
کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز
معرفی کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز
کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز (غذا، دعا، عشق)، با عنوان انگلیسی Eat, pray, love: one woman’s search for everything across Italy, India and Indonesia، نوشته الیزابت گیلبرت و با ترجمه مریم بردبار، روایتی شخصی و صمیمی از سفری یکساله است که نویسنده پس از تجربهی طلاق و بحرانهای عاطفی و معنوی، به سه کشور ایتالیا، هند و اندونزی انجام داده است. این کتاب که انتشارات کتیبه پارسی در سال ۱۳۹۶ آن را منتشر کرده است، در دستهی خاطرات و سفرنامههای خودشناسی قرار میگیرد و با نگاهی جستوجوگرانه به موضوعاتی چون لذت، معنویت و تعادل در زندگی میپردازد. ساختار کتاب بر اساس ۱۰۸ روایت کوتاه شکل گرفته که هرکدام بخشی از مسیر تحول و کشف نویسنده را بازگو میکنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز اثر الیزابت گیلبرت
کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز اثری از الیزابت گیلبرت است که در قالب خاطرات سفر و خودکاوی نوشته شده است. کتاب با الهام از ساختار تسبیح ژاپا مالا، به سه بخش اصلی تقسیم شده که هر بخش به یکی از کشورهای ایتالیا، هند و اندونزی اختصاص دارد. نویسنده در هر بخش، تجربههای شخصی خود را در جستوجوی لذت، معنویت و تعادل روایت میکند. این سفر پس از طلاق و یک دورهی دشوار بحران هویتی آغاز میشود و گیلبرت با صداقت و طنز، فرازونشیبهای احساسی و فکری خود را به تصویر میکشد.
کتاب هم سفرهای جغرافیایی و هم سفرهای درونی و معنوی الیزابت گیلبرت را دنبال میکند و با روایتهای کوتاه و منسجم، تصویری ملموس از دغدغههای یک زن معاصر در مواجهه با تغییرات بزرگ زندگی ارائه میدهد. کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز در ژانر خاطرات و سفرنامه قرار میگیرد و با روایتی خودافشاگرانه، به موضوعاتی چون خودشناسی، ایمان، عشق و بازسازی زندگی پس از شکست میپردازد.
خلاصه کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز
کتاب با شرح بحرانهای عاطفی و معنوی الیزابت گیلبرت آغاز میشود؛ او پس از یک ازدواج ناموفق و رابطهای شکستخورده، خود را در میانهی افسردگی و سردرگمی مییابد. نویسنده تصمیم میگیرد برای یافتن آرامش و معنای تازه در زندگی، سفری یکساله را به سه کشور آغاز کند. بخش نخست در ایتالیا میگذرد؛ جایی که گیلبرت بهدنبال لذتهای سادهی زندگی، بهویژه غذا و زبان، میرود و تلاش میکند پس از سالها مسئولیت و فشار، دوباره شادی را تجربه کند. در این بخش، او با آدمهای جدید آشنا میشود و یاد میگیرد چگونه از لحظههای کوچک لذت ببرد.
در بخش دوم، گیلبرت به هند سفر میکند تا در یک عبادتگاه، معنویت و مراقبه را تجربه کند. او با چالشهای ذهنی و روحی روبهرو میشود و سعی میکند با تمرینهای معنوی، آرامش و تعادل را درونی کند. این بخش به جستوجوی ایمان و ارتباط با خداوند اختصاص دارد و نویسنده با صداقت از تردیدها و امیدهایش مینویسد. بخش سوم در اندونزی، بهویژه جزیرهی بالی، میگذرد. گیلبرت در این بخش با درمانگری محلی آشنا میشود و تلاش میکند بین لذتهای دنیوی و معنویت، تعادلی پایدار پیدا کند. او در این مسیر با آدمهای مختلفی روبهرو میشود و در نهایت به نوعی پذیرش و آرامش میرسد. کتاب با روایتهایی کوتاه و صمیمی، مسیر تحول نویسنده را از بحران تا بازسازی زندگی به تصویر میکشد.
چرا باید کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز را بخوانیم؟
این کتاب با روایتی صادقانه و بیپرده، تجربهی جستوجوی معنای زندگی پس از بحرانهای شخصی را به تصویر میکشد. ساختار منحصربهفرد آن، که بر اساس ۱۰۸ روایت کوتاه شکل گرفته، خواندن را آسان و جذاب میکند. کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز هم به سفرهای جغرافیایی و هم به سفرهای درونی و معنوی میپردازد و نشان میدهد چگونه میتوان پس از شکست و ناامیدی، امید و تعادل را بازیافت. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون لذت، ایمان، خودشناسی و بازسازی، فرصتی برای همدلی و تأمل دربارهی مسیرهای مختلف زندگی فراهم میکند. همچنین نگاه طنزآمیز و خودانتقادی نویسنده فضای کتاب را از شعارزدگی دور نگه میدارد و آن را به اثری خواندنی و تأثیرگذار تبدیل میکند.
خواندن کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با بحرانهای عاطفی، جدایی یا سردرگمی هویتی روبهرو هستند یا بهدنبال الهامی برای شروع دوباره و تعادل میگردند. همچنین برای علاقهمندان به سفرنامههای خودکاوی و روایتهای شخصی مناسب است.
درباره الیزابت گیلبرت
الیزابت گیلبرت، نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی، در ۱۸ ژوئیهی ۱۹۶۹ در شهر واتربی ایالت کنتیکت متولد شد. او تاکنون بیش از ۱۰ کتاب منتشر کرده و آثارش با فروشی بیش از ۲۵ میلیون نسخه در سراسر جهان، مخاطبان گستردهای یافتهاند. گیلبرت دوران کودکی خود را در مزرعهای کوچک گذراند. پس از تحصیل در دانشگاه نیویورک، با کار در بارها، رستورانها و مزرعهها و همچنین سفرهای متعدد، تجربههایی اندوخت که بعدها الهامبخش داستانها و نوشتههایش شدند.
نخستین مجموعهی داستان کوتاه او با عنوان Pilgrims نامزد جایزهی PEN/Hemingway شد. الیزابت گیلبرت در مقام روزنامهنگار نیز با نشریاتی چون GQ و Spin و New York Times Magazine همکاری داشته است. یکی از مقالههای او دربارهی تجربهی کار در باری در منطقهی Lower East Side نیویورک، الهامبخش ساخت فیلم Coyote Ugly شد.
اولین رمان او با عنوان Stern Men که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و کتاب غیرداستانی The Last American Man در سال ۲۰۰۲، هر دو نامزد جوایز ملی کتاب بودند. بااینحال، شهرت جهانی گیلبرت با انتشار کتاب خاطرهنگارانهی بخور، عبادت کن، عشق بورز در سال ۲۰۰۶ رقم خورد؛ اثری که روایتگر سفر یکسالهی او به ایتالیا، هند و اندونزی است و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است. این کتاب در سال ۲۰۱۰ به فیلمی سینمایی با بازی جولیا رابرتز اقتباس شد.
از دیگر آثار شناختهشدهی او میتوان به کتاب جادوی بزرگ اشاره کرد. نوشتههای الیزابت گیلبرت آمیزهای از تجربههای شخصی، خلاقیت و جستوجو در مفاهیمی چون زندگی، عشق، خودشناسی و ماجراجویی هستند و همین ویژگیها او را به یکی از نویسندگان تأثیرگذار معاصر بدل کردهاند. او نویسندهی پرفروش شمارهی یک نیویورک تایمز بوده و نامزدی جوایزی چون جایزهی ملی کتاب، National Book Critics Circle و PEN/Hemingway را نیز در کارنامهی خود دارد.
بخشی از کتاب بخور، عبادت کن، عشق بورز
«دلایل زیادی که دیگر نمیخواستم همسر این مرد باشم خیلی شخصی و ناراحتکننده است و ترجیح میدهم آنها را مطرح نکنم. بخشی از آن به مشکلات من مربوط میشد، ولی سهم بزرگی از دردسرهای ما هم به مشکلات او مربوط میشد. البته طبیعی است که همیشه در ازدواج زن و مرد با نظرها، رأیها، تصمیمها، خواستهها و محدودیتهای متفاوت با هم زندگی میکنند. فکر نمیکنم شایسته باشد از مشکلات او حرفی به میان آورم. بیتردید اگر بخواهم داستان این مشکلات را تعریف کنم خالی از جانبگیری نخواهد بود. همینطور نمیگویم که چرا در عین ناباوری او، هنوز میخواستم همسرش باشم، چرا عاشقش شدم و با او ازدواج کردم، و چرا نمیتوانستم زندگی بدون او را تصور کنم. همینطور بگویم که آن شب او همزمان هم چراغ خانهام بود و هم ریشهٔ تمام مشکلاتم. فکرکردن به ترک او به اندازهٔ فکرکردن به ماندن با او برایم غیرممکن بود. نمیخواستم کسی یا چیزی را ویران کنم. فقط میخواستم از در پشتی بهآرامی و بدون هیچ سروصدا و پیامدی خارج شوم و آنوقت آنقدر بدوم که به سرزمین خوشبختی برسم. و تا رسیدن به خوشبختی از دویدن بازنایستم.»
حجم
۴۰۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۴۱۳ صفحه
حجم
۴۰۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۴۱۳ صفحه