معرفی و دانلود رایگان کتاب جوراب بلند زنانه
تصویر جلد کتاب جوراب بلند زنانه
off

کتاب جوراب بلند زنانه

نوع کتاب
۳.۳(از ۱۸۶ امتیاز)
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب جوراب بلند زنانه

«جوراب بلند زنانه» داستان کوتاهی نوشته تیم اوبراین(-۱۹۴۶) رمان‌نویس آمریکایی است که بیشتر به سبب نوشتن کتاب «آنچه با خود حمل می‌کردند»، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه اما مرتبط در خصوص سربازانی که در جنگ ویتنام شرکت کرده‌اند، شهرت دارد. این داستان کوتاه از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جوراب بلند زنانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:جوراب بلند زنانه
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:تیم اوبراین
مترجم:مریم نوری‌زاد
انتشارات:خانه داستان چوک
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۱۲ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۱۰ صفحه
قیمت کتاب:رایگان
برچسب:داستان آمریکایی، مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه زیر ۵ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mehregan
۱۳۹۶/۰۵/۲۵

نویسنده در داستان کوتاهش شخصیتی را خلق کرده که در عین سادگی به باور و و اعتقاد خود ایمان دارد این انسان به تقوا اعتقاد دارد (البته از دیدگاه خود) و آنجا تقوایش مشخص می شود که وقتی دختری را...بیشتر

۱۱
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۱۰/۲۵

دوس دخترش چه عجیب بوده جوراب شلواریمو تاحالا به کسی کادو ندادم😂

۴
safa
۱۳۹۷/۰۶/۱۰

چرا جوراب شلواری?! خیلی چیزهای دیگه میتونست باشه که اون رو یاد عشقش بندازه!

۲
الهه
۱۳۹۷/۰۵/۲۹

جالب بود به نظرم مهم نیست که اون شخصیت به چه چیزی اعتقاد داشت؛بلکه این مهمه که با اون روش احساس آرامش می کرد و امیدوارانه اقدام می کرد و همین موضوع به او کمک می کرد.

۲
هانا F
۱۳۹۶/۰۸/۱۰

فقط لازمه یه چیزی رو باور داشته باشی... و به یه چیزی یا یه کسی عشق به ورزی.... اون چیز می تونه شما رو نجات بده...و اگه بخوای وسیله ی مرگ شما باشه حتی اگه یه جوراب زنانه باشه

۰
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۶/۰۸

عشق، امید، انرژی مثبت🌞😍

۱۵
▪︎ sᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ
۱۳۹۷/۰۵/۲۰

این نشون میده شما به یه چیز عجیب و مضخرفم اعتقادت قوی باشه اون اعتقاد حتما اتفاق میفته اینا همش به باور و امیدت بستگی داره و اینکه این کتاب یجورایی به بی معرفتی دخترا تو زمان سربازی هم اشاره کرده 😁

۰
atrisa
۱۳۹۶/۰۸/۲۶

این داستان نشون میده که همه اتفاق های انسان فقط به باور ها و اعتقاداتش بستگی داره اگر ادم به خودش تلقین کنه یه چیزی رو اون اتفاق واقعا براش میفته 😉

۰
⚖️وکیل بعد از این⚖️
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۹

خیلی جالبه بعد از اتفاقات اخیر کشور ، طاقچه نظرات کاربران رو چک میکنه و گزینشی رفتار میکنه ولی درمورد کتاب ها اینطوری عمل نمیکنه و از این دست چرندیات به اسم کتاب در این برنامه وجود داره. (:

۰
Zahra Yasi
۱۳۹۶/۰۷/۰۳

خیلی معمولی. اگر در پایان با جوراب خودش رو حلق آویز میکرد خیلی قشنگ بود معلوم نشد عاشق دختره بود یا عاشق جوراب دختره

۰
دنریس
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

من وقتی اسم کتاب رو دیدم کنجکاو شدم که بخونمش ظاهرا اسم کتاب مضحک بنظر میرسه ولی شاید نویسنده خواسته به مخاطبان بگه که حتی در شرایط سخت تلقین و یا افکار مثبت به عشق یا هر چیز دیگه ای...بیشتر

۰
حسن
۱۳۹۷/۰۵/۱۰

اخه این چه کتابیه تمایلات فتیش یه امریکایی

۰
امیر حسین
۱۳۹۶/۱۰/۱۹

این ربطی به تلقین نداره دوستان یا به انرژی مثبت این در واقع در مورد عشقه در واقع هر عشقی اکسیر واقعی است که قدرت خود را از اکسیر اعظم یعنی عشق ذاتی انسان به خدا می گیرد هر که را جامه...بیشتر

۰
zeynab_m91
۱۳۹۶/۱۰/۰۴

داستان خوبی بود، در واقع ما از هر چیزی که بهش انرژی مثبت بدیم و راجع بهش نظر مثبتی داشته باشیم، همون انرژی به خودمون برمیگرده..🌸

۰
Ali Panda
۱۳۹۶/۰۵/۲۴

یا این کتاب اونقدر عالیه که در ذهن این حقیر گنجایش نداره و من نمیتونم درکش کنم یا اونقدر افتضاحه که هیچی نمیشه ازش یاد گرفت

۱

بریده‌هایی از کتاب

usofzadeh.ir
۱۴
من به عشقم وفادارم
هانا F
۴
او معتقد بود که آن‌ها (جوراب‌ها) برایش حکم یک زره‌ی قوی را دارند. هر گاه که ما برای یک ضدحمله‌ی شبانه در جبهه آماده شدیم و خودمان را مجهز به کلاه و جلیقه‌ی ضدگلوله می‌‌کردیم، هنری دابینز به جای این‌ها ترجیح می‌‌داد که با تکیه بر باورهای عمیق معنویش، خودش را مجهز به پوشیدن آن جوراب‌ها کند،
.
۴
دابینز مانند خیلی از ماها در ویتنام، میل و اشتیاقی عجیب به خرافات داشت.
amiram
۲
فردی بسیار معتقد به تقوا و پرهیزگاری، خلوص و روراستی، در عین حال، سخت‌کوش بود.
فائزه قائمی
۲
درست مانند بچه‌ای که با پتوی جادوییش به خواب می‌‌رود و باوجود آن، احساس امنیت و آرامش می‌‌کند. به هر حال، آن جوراب‌ها، بیشتر از هر چیزی، برایش حکم نوعی، طلسم یا شانس را داشتند.
کاربر ۲۳۹۳۲۲۵
۱
او معتقد بود که آن‌ها (جوراب‌ها) برایش حکم یک زره‌ی قوی را دارند. هر گاه که ما برای یک ضدحمله‌ی شبانه در جبهه آماده شدیم و خودمان را مجهز به کلاه و جلیقه‌ی ضدگلوله می‌‌کردیم، هنری دابینز به جای این‌ها ترجیح می‌‌داد که با تکیه بر باورهای عمیق معنویش، خودش را مجهز به پوشیدن آن جوراب‌ها کند، جوری ‌آن‌ها را دور گردنش گره می‌‌زد که قسمت پایین لنگه‌های جوراب، روی شانه‌ی چپش را کاملاً بپوشانند. وضعیت‌اش کمی مضحک به نظر می‌‌رسید. هر چند که ما می‌‌کوشیدیم تا راز این مسئله را درک کنیم. جسم دابینز گویی آسیب‌ناپذیر شده بود. در طول جنگ، هیچ وقت مجروح نشد. هرگز هیچ جراحتی ندید.
لوسی کارلایل;)
۱
«مسئله‌ای نیست، من به عشقم وفادارم، و نیروی سحرآمیز و طلسم این جوراب‌ها، هرگز از بین نمی‌روند». بازگویی این جملات برای همه‌ی ما تسلا‌بخش بود.
elena
۱
نکارش کرد. مدتی بعد، تقریباً اواخر اکتبر، دوست دخترش، او را به راحتی ترک کرده و کنار گذاشت. این مسئله مانند طوفانی سهمگین و وحشتناک بود. دابینز، برای مدتی در سکوت فرو رفت؛ در حالی ‌که خیره به نامه‌ای بود که از طرف دوست دخترش فرستاده شده بود. سپس، بعد از گذشت مدت زمانی، او جوراب‌ها را بیرون آورده و مانند شيئی آرامش‌بخش و تسلی‌دهنده، به دور گردن خود گره زد. او گفت: «مسئله‌ای نیست، من به عشقم وفادارم، و نیروی سحرآمیز و طلسم این جوراب‌ها، هرگز از بین نمی‌روند». بازگوی
amiram
۱
دوست دخترش، او را به راحتی ترک کرده و کنار گذاشت
haniyeh
۰
«مسئله‌ای نیست، من به عشقم وفادارم، و نیروی سحرآمیز و طلسم این جوراب‌ها، هرگز از بین نمی‌روند».