معرفی و دانلود رایگان کتاب بازگشت به خانه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بازگشت به خانه
off

کتاب بازگشت به خانه

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
تولگا گوموشآی، پونه شاهی
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب بازگشت به خانه

«بازگشت به خانه» نوشته تولگا گوموشآی(-۱۹۷۲) نویسنده ترکیه‌ای و از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بازگشت به خانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببازگشت به خانه
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهتولگا گوموشآی
مترجمپونه شاهی
انتشاراتخانه داستان چوک
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱۲ مگابایت
تعداد صفحه‌ها۱۵ صفحه
قیمت کتابرایگان
برچسبمجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۵ تا ۱۰ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

شبنم
۱۳۹۶/۰۵/۰۳

وقتی بچه بودم یه روزایی که مادرو پدرم دعوام میکردن قهربودن حس بچه های پرورشگاهی بهم دست میداد که سرپرستی ندارن .خیلی سخته خیلی 😓😔😢😢😢😢کتاب خوبی بود چه قد بده که یه بچه انقد حسرت تو دلش داشته باشه

۰
الهه
۱۳۹۷/۰۵/۳۰

زیبا بود. درسته ؛واقعا محبت آدم رو به دنیایی که آرزوشو داره می بره.

۰
دنریس
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

معجزه محبت در چند سطر شگفت انگیز بود

۰
leila
۱۳۹۶/۰۹/۰۱

مهربان باشیم ... خوب و با احساس بود .

۰
📚عشق کتاب📚
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۴

محبت زندگی را دگرگون میکند

۰
میچکا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

حال خوب با یک داستان خوب😊 کجا قابل مقایسه است با کتاب های که به نام انتقاد از وضع جهان روی به سیاه نمایی آورده اند و بجای وادار کردن خواننده به تکاپو و اصلاح اورا در بیخیالی و نومیدی رها...بیشتر

۰
ehsan.a
۱۳۹۸/۰۱/۱۷

هنر نویسنده بود که باعث شد در عین کوتاه بودنِ داستان، بتونم با کودک و سرگذشتش ارتباط برقرار کنم. اون بغل معلم ،منو یاد اون دیالوگ تاثیرگذارِ فیلم It's a Wonderful Life 1946 انداخت: کلارنس: "عجیبه، مگه نه؟ زندگی هر انسان،...بیشتر

۰
هنرمند هنردوست
۱۳۹۶/۰۹/۱۹

بخونید قشنگه🌹

۰
☺ میلاد
۱۳۹۶/۰۶/۲۹

خیلی خیلی خوب. " قلب پژمرده و کوچک کودک مثل جوانه ای شکفته می شود"👌

۰
بهزاد
۱۳۹۶/۰۵/۰۲

این داستان، بیان هنرمندانه تاثیر شدیدیست که محبت به کودکان بی سرپرست میتونه رو احساسات و افکارشون داشته باشه

۰
نسیم سهیلی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۶

خیلی قشنگ و ظریف به مفهوم طرحواره طرد و رهاشدگی اشاره داشته

۰
Mohammad Bagheri
۱۳۹۸/۰۳/۳۰

بله، محبت اثر می کند. داستان فوق العاده زیبایی بود.

۱
اقیانوس آرام
۱۴۰۱/۱۰/۰۵

محبت، مهربانی، لبخند، زندگی....!

۰
Feri
۱۳۹۶/۰۵/۲۱

مفهموم محبت به کودکان رو به خوبی توصیف کرده بود

۰
masoomeh
۱۳۹۶/۰۵/۰۳

عالی بود👍

۰

بریده‌هایی از کتاب

hossein sh
۸
آسفالت خیابان برایش حکم باتلاقی را داشت که هر قدمی که برمی‌‌داشت بیشتر فرو می‌‌رفت.
n....r
۷
هر چه بی‌تاب‌تر می‌‌شد از خانه دورتر شده و وقتی از خانه دورتر می‌‌شد گویی از زندگی هم دورتر می‌‌شد.
mahsa
۴
در محله، فضای عجیبی مثل حال و هوای آدم‌های فراموش‌کار جاری است؛ انگار به یاد ندارد که به چه دردی می‌‌خورده و متعلق به چه کسانی بوده و منتظر چه چیزی بوده؛ کسی هم نبود که به یادش آورد. تنها یک کودک هست که می‌‌داند چه می‌‌خواهد. کودکی که می‌‌دود تا گردن خواهرش را بغل کند و دست در دست خواهرش وارد خانه‌شان شود و در آغوش مادرش جای بگیرد و موهایش را ببوید و دیگر هیچ وقت از خانه بیرون نرود.
Z Pourmandi
۴
معلم گونه‌های کودک را می‌‌بوسد. و قلب پژمرده و کوچک کودک مثل جوانه‌ای شکفته می‌‌شود.
ایلیا امیری
۴
انگار به یاد ندارد که به چه دردی می‌‌خورده و متعلق به چه کسانی بوده و منتظر چه چیزی بوده؛ کسی هم نبود که به یادش آورد.
بید مجنون
۲
معلمشان مدام از آن‌ها می‌‌خواهد که نقاشی بکشند تا شاید با دنیا آشتی‌شان دهد. تا تصویرهایی که درونشان را سیاه کرده بیرون بکشد.
بید مجنون
۱
در پرورشگاه، بچه یتیم‌های دیگر را به مدرسه می‌‌فرستند و او هم از این امر مستثنی نیست. سرهایشان را به زیر افکنده و از نگاهشان ترس می‌‌بارد مثل پرندگانی که بالشان شکسته باشد.
mahsan_salehi
۱
معلم گونه‌های کودک را می‌‌بوسد. و قلب پژمرده و کوچک کودک مثل جوانه‌ای شکفته می‌‌شود.
saeedeh8196
۱
وقتی از خانه دورتر می‌‌شد گویی از زندگی هم دورتر می‌‌شد.
Tiyara_banani
۱
گاهی بی‌مهری مثل همین نم‌نم بارانی که از سقف کلاسشان می‌‌چکد و گاهی مثل ضربات مشت، مشت مشت فرود می‌‌آید.