
کتاب عقاید یک دلقک
معرفی کتاب عقاید یک دلقک
کتاب عقاید یک دلقک نوشته هاینریش بل و ترجمه پیمان نعمتی توسط نشر حکمت سبز منتشر شده است. این رمان از آثار برجستهی ادبیات آلمان در قرن بیستم به شمار میآید و داستان زندگی یک دلقک به نام هانس شنیر را روایت میکند که با بحرانهای شخصی، اجتماعی و مذهبی دستوپنجه نرم میکند. کتاب عقاید یک دلقک با نگاهی انتقادی به جامعهی پساجنگ آلمان، دغدغههای فردی و جمعی را به تصویر میکشد و به موضوعاتی چون مذهب، عشق، تنهایی و هویت میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عقاید یک دلقک
کتاب عقاید یک دلقک، اثری داستانی از هاینریش بل است که نخستینبار در دههی ۱۹۶۰ میلادی منتشر شد و بهسرعت جایگاه ویژهای در ادبیات معاصر اروپا یافت. این کتاب با روایت اولشخص، زندگی و ذهنیات هانس شنیر را دنبال میکند؛ دلقکی که پس از جدایی از معشوقهاش ماری و سقوط حرفهای، در شهر بن روزگار میگذراند. ساختار رمان مبتنیبر جریان سیال ذهن و بازگشتهای مکرر به گذشته است و مخاطب را با لایههای مختلف شخصیت اصلی و روابط پیچیدهی او با خانواده، جامعه و مذهب آشنا میکند.
هاینریش بل در کتاب عقاید یک دلقک، فضای آلمان پس از جنگ جهانی دوم را با نگاهی انتقادی و گاه تلخ به تصویر کشیده و تضادهای اجتماعی، مذهبی و طبقاتی را در بستر زندگی یک هنرمند شکستخورده به نمایش گذاشته است. کتاب عقاید یک دلقک نهتنها داستانی فردی، بلکه روایتی از بحران هویت و ارزشها در جامعهای است که هنوز زخمهای جنگ را بر تن دارد.
خلاصه داستان عقاید یک دلقک
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان عقاید یک دلقک با بازگشت هانس شنیر به شهر بن آغاز میشود؛ جایی که پس از جدایی از ماری، معشوقهاش و شکستهای پیدرپی در حرفهی دلقکی، بهنوعی انزوا و افسردگی فرو رفته است. هانس که از خانوادهای ثروتمند اما سرد و مذهبی میآید، همواره با والدینش و بهویژه با مادرش رابطهای پرتنش دارد. او در طول روایت، خاطرات کودکی، دوران جنگ، مرگ خواهر و روابطش با ماری را مرور میکند و تلاش دارد معنای زندگی و عشق را در جهانی بیثبات و پر از ریاکاری بیابد. هانس بهدلیل باورهای شخصی و عدم وابستگی به کلیسا، ازسوی جامعه و حتی نزدیکترین افرادش طرد میشود. جدایی ماری که بهدلیل فشارهای مذهبی و اجتماعی رخ داده، ضربهای عمیق به روح و روان او وارد میکند.
هانس در تلاش برای بازگشت به زندگی عادی، با مشکلات مالی، بیکاری و بیخانمانی روبهرو است و ناچار میشود برای تأمین معاش، به خانواده و آشنایانش متوسل شود. روایت کتاب، تلفیقی از طنز تلخ، انتقاد اجتماعی و تأملات فلسفی است که در قالب مونولوگهای درونی و گفتوگوهای کوتاه، بحران هویت و معنای زندگی را به چالش میکشد. پایانبندی داستان باز است و سرنوشت هانس در هالهای از ابهام باقی میماند.
چرا باید کتاب عقاید یک دلقک را بخوانیم؟
این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون تنهایی، بحران هویت، فشارهای اجتماعی و مذهبی و نقد ساختارهای سنتی، فرصتی برای تأمل دربارهی معنای زندگی و جایگاه فرد در جامعه فراهم میکند. روایت صادقانه و بیپردهی ذهنیات شخصیت اصلی، خواننده را با لایههای پنهان رنج و امید انسان معاصر روبهرو میسازد. کتاب عقاید یک دلقک همچنین تصویری از جامعهی آلمان پس از جنگ جهانی دوم ارائه میدهد و نشان میدهد چگونه زخمهای تاریخی و اجتماعی بر زندگی فردی سایه میاندازند. این اثر برای کسانی که به رمانهای روانشناختی و اجتماعی علاقه دارند، تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب به علاقهمندان رمانهای اجتماعی، روانشناختی و ادبیات انتقادی پیشنهاد میشود؛ همچنین کتاب عقاید یک دلقک می تواند برای کسانی که دغدغههایی دربارهی هویت، تنهایی، مذهب و روابط انسانی دارند، الهامبخش و چالشبرانگیز باشد.
بخشی از کتاب عقاید یک دلقک
«زمانیکه به شهر بن رسیدم هوا تاریک بود، خودم را مجبور کردم تا یک سری رفتارهای همیشگی که ماشینوار در طی این پنج سال سفرهاییکه به اینجا و آنجا داشتم و انجام میدادم را دیگر تغییر بدهم و به شکل دیگری رفتار کنم، مثلا همیشه از پلههای سکوی ایستگاه راهآهن پایین میرفتم و بعد از پلهها بالا میرفتم. چمدانم را زمین گذاشته و بلیط را از جیب کتم در میآوردم، دوباره چمدانم را برمیداشتم و بلیط را تحویل میدادم بعد به کیوسک مطبوعاتی سر میزدم و روزنامه عصر را میخریدم، به بیرون از ایستگاه رفته و با علامت سر و دستم تاکسی میگرفتم و تمام این کارها را همچون یک ربات بدون کاستی در تمام سفرهایم انجام میدادم. تقریبا پنج سال تمام با از جایی خارج میشدم و یا وارد جاییمیشدم؛ صبحها از پلههای ایستگاه بالا و سپس پایین میرفتم و بعد از ظهرها هنگام برگشت از سر کار از همان پلهها پایین رفته و سپس بالا میآمدم، با علامت دست تاکسی میگرفتم و در جیبم به دنبال پول برای پرداخت کرایه تاکسی و خرید بلیط قطار میگشتم، روزنامههای عصر را میخریدم و از این روند ثابت در زندگی احساس خوشایندی داشتم.»
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸۳ صفحه
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸۳ صفحه