با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
شهید گمنام ( ۷۲ روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر)

دانلود و خرید کتاب شهید گمنام ( ۷۲ روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر)

۴٫۵ از ۲۴ نظر
۴٫۵ از ۲۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب شهید گمنام ( ۷۲ روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر)  نوشته  گروه نویسندگان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب شهید گمنام ( ۷۲ روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر)

«شهید گمنام ( ۷۲ روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر)، کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است. بریده‌ای از روایت هشتم این کتاب را می‌خوانیم: هنوز یک سال از تولدش نگذشته بود که مریض شد. خیلی حالش بد بود. رفته رفته حالش بدتر شد. آنقدر که قبل از طلوع آفتاب از دنیا رفت! جنازه بچه را داخل کفن پیچیدیم. صبر کردیم تا پدر بیاید و او را دفن کند! پیر مرشدی در محل بود که همیشه ذکر امیرالمومنین (ع) برلب داشت. آن روز قبل از ظهر به جلوی خانه ما آمد. مادر بیصبرانه گریه میکرد. مرشد جلو آمد و به مادر ما گفت: من دعا کردم. برات عمر بچه‌ات را گرفتهام! بچه را شیر بده! چه کسی باور میکرد بچه مُرده زنده شده باشد. مادر بچه را به زیر سینه گرفت. لحظاتی بعد لبهای بچه تکان خورد و... مصطفی اینگونه دوباره متولد شد. سالها بعد به قم رفت و طلبه شد. روزهای آخر هفته را به کارخانه گچ میرفت. کار میکرد. پولی که به دست میآورد به دیگران کمک میکرد. هر هفته سه شنبه‌ها پیاده به سمت جمکران میرفت. عاشق بود. خودش را وقف اسلام کرده بود. در ایام تبلیغ به سمت یاسوج میرفت و فعالیت میکرد. جمعی از طلبه‌ها را با خود همراه کرده بود. بعد از پیروزی انقلاب فرمانده سپاه یاسوج شد. از منطقه‌ای عبور میکردند که در کمین اشرار گرفتار شدند. همگی مسلح اطراف جاده را گرفته بودند. از ماشین پیاده شد. عمامه‌اش را در دست گرفت و جلو رفت؛ بزنید! بزنید! عمامه من کفن من است! برخورد خوب و منطقی داشت. با سرکرده اشرار صحبت کرد. فهمید مشکلی با انقلاب ندارند. همانجا از طرف دولت با آنها مذاکره کرد. مشکل با درایت او حل شد...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۰)
farez
۱۳۹۷/۰۵/۳۰

برخی شهدا بودند که آرزوی گمنامی داشتند. آنها خواسته بودند که اگر پیکرشان بازگشت بجای نام و نشان،روی مزارشان بنویسند: "پر کاهی تقدیم به آستان قدی الهی" قسمتی از کتاب.... عباس های تشنه لب رفتند.....لب تشنه مشکی *بر زمین مانده است*

فصل فیروزه...
۱۳۹۸/۰۹/۲۸

عالیه؛ کتاب چاپیشو داشتم به عنوان وقف در گردش روی قبر یه شهید گمنام گذاشتم ...

🌸👧🌸
۱۳۹۹/۰۲/۱۲

🌸 «اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک» 🌸 . مطالعه این کتاب توصیه می شود.

mostafa1377
۱۳۹۷/۰۵/۲۹

کتابی عالی که اشک ادم رو در میاره این خیلی وقت پیش خوندم اما هنوزم خیلی از روایتش ها توذهنمه

sami
۱۳۹۷/۱۲/۲۵

بسیار تأثیر گذار بود، ولی کاشکی هر واقعه کمی شرح بیشتری داشت ..

maryam.a
۱۳۹۹/۰۵/۲۵

خییییلی خیلی کتاب خوبی بود...خدایا شکرت که توفیق خوندنش نصیبم شد.

گمنام
۱۳۹۹/۰۲/۱۲

خیلی خوب بود انگار رفتی راهیان نور

sayyed_mamj
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

به نظرم میتونست خیلی بهتر باشه بر خلاف اکثر کتابای نشر شهید هادی که محشرن این نسبتا ضعیف بود...

🌹🌹🌹🌹
۱۳۹۹/۰۱/۱۵

🌹🌹🌹🌹🌹🌹

faezeh
۱۳۹۹/۰۱/۳۱

گمنامی لیاقت و درجه ای است که نصیب هر کس نمی شود 😢😔😔

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۸۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۰۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۲۳-۵‬‬
دسته بندی
تعداد صفحات۱۷۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۸۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۰۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۲۳-۵‬‬

تجربه بهتر در اپلیکیشن