با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بازگشت به خانه

دانلود و خرید کتاب بازگشت به خانه

۴٫۱ از ۷۵ نظر
۴٫۱ از ۷۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بازگشت به خانه  نوشته  تولگا گوموشآی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب بازگشت به خانه

«بازگشت به خانه» نوشته تولگا گوموشآی(-۱۹۷۲) نویسنده ترکیه‌ای و از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۶)
شبنم
۱۳۹۶/۰۵/۰۳

وقتی بچه بودم یه روزایی که مادرو پدرم دعوام میکردن قهربودن حس بچه های پرورشگاهی بهم دست میداد که سرپرستی ندارن .خیلی سخته خیلی 😓😔😢😢😢😢کتاب خوبی بود چه قد بده که یه بچه انقد حسرت تو دلش داشته باشه

هنرمند هنردوست
۱۳۹۶/۰۹/۱۹

بخونید قشنگه🌹

☺ میلاد
۱۳۹۶/۰۶/۲۹

خیلی خیلی خوب. " قلب پژمرده و کوچک کودک مثل جوانه ای شکفته می شود"👌

leila
۱۳۹۶/۰۹/۰۱

مهربان باشیم ... خوب و با احساس بود .

الهه
۱۳۹۷/۰۵/۳۰

زیبا بود. درسته ؛واقعا محبت آدم رو به دنیایی که آرزوشو داره می بره.

بهزاد
۱۳۹۶/۰۵/۰۲

این داستان، بیان هنرمندانه تاثیر شدیدیست که محبت به کودکان بی سرپرست میتونه رو احساسات و افکارشون داشته باشه

masoomeh
۱۳۹۶/۰۵/۰۳

عالی بود👍

دنریس
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

معجزه محبت در چند سطر شگفت انگیز بود

نسیم سهیلی
۱۳۹۹/۰۷/۰۶

خیلی قشنگ و ظریف به مفهوم طرحواره طرد و رهاشدگی اشاره داشته

📚عشق کتاب📚
۱۳۹۹/۰۹/۲۴

محبت زندگی را دگرگون میکند

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶)
آسفالت خیابان برایش حکم باتلاقی را داشت که هر قدمی که برمی‌‌داشت بیشتر فرو می‌‌رفت.
hossein sh
معلم گونه‌های کودک را می‌‌بوسد. و قلب پژمرده و کوچک کودک مثل جوانه‌ای شکفته می‌‌شود.
Z Pourmandi
در محله، فضای عجیبی مثل حال و هوای آدم‌های فراموش‌کار جاری است؛ انگار به یاد ندارد که به چه دردی می‌‌خورده و متعلق به چه کسانی بوده و منتظر چه چیزی بوده؛ کسی هم نبود که به یادش آورد. تنها یک کودک هست که می‌‌داند چه می‌‌خواهد. کودکی که می‌‌دود تا گردن خواهرش را بغل کند و دست در دست خواهرش وارد خانه‌شان شود و در آغوش مادرش جای بگیرد و موهایش را ببوید و دیگر هیچ وقت از خانه بیرون نرود.
mahsa
هر چه بی‌تاب‌تر می‌‌شد از خانه دورتر شده و وقتی از خانه دورتر می‌‌شد گویی از زندگی هم دورتر می‌‌شد.
n....r
در پرورشگاه، بچه یتیم‌های دیگر را به مدرسه می‌‌فرستند و او هم از این امر مستثنی نیست. سرهایشان را به زیر افکنده و از نگاهشان ترس می‌‌بارد مثل پرندگانی که بالشان شکسته باشد.
مینو
معلمشان مدام از آن‌ها می‌‌خواهد که نقاشی بکشند تا شاید با دنیا آشتی‌شان دهد. تا تصویرهایی که درونشان را سیاه کرده بیرون بکشد.
مینو