
کتاب با هر نفس
معرفی کتاب با هر نفس
کتاب با هر نفس (Every Breath) نوشته نیکلاس اسپارکس و با ترجمه بامداد بهنام، توسط انتشارات کتاب مرو منتشر شده است. این رمان عاشقانه، داستانی از پیوند سرنوشت و انتخابهای انسانی را روایت میکند و در مجموعهی ادبیات داستانی نشر مرو قرار میگیرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب با هر نفس
کتاب با هر نفس اثری از نیکلاس اسپارکس است که در قالب یک رمان عاشقانه و معاصر نوشته شده است. داستان در دو بستر جغرافیایی و زمانی متفاوت، یعنی کارولینای شمالی و زیمبابوه، پیش میرود و شخصیتهای اصلی آن با گذشته و انتخابهای دشوار خود روبهرو میشوند. این کتاب در سال ۲۰۱۸ نوشته شده و ساختار آن بر پایهی روایت دو شخصیت اصلی، ترو و هوپ، شکل گرفته است.
روایت با الهام از یک صندوقپستی واقعی به نام همزاد در ساحل سانست بیچ آغاز میشود، جایی که مردم نامهها و داستانهای خود را به اشتراک میگذارند. اسپارکس در این رمان، با بهرهگیری از عناصر عاشقانه و واقعگرایانه، به موضوعاتی چون عشق، سرنوشت، خانواده و بخشش میپردازد. کتاب با هر نفس با مقدمهای از نیکلاس اسپارکس آغاز میشود که روند شکلگیری داستان و الهامگرفتن او از یک تجربهی واقعی را شرح میدهد.
ساختار کتاب بهگونهای است که ابتدا با روایت نویسنده از کشف صندوقپستی و نامهها آغاز میشود و سپس وارد داستان اصلی شخصیتها میشود. این رمان، با فضاسازی دقیق و پرداختن به جزئیات زندگی شخصیتها، تصویری ملموس از چالشهای عاطفی و تصمیمگیریهای سرنوشتساز ارائه میدهد.
خلاصه داستان با هر نفس
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان کتاب با هر نفس با معرفی ترو والز، راهنمای سافاری اهل زیمبابوه، آغاز میشود که پس از دریافت نامهای از پدر تنیاش، برای اولینبار راهی آمریکا و شهر ساحلی سانست بیچ در کارولینای شمالی میشود. ترو مردی است که زندگیاش میان دو فرهنگ و دو قاره تقسیم شده و گذشتهای پر از فرازونشیب را پشتسر گذاشته است. او در زیمبابوه بزرگ شده و پس از جدایی از همسرش، زندگیاش را وقف کار و پسرش اندرو کرده است.
در سوی دیگر، هوپ، زنی آمریکایی و پرستار اورژانس، در آستانهی تصمیمگیریهای مهمی در زندگی شخصی خود قرار دارد. او برای گذراندن آخرین تعطیلات در کلبهی خانوادگیشان به سانست بیچ آمده است، کلبهای که قرار است بهزودی فروخته شود. هوپ درگیر رابطهای طولانی با جاش است، اما احساس میکند زندگیاش به بنبست رسیده و نیاز به تغییر دارد.
ترو و هوپ بهطور اتفاقی در ساحل با یکدیگر آشنا میشوند، آشناییای که بهسرعت به رابطهای عمیق و صمیمی تبدیل میشود. هر دو شخصیت با گذشته، دغدغهها و انتخابهای دشوار خود دستوپنجه نرم میکنند. ترو با مسئلهی هویت و خانوادهی پدریاش روبهرو است و هوپ باید میان عشق تازه و تعهدهای گذشتهاش تصمیم بگیرد. داستان با تمرکز بر صندوقپستی همزاد و نامههایی که مردم در آن میگذارند، به مفهوم امید، رؤیا و سرنوشت میپردازد. روایت کتاب، لحظات کوتاه اما سرنوشتساز زندگی را برجسته میکند و نشان میدهد که چگونه یک انتخاب میتواند مسیر زندگی را برای همیشه تغییر دهد.
چرا باید کتاب با هر نفس را بخوانیم؟
کتاب با هر نفس با روایتی چندلایه و شخصیتپردازی دقیق، به موضوعاتی چون عشق، بخشش، انتخاب و سرنوشت میپردازد. این کتاب با فضاسازی منحصربهفرد و الهامگرفته از یک مکان واقعی، تجربهای متفاوت از داستانهای عاشقانه را ارائه میدهد. خواننده در جریان داستان، با چالشهای عاطفی و تصمیمگیریهای دشوار شخصیتها همراه میشود و با مفاهیمی چون امید، ازدستدادن و شروع دوباره روبهرو میگردد. این رمان، نهتنها یک داستان عاشقانه، بلکه تأملی بر معنای زندگی و قدرت انتخابهای انسانی است.
خواندن کتاب با هر نفس را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب با هر نفس برای علاقهمندان به رمانهای عاشقانه و داستانهایی با محوریت انتخابهای سرنوشتساز مناسب است. این اثر به کسانی که به روایتهای چندلایه و شخصیتپردازی عمیق علاقه دارند یا در زندگی خود با تصمیمهای مهم و چالشهای عاطفی روبهرو هستند، توصیه میشود.
درباره نیکلاس اسپارکس
نیکلاس چارلز اسپارکس (Nicholas Charles Sparks) در ۳۱ دسامبر ۱۹۶۵ متولد شد. او نویسنده، فیلمنامهنویس و تهیهکنندهای آمریکایی به شمار میآید که تاکنون بیش از ۲۰ رمان به انتشار رسانده است، آثاری که همگی در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار گرفتهاند. نوشتههای او به بیش از ۵۰ زبان ترجمه شده و بیش از ۱۱۵ میلیون نسخه از آنها در سراسر جهان به فروش رسیده است.
از شناختهشدهترین آثارش میتوان «دفتر خاطرات» (The Notebook)، «پیادهروی بهیادماندنی» (A Walk to Remember) و «پیامی در بطری» (Message in a Bottle) را نام برد، آثاری که همراه با چندین رمان دیگرش، الهامبخش ساخت فیلمهای سینمایی محبوب شدهاند. اسپارکس در ایالت کارولینای شمالی زندگی میکرد، جایی که بسیاری از داستانهایش در آن شکل میگیرند.
نیکلاس دوران کودکی خود را در ایالتهای مختلف آمریکا سپری کرد و در سال ۱۹۸۴ بهعنوان شاگرد ممتاز از دبیرستان بلا ویستا فارغالتحصیل شد. او سپس با دریافت بورسیهی ورزشی در رشتهی دوومیدانی وارد دانشگاه نوتردام شد و در رشتهی مدیریت مالی با رتبهی عالی فارغالتحصیل شد. اسپارکس نخستین رمان خود با عنوان The Passing را در سال ۱۹۸۵ نوشت و پس از آن نیز در سال ۱۹۸۹ رمان The Royal Murders را به نگارش درآورد، اما هیچیک از این آثار منتشر نشدند. نخستین اثر منتشرشدهی او کتابی غیرداستانی با نام Wokini بود که با همکاری بیلی میلز دربارهی باورها و آموزههای بومیان لاکوتا نوشته شد و در همان سال نخست بیش از ۵۰ هزار نسخه فروش کرد.
در سال ۱۹۹۵، او با کمک نمایندهی ادبیاش، ترزا پارک، قراردادی یکمیلیوندلاری برای انتشار رمان «دفتر خاطرات» (The Notebook) با انتشارات تایم وارنر منعقد کرد. این کتاب در اکتبر ۱۹۹۶ منتشر شد و تنها در هفتهی نخست در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز جای گرفت و درمجموع ۵۶ هفته در این فهرست جایش را حفظ کرد. پس از موفقیت این اثر، اسپارکس رمان «پیامی در بطری» را نوشت. تاکنون بیش از ۱۰ فیلم براساس آثار او ساخته شده و ۱۵ رمانش به رتبهی نخست فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز دست یافتهاند و همهی نوشتههایش در سطح جهانی با استقبال گسترده مواجه شدهاند. او همچنین بارها در فهرست پردرآمدترین نویسندگان مجلهی فوربز قرار گرفته است.
در سال ۲۰۰۸، اسپارکس نزدیک به ۹۰۰ هزار دلار برای ساخت پیست دوومیدانی جدید در دبیرستان نیو برن اهدا کرد، جایی که خود نیز بهصورت داوطلبانه به مربیگری میپرداخت. در همان سال، حدود ۱۰ میلیون دلار برای تأسیس The Epiphany School of Global Studies اختصاص داد. این نویسنده همچنین بورسیهها، دورههای کارآموزی و فرصتهای پژوهشی متعددی را برای دانشجویان رشتهی نویسندگی خلاق در دانشگاه نوتردام فراهم کرده است. اسپارکس در سال ۲۰۱۲ بنیاد Nicholas Sparks Foundation را تأسیس کرد که تاکنون بیش از ۱۵ میلیون دلار به برنامههای آموزشی، بورسهای تحصیلی و پروژههای خیریه در سراسر جهان اختصاص داده است.
بخشی از کتاب با هر نفس
«صبح روز نهم سپتامبر، ترو والز از خانه بیرون آمد و به آسمان صبحگاهی که نزدیک افق به رنگ آتش بود، نگاه کرد. زمین زیر پاهایش ترکخورده و هوا خشک بود؛ دو ماهی بود که باران نباریده بود. وقتی که به سمت وانتی که بیش از بیست سال صاحبش بود گام برمیداشت، غبار روی پوتینهایش مینشست. وانت هم همچون پوتینهایش پوشیده از غبار بود؛ هم در داخل و هم در خارج. آن سوی حصاری که سیم برق از رویش رد شده بود، فیلی داشت شاخههای درختی را که آن روز صبح سرنگون شده بود، میکشید. ترو توجهی به فیل نکرد. این بخشی از منظرهٔ زادگاهش بود - اجدادش بیش از یک قرن پیش از انگلستان به آنجا هجرت کرده بودند - و او مثل ماهیگیری که موقع بیرون کشیدن تورش از آب با دیدن یک کوسه جا نمیخورد، از دیدن اینجور صحنهها شگفتزده نمیشد. او لاغر بود با موهای تیره و خطوط موربی در گوشهٔ چشمهایش که یادگار گذران زندگی زیر آفتاب بودند؛ در چهل و دو سالگی، او گاهی به این فکر میکرد که آیا او بیشه را برای زندگی انتخاب کرده بود یا بیشه بود که او را انتخاب کرده بود؟»
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۳۶۴ صفحه
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۳۶۴ صفحه