دانلود رایگان کتاب بازگشت به خانه تولگا گوموشآی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

معرفی کتاب بازگشت به خانه

«بازگشت به خانه» نوشته تولگا گوموشآی(-۱۹۷۲) نویسنده ترکیه‌ای و از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه

نظرات کاربران

شبنم
۱۳۹۶/۰۵/۰۳

وقتی بچه بودم یه روزایی که مادرو پدرم دعوام میکردن قهربودن حس بچه های پرورشگاهی بهم دست میداد که سرپرستی ندارن .خیلی سخته خیلی 😓😔😢😢😢😢کتاب خوبی بود چه قد بده که یه بچه انقد حسرت تو دلش داشته باشه

الهه
۱۳۹۷/۰۵/۳۰

زیبا بود. درسته ؛واقعا محبت آدم رو به دنیایی که آرزوشو داره می بره.

دنریس
۱۳۹۹/۰۲/۰۱

معجزه محبت در چند سطر شگفت انگیز بود

leila
۱۳۹۶/۰۹/۰۱

مهربان باشیم ... خوب و با احساس بود .

میچکا
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

حال خوب با یک داستان خوب😊 کجا قابل مقایسه است با کتاب های که به نام انتقاد از وضع جهان روی به سیاه نمایی آورده اند و بجای وادار کردن خواننده به تکاپو و اصلاح اورا در بیخیالی و نومیدی رها

- بیشتر
📚عشق کتاب📚
۱۳۹۹/۰۹/۲۴

محبت زندگی را دگرگون میکند

ehsan.a
۱۳۹۸/۰۱/۱۷

هنر نویسنده بود که باعث شد در عین کوتاه بودنِ داستان، بتونم با کودک و سرگذشتش ارتباط برقرار کنم. اون بغل معلم ،منو یاد اون دیالوگ تاثیرگذارِ فیلم It's a Wonderful Life 1946 انداخت: کلارنس: "عجیبه، مگه نه؟ زندگی هر انسان،

- بیشتر
هنرمند هنردوست
۱۳۹۶/۰۹/۱۹

بخونید قشنگه🌹

☺ میلاد
۱۳۹۶/۰۶/۲۹

خیلی خیلی خوب. " قلب پژمرده و کوچک کودک مثل جوانه ای شکفته می شود"👌

بهزاد
۱۳۹۶/۰۵/۰۲

این داستان، بیان هنرمندانه تاثیر شدیدیست که محبت به کودکان بی سرپرست میتونه رو احساسات و افکارشون داشته باشه

بریده‌هایی از کتاب

آسفالت خیابان برایش حکم باتلاقی را داشت که هر قدمی که برمی‌‌داشت بیشتر فرو می‌‌رفت.
hossein sh
هر چه بی‌تاب‌تر می‌‌شد از خانه دورتر شده و وقتی از خانه دورتر می‌‌شد گویی از زندگی هم دورتر می‌‌شد.
n....r
در محله، فضای عجیبی مثل حال و هوای آدم‌های فراموش‌کار جاری است؛ انگار به یاد ندارد که به چه دردی می‌‌خورده و متعلق به چه کسانی بوده و منتظر چه چیزی بوده؛ کسی هم نبود که به یادش آورد. تنها یک کودک هست که می‌‌داند چه می‌‌خواهد. کودکی که می‌‌دود تا گردن خواهرش را بغل کند و دست در دست خواهرش وارد خانه‌شان شود و در آغوش مادرش جای بگیرد و موهایش را ببوید و دیگر هیچ وقت از خانه بیرون نرود.
mahsa
انگار به یاد ندارد که به چه دردی می‌‌خورده و متعلق به چه کسانی بوده و منتظر چه چیزی بوده؛ کسی هم نبود که به یادش آورد.
ایلیا امیری
معلم گونه‌های کودک را می‌‌بوسد. و قلب پژمرده و کوچک کودک مثل جوانه‌ای شکفته می‌‌شود.
Z Pourmandi
معلمشان مدام از آن‌ها می‌‌خواهد که نقاشی بکشند تا شاید با دنیا آشتی‌شان دهد. تا تصویرهایی که درونشان را سیاه کرده بیرون بکشد.
بید مجنون
معلم گونه‌های کودک را می‌‌بوسد. و قلب پژمرده و کوچک کودک مثل جوانه‌ای شکفته می‌‌شود.
mahsan_salehi
در پرورشگاه، بچه یتیم‌های دیگر را به مدرسه می‌‌فرستند و او هم از این امر مستثنی نیست. سرهایشان را به زیر افکنده و از نگاهشان ترس می‌‌بارد مثل پرندگانی که بالشان شکسته باشد.
بید مجنون
هر چه بی‌تاب‌تر می‌‌شد از خانه دورتر شده و وقتی از خانه دورتر می‌‌شد گویی از زندگی هم دورتر می‌‌شد.
Sahel

حجم

۶٫۳ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۱۵ صفحه

حجم

۶٫۳ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۱۵ صفحه

قیمت:
رایگان