معرفی کتاب با هم غذا می خوریم
کتاب با هم غذا می خوریم نوشته حسن احمدی و معصومه حاجی وند با تصویرگری معصومه حاجی وند توسط بهنشر (آستان قدس رضوی) و در مجموعهی قصههای مثل ماه منتشر شده است. این داستان کوتاه برای گروه سنی کودک مناسب است و با محوریت زندگی امام رضا (ع) و با الهام از منابع معتبر تاریخی به موضوع همدلی و برابری انسانها پرداخته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب با هم غذا می خوریم
کتاب با هم غذا می خوریم داستانی برای کودکان است که با نگاه به یکی از روایتهای تاریخی دربارهی امام رضا (ع)، تلاش میکند مفاهیمی مانند برابری، احترام به همهی انسانها و دوری از تبعیض را بازگو کند. داستان در دورهی سفر امام رضا (ع) به خراسان رخ میدهد؛ زمانی که مأمون عباسی امام را از مدینه به خراسان فراخوانده بود. فضای کتاب کاروانی را به تصویر میکشد که در آن همراهان امام رضا (ع) با دغدغههایی دربارهی جایگاه اجتماعی و آداب معاشرت روبهرو میشوند. نویسندگان با انتخاب این داستان تلاش کردهاند تا یکی از آموزههای اخلاقی امام رضا (ع) را در قالب داستانی کوتاه و قابلفهم برای نسل جوان بازگو کنند. تصاویر رنگی و روایت ساده، کتاب را برای مخاطبان کمسنوسال جذابتر کرده است.
خلاصه داستان با هم غذا می خوریم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان با کاروانی آغاز میشود که امام رضا (ع) و همراهانش در آن در مسیر سفر به خراسان هستند. هنگام صرف غذا، یکی از همراهان به نام مرد بلخی با این باور که امام باید سفرهای جداگانه داشته باشد و غلامان و خدمتکاران نباید کنار او بنشینند، تصمیم میگیرد سفرهها را جدا کند. او این کار را نشانهی احترام به امام میداند و اصرار دارد که بزرگان و امام باید جدا از دیگران غذا بخورند. خدمتکاران که از خواستهی مرد بلخی مردد هستند، پیشنهاد میدهند که نظر امام را جویا شوند. مرد بلخی با اطمینان از موافقت امام، سفرهای جداگانه برای او پهن میکند. امام رضا (ع) با آرامش و قاطعیت به او پاسخ میدهد که انسانها نزد خداوند برابرند و پاداش هر کس به عمل او بستگی دارد. امام تأکید میکند که همه باید با هم غذا بخورند و این کار را نه فقط امروز، بلکه همیشه انجام دهند. این پاسخ، سکوت و تأمل را در میان همراهان ایجاد میکند و مرد بلخی نیز در نهایت میپذیرد که سفرهی همیشگی را برای همه پهن کنند.
چرا باید کتاب با هم غذا می خوریم را خواند؟
داستان با هم غذا می خوریم که الهامگرفته از منابع معتبر است، مفاهیمی مانند برابری، احترام به انسانها و دوری از تبعیض را با زبانی ساده و قابلدرک برای کودکان مطرح میکند. آشنایی با سیرهی امام رضا (ع) و شیوهی برخورد او با مسائل اجتماعی میتواند برای مخاطبان جوان آموزنده باشد و آنها را به تأمل دربارهی ارزشهای انسانی و اخلاقی دعوت کند.
خواندن کتاب با هم غذا می خوریم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب برای کودکانی مناسب است که به داستانهای مذهبی و تاریخی علاقه دارند یا خانوادههایی که میخواهند فرزندانشان با مفاهیم اخلاقی مانند برابری و احترام به دیگران آشنا شوند. همچنین این داستان برای مربیان و آموزگاران مدارس و مراکز فرهنگی که بهدنبال داستانهایی با پیامهای اخلاقی هستند، گزینهی مناسبی است.
بخشی از کتاب با هم غذا می خوریم
«مرد میخواست اعتراض کند. میدانست موقع خوردن غذا، همهٔ آدمهایی که با امام رضا(ع) آمدهاند، دور یک سفره مینشینند. فکر میکرد باید تذکر بدهد که درست نیست امام با آنها دور یک سفره بنشیند. باید سفرهٔ جدایی برای آنها بیندازند. میگفت: «این کار زشت است. بیاحترامی است. بزرگی گفتهاند، کوچکی گفتهاند! امام انسان بزرگی است؛ هر کسی نباید با ایشان دور یک سفره بنشیند؛ به خصوص غلامهای سیاه.» امام رضا(ع) در حال رفتن به مرو و خراسان بود. مأمون خلیفه عباسی عدهای را مأمور کرده بود او را از مدینه به خراسان بیاورند.»
حجم
۴٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۴ صفحه
حجم
۴٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۴ صفحه
