیت در لندن زندگی میکند. مادرش بهدلیل نقص جسمی آدا، او را از دنیای بیرون محروم کرده و با خشونت با او رفتار میکند. با شدتگرفتن بمباران لندن، جیمی، برادر ششسالهی آدا، قرار است بههمراه دیگر کودکان به روستا منتقل شود. آدا باوجود مخالفت مادر، مخفیانه به جیمی میپیوندد و هر دو به روستایی در کنت میرسند.
در روستا، سوزان، زنی تنها و بیمیل به سرپرستی کودکان، ناچار میشود آنها را بپذیرد. آدا بهتدریج با محیط جدید، اسبچهای به نام باتر و دوستی با مگی، دختر خانم تورنتون، آشنا میشود. او باوجود درد و محدودیت جسمی، تلاش میکند راه رفتن و سوارکاری را یاد بگیرد و کمکم اعتمادبهنفس پیدا کند. رابطهی آدا و سوزان ابتدا سرد و پر از سوءتفاهم است، اما با گذشت زمان، سوزان به حمایت و مراقبت از آدا و جیمی عادت میکند و نوعی خانوادهی جدید شکل میگیرد.
آدا در ادامه با چالشهای جدیدی روبهرو میشود: عمل جراحی برای اصلاح پایش، نگرانی از آیندهی خود و جیمی پس از مرگ مادرشان و ترس از بازگشت به یتیمخانه یا جداشدن از سوزان. همزمان، جنگ و بمبارانها زندگی روستا را هم تحتتاثیر قرار میدهد و آدا با واقعیتهای تلخ فقدان، مرگ و ناامنی روبهرو میشود. بااینحال، او با پشتکار و حمایت اطرافیان، بهتدریج بر ترسها و زخمهای گذشته غلبه میکند و معنای جدیدی برای خانواده و خانه پیدا میکند. داستان با تأکید بر رشد شخصی آدا، قدرت همدلی و اهمیت تعلق داشتن، پیش میرود و تصویری از امید در دل تاریکی جنگ ارائه میدهد.
چرا باید کتاب جنگی که نجاتم داد را بخوانیم؟
کتاب جنگی که نجاتم داد با روایتی صمیمی و بیواسطه، تجربههای یک کودک آسیبدیده را در دل بحران جنگ جهانی دوم به تصویر میکشد. این کتاب نهتنها به موضوعات مهمی مانند تابآوری، رشد فردی و معنای خانواده میپردازد، بلکه با پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، احساسات پیچیده و روابط انسانی، فضایی ملموس و باورپذیر خلق کرده است.
روایت آدا، با تمام ضعفها و ترسهایش، فرصتی برای همدلی با کودکانی فراهم میکند که در شرایط دشوار، بهدنبال امید و امنیت هستند؛ همچنین کتاب بهخوبی نشان داده است که تغییر و بهبود، حتی در سختترین شرایط، ممکن است و حمایت و محبت میتواند سرنوشت انسان را دگرگون کند. این اثر، علاوهبر روایت داستانی پرکشش، به دغدغههای اجتماعی و روانی نوجوانان نیز توجه داشته و تصویری چندلایه از تأثیرات جنگ بر زندگی فردی و جمعی ارائه داده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب جنگی که نجاتم داد به نوجوانان، جوانان و بزرگسالانی که به داستانهای رشد، تابآوری و جستوجوی هویت علاقه دارند، پیشنهاد میشود؛ همچنین این کتاب میتواند برای کسانی که دغدغههایی مانند تجربهی فقدان، مشکلات خانوادگی یا مواجهه با شرایط دشوار را دارند، الهامبخش و همدلانه باشد. برای علاقهمندان به روایتهای تاریخی و داستانهایی با محوریت جنگ جهانی دوم نیز مناسب است.
بخشی از کتاب جنگی که نجاتم داد
«آدم ممکنه خیلی چیزا رو بدونه، اما این بدون معناش این نیست که واقعاً باورشون هم داره.
سوزان گفت: «آدا! باید یه چیزی بخوری، یه چیزی بنوشی!» صدای تند و نگرانش توی گوشم پیچید. لیوان چای سرد رو گذاشت توی دستم
گفتم: «نمیخوام. جدی میگم، نمیخوام»
سوزان انگشتهامو دور لیوان حلقه کرد و گفت: «میدونم، درکت میکنم، ولی یه کم بخور. این آخرین چیزیه که اجازه دارن بهت بدن. فردا صبح تشنهت میشه.»
پای راستم از مچ به طرف بیرون پیچ خورده بود. از همون بچگی اینطوری بود. استخونهای مچ پام کج رشد کرده بودن، جوری که ناخنهام به زمین میکشیدن و کف پام رو به آسمون بود. راه رفتن یه درد دائمی بود. با اینکه پوستم پینه بسته بود، باز هم پاره میشد و خون میاومد.»
حجم
۸۵۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۴ صفحه
حجم
۸۵۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۴ صفحه
نظرات کاربران
دخترم عاشق این کتاب است