
کتاب مارماهی
معرفی کتاب مارماهی
کتاب مارماهی نمایشنامهای از رسا احساس است که داستان زندگی پسری به نام رهام را دنبال میکند که در کودکی درگیر قتلی خانوادگی شده و سالها بعد با کابوسها، احساس گناه و تنهایی دستوپنجه نرم میکند. رابطهی مادر و پسر، خشونت پنهان در خانواده و تأثیر آن بر روان نوجوان از جمله مضامین این اثر نمایشی هستند. نشر ثالث این متن را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مارماهی
کتاب مارماهی داستانی نمایشی دربارهی تأثیر یک حادثهی خشن خانوادگی بر زندگی یک کودک است. رسا احساس در این کتاب از همان صحنهی اول با تصویری شوکآور شروع کرده است: نیمهشب، رهامِ کودک با چاقوی خونی و جسدی در اتاق. مادرش سلاله تلاش میکند جسد ناصر را پنهان کند و پسر را از پیامدهای قانونی و اجتماعی ماجرا دور نگه دارد. این تصمیم، نقطهی آغاز زنجیرهای از پنهانکاری، ترس و احساس گناه است که در تمام صحنهها ادامه پیدا میکند. هر صحنهی مارماهی بخشی از زندگی رهام را در دورهای تازه نشان میدهد؛ از کودکی و جدایی اجباری از خانه تا سالهای تنهایی در اتاقی بدون پنجره و بعد آشنایی با رها در گالری نقاشی. گفتوگوها محور اصلی پیشبرد ماجرا هستند و توصیف صحنهها بیشتر با اشاره به دکور، نور و اشیای ساده مثل تخت، تلفن قدیمی، کاناپهی چرک و رادیو انجام شده است. رابطهی مادر و پسر، احساس رهاشدگی، کابوسهای مکرر، ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی و ترس از نزدیکشدن به دیگران، در کنار هم تصویر ذهنی آشفتهی رهام را میسازند. حضور رها به عنوان نقاش تابلویی که رهام با آن همذاتپنداری کرده است، بعد تازهای به داستان میدهد و گفتوگوهای آن دو، لایههای پنهان ذهن و گذشتهی رهام را کمکم آشکار میکند.
خلاصه کتاب مارماهی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب مارماهی بر محور زندگی رهام شکل گرفته است؛ پسری که در کودکی در صحنهی قتل پدر حضور داشته و همراه مادرش سلاله در پنهانکردن جسد نقش داشته است. سلاله برای دورکردن شک پلیس، رهام را به مدرسهی شبانهروزی میفرستد و خودش زندگی تازهای شروع میکند. سالها بعد رهام در اتاقی تنگ و بیپنجره با کابوسها، احساس گناه و تنهایی زندگی میکند و در تماسهای تلفنی با مادرش مدام به گذشته برمیگردد. آشنایی او با رها در گالری نقاشی، فرصتی برای گفتوگو دربارهی ترسها، توهمها و تصویرهای ذهنیاش مثل سایهی کنار رودخانه و مارماهی خونآلود ایجاد میکند. کتاب بر کشمکش درونی رهام، ترس از صمیمیت و سایهی قتل مادر به دست فرزند تمرکز دارد.
چرا باید کتاب مارماهی را بخوانیم؟
کتاب تصویری نزدیک از روان زخمی یک کودکِ درگیر خشونت خانوادگی ارائه کرده که در بزرگسالی هم رهایش نمیکند. این اثر برای کسانی که به متنهای نمایشی با محوریت روابط خانوادگی، احساس گناه، تنهایی و کابوسهای مکرر علاقه دارند، امکان همراهی با ذهن آشفتهی یک شخصیت و دیدن فروپاشی آرام او را فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مارماهی به علاقهمندان به نمایشنامه، دانشجویان تئاتر، کسانی که روی موضوع خشونت خانگی، رابطهی مادر و فرزند و تأثیر رویدادهای کودکی بر روان بزرگسالی حساس هستند و همچنین مخاطبانی که گفتوگوهای پرتنش و فضاهای محدود را دوست دارند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب مارماهی
«سلاله: میخوای زنگ بزنی دکتر بیاد؟
رهام: نه... نباید هیچ کس بفهمه، کارش تمومه.
سلاله: آخه اگه پلیس بفهمه چی؟
رهام: اونش با من.
سلاله: من الان باید برم از اینجا. (در حال رفتن سمت در خروجی)
رهام: تو هیچ جا نمیری، فعلاً باید بمونی و کمکم کنی. (دستش را میگیرد)
سلاله: من؟ آخه چه جوری کمکت کنم؟
رهام: من میرم ماشینو میآرم دم در.
سلاله: میخوای چیکارش کنی؟
رهام: باید ببرمش بیرون شهر، یه جایی گم و گورش کنم؛ تو رودخونهای، جایی... نمیدونم...
سلاله: میخوای بندازیش تو رودخونه؟!
رهام: ببین پسرم، تو تقصیری نداشتی. الان پیشتم و هیچکس قرار نیست بفهمه، مطمئن باش. (کمی استرس میگیرد)»
حجم
۱۲۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۷ صفحه
حجم
۱۲۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۷ صفحه