
کتاب همه چیز فرو می ریزد
معرفی کتاب همه چیز فرو می ریزد
معرفی کتاب همه چیز فرو می ریزد
کتاب همه چیز فرو می ریزد (All Fall Down) نوشته گری سیک و ترجمه علی بختیاریزاده، اثری پژوهشی دربارهی روابط ایران و آمریکا در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی و بحران گروگانگیری است که مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده است. نویسنده که از مشاوران ارشد شورای امنیت ملی آمریکا در دورهی ریاستجمهوری جیمی کارتر بوده، مشاهده، روایت و برداشت خود را از تحولات ایران، سقوط رژیم پهلوی و پیامدهای آن برای سیاست خارجی آمریکا ارائه میدهد. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب همه چیز فرو می ریزد
کتاب همه چیز فرو می ریزد روایتی تحلیلی از یکی از مهمترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و شروع بحران روابطش با آمریکا است. کتاب از دید گری سیک، مشاور ارشد شورای امنیت ملی آمریکا، روایت میشود و به بررسی روند شکلگیری، استمرار و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سقوط رژیم پهلوی و بحران گروگانگیری سفارت آمریکا میپردازد. نویسنده با تکیه بر تجربهی شخصی و دسترسی به اسناد و مکاتبات دولتی، تلاش میکند تصویری از سردرگمی و ناتوانی سیاستگذاران آمریکایی در مواجهه با تحولات ایران ارائه دهد. این اثر، علاوه بر روایت تاریخی، به تحلیل ساختار تصمیمگیری در دولت آمریکا و چالشهای سیاست خارجی این کشور در برابر انقلابهای غیرمنتظره میپردازد. کتاب همه چیز فرو می ریزد نهتنها برای علاقهمندان به تاریخ انقلاب ایران، بلکه برای کسانی که به مطالعهی سیاست خارجی و روابط بینالملل علاقه دارند نیز منبعی قابل توجه به شمار میآید.
خلاصه کتاب همه چیز فرو می ریزد
کتاب با مرور زمینههای تاریخی روابط ایران و آمریکا آغاز میشود و نقش آمریکا در تحولات سیاسی ایران از جنگ جهانی دوم تا دههی ۱۹۷۰ را بررسی میکند. نویسنده به چگونگی شکلگیری وابستگی متقابل میان دو کشور، حمایت آمریکا از رژیم پهلوی و سیاستهای تسلیحاتی و اقتصادی اشاره میکند. با روی کار آمدن کارتر و طرح موضوع حقوق بشر، روابط دو کشور وارد مرحلهای جدید میشود. نویسنده، از دید یک مقام ارشد آمریکایی، روند نارضایتیهای داخلی ایران، شورشهای سال ۱۹۶۳، نقش روحانیون و بهویژه آیتالله خمینی را در شکلگیری موج انقلاب تحلیل میکند. کتاب بهتدریج وارد سالهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ میشود و از سردرگمی و ناتوانی سیاستگذاران آمریکایی در درک عمق نارضایتیها و قدرت نیروهای مذهبی سخن میگوید. بحران گروگانگیری سفارت آمریکا و پیامدهای آن برای سیاست داخلی و خارجی آمریکا، بخش مهمی از روایت را تشکیل میدهد. نویسنده با استفاده از اسناد، مکاتبات و خاطرات مقامات آمریکایی، تلاش میکند نشان دهد چطور ساختار بوروکراتیک و ذهنیت سیاستگذاران غربی مانع از درک صحیح تحولات ایران شد و در نهایت به فروپاشی نظم پیشین انجامید. پایان کتاب هم به تحلیل پیامدهای انقلاب ایران برای منطقه و سیاست جهانی اختصاص دارد، بدون آنکه به نتیجهگیری قطعی یا قضاوت یکسویه برسد.
چرا باید کتاب همه چیز فرو می ریزد را بخوانیم؟
این کتاب از معدود روایتهای دستاول دربارهی انقلاب ایران و بحران گروگانگیری است که از منظر یک مقام ارشد آمریکایی نوشته شده است. خواننده با مطالعهی آن میتواند با جزئیات تصمیمگیریهای پشت پرده، سردرگمی و چالشهای سیاستگذاران آمریکایی در مواجهه با یک انقلاب غیرمنتظره آشنا شود. همه چیز فرو می ریزد علاوه بر روایت تاریخی، به تحلیل ساختار قدرت، نقش رسانهها، و تأثیر متقابل سیاست داخلی و خارجی در دو کشور میپردازد. برای کسانی که به دنبال فهم عمیقتر روابط ایران و آمریکا و ریشههای بحرانهای معاصر هستند، این کتاب اطلاعات و تحلیلهای ارزشمندی خواهد داشت.
خواندن کتاب همه چیز فرو می ریزد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران، دانشجویان و پژوهشگران علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات خاورمیانه، و کسانی که به دنبال شناخت ریشههای انقلابها هستند، مخاطبان اصلی این اثر تحقیق هستند. اگر دغدغهی فهم سیاست خارجی آمریکا و سازوکارهای تصمیمگیری این کشور در شرایط بحرانی را دارید، این کتاب به شما پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب همه چیز فرو می ریزد
«در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بسیاری از دولتمردان آمریکا، شاه را به عنوان یک پادشاه جوان بدبخت که دارای تاج و تختی متزلزل بود و در مواجهه با حوادث تند سیاسی بسیار مردد بود، میشناختند. تا سال ۱۹۷۶ این افراد، همگی یا بازنشسته شدند یا بر سر کارهای دیگری رفتند. بدین ترتیب، از این زمان به بعد، بوروکراسی دولت آمریکا افرادی بودند که تجارب آنها از ایران و دستگاه سلطنتش به سالهای دههی ۱۹۷۰ و بعد از آن برمیگشت. تصویری که این افراد از شاه در ذهن خود داشتند به این شرح بود: شاه فردی است که خودش صاحبفکر میباشد و از نصیحت و پند و اندرز کسی خوشش نمیآید (از جمله نصیحتهای سفیر آمریکا). او با تسلط کامل بر ملتی ثروتمند و در حال مدرنشدن حکومت میکند و به نظر میرسد جدیترین مشکل وی آن است که وی میخواهد بسیار زود به اهداف خود - که بسیار زیاد میباشند - برسد.
جالب است که مقامات آمریکایی در همان روزهایی که از تصمیم خود برای تعدیل روابط با ابران سخن میگفتند، مصرانه تلاش مینمودند تا آخرین سفارشها و خواستههای شاه را برآورده کنند. هرچند بسیاری از اعضای دولت آمریکا از سرعت بسیار زیاد فرایند صنعتیشدن اجباری و توسعهی نظامی ایران (که بار آن بر دوش گروههای سنتی و بیسواد جامعه بود) نگران بودند. در عین حال، آنها هیچگاه در مورد اهداف و انگیزههای شاه در اینباره فکر نمیکردند. تنها دغدغهی این افراد آن بود که آیا با توجه به منابع محدود ایران، سرعتی که شاه در حرکت به سمت توسعه دارد معقول است یا نه. این دغدغه به گرداب "توجیه" واشنگتن افتاد و هیچگاه مورد توجه جدی قرار نگرفت. اصولاً دولتمردان آمریکا در هنگام مواجهه با انتقادهای مطبوعات و کنگره به سیاستهای خود، واکنشی تدافعی نشان داده، سعی میکردند مواضع خود را موجه و منطقی جلوه دهند. مقاماتی که در خصوص سیاستهای دولت با مطبوعات کنگره و مردم سخن میگفتند، مکرراً به توضیح و توجیه مواضع دولت میپرداختند و سعی میکردند تفسیر خوبی از این مواضع و نتایج آنها ارائه دهند. آنها که با استدلال، آمار و شاهد مثال مواضع خود را توجیه میکردند، پس از مدتی خود نیز تحت تأثیر قرار میگرفتند و به طور ناخودآگاه باور میکردند که آنچه انجام دادهاند، عین صواب است.»
حجم
۵٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۴
تعداد صفحهها
۴۹۰ صفحه
حجم
۵٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۴
تعداد صفحهها
۴۹۰ صفحه