«مسافر ملکوت» گزیدهای از زندگینامه و خاطرات طلبه و دانشجوی شهید علیعباس حسینپور است که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
دیماه سال ۱۳۶۱ بود. اطراف ساحل خرمشهر مستقر بودیم. یک روز به سمت گمرک خرمشهر رفتیم.
کشتیهای ژاپنی را دیدیم که آنجا به گِل نشسته بودند. جنگ باعث شده بود که دیگر آنجا فعالیت نداشته باشند. از این که اینگونه اقتصاد کشور به هم ریخته ناراحت شدیم.
ارتش عراق استحکامات خیلی قویای داشت. سنگرهایشان خیلی محکم بود. جای پای غوّاصان را کنار ساحل میدیدیم.
فرمانده ما جناب آقای سیاوش جانی مسئولیت خاصی نسبت به بچهها داشت.
از روی اسکله وارد یک لنج شدیم. آقای جانی نگذاشتند ما بایستیم، چون در تیررس عراقیها قرار داشتیم.
همان موقع عراقیها متوجه حضور ما شدند. چند خمپاره به سمت ما شلیک کردند. خمپارهها به اطراف لنج و اسکله خورد.
فاصله بین شناور و ساحل حدود پنجاه متر بود. این مسیر هیچ پوششی از نظر امنیتی نداشت و ما باید این مسیر را طی میکردیم و به سمت سنگرهای پدافندی گمرک خرمشهر برمیگشتیم.
یکییکی شروع کردیم به دویدن. خودمان را به سنگرها رساندیم.
نوبت به علیعباس رسید. دقیقاً به یاد دارم که علیعباس با سرعت و دقت از سمت اسکله به سمت سنگر دوید.
من همینطور از داخل سنگر به او نگاه میکردم. همان موقع دو تا خمپاره به سمت چپ اسکله و در نزدیکی علیعباس خورد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مسافر ملکوت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
پروردگار عالم میفرمایند: اگر آنهایی که به من پشت کردهاند میدانستند چطور چشم به راهشان نشستهام و چطور اشتیاق برگشتن آنها را دارم، از شوق من میمردند و بندبند بدنشان جدا میشد.
بندهٔ من به حقی که تو بر من داری من دوستت میدارم. تو هم به حقی که بر تو دارم دوستم داشته باش که هیچ دوستی بهتر از دوستی من و تو نیست.
mohammad
۲۰
مرحوم آیتالله مجتهدی تهرانی که از علمای تهران بودند، نقل کردند: شبی در نجف بعد از اتمام نماز جماعت پشت سر آیتالله مدنی و خلوت شدن مسجد ناگهان دیدم آقای مدنی شروع به گریستن کرد!
چون به من اظهار لطف داشتند، به خودم جرأت دادم و علت گریهٔ ناگهانی ایشان را پرسیدم.
ایشان فرمودند: بعد از نماز یک نفر امام زمان (عج) را دیده است که به او فرمودهاند: «ببین این شیعیان بعد از نماز بلافاصله به سراغ کارهای خود رفتند و هیچ کدام برای فرج من دعا نکردند!»
من هم تا این را شنیدم متأثر شدم و گریستم.
آیتالله مجتهدی فرمودند: بعدها دقت کردم و متوجه شدم امام زمان (عج) این گلایه را به خود ایشان (شهید مدنی) گفته بودند!!!
امیر رضا
۱۹
مقام معظم رهبری در توصیف آنچه از یک جوان نمونه در جامعه مورد انتظار است فرمودند: تحصیل، تهذیب، ورزش.
امیر رضا
۱۶
بارها دیدهام که برخی دوستان، از اینکه فرزندشان اهل مسجد نیست و به راههای انحرافی کشیده شده گله میکنند، من هم از این دوستان سؤال میکنم که در زمان نوجوانی فرزندتان، چقدر او را با خودتان به جلسات دینی و قرآنی بردید؟ چقدر همراه او به مسجد رفتید؟
جواب اکثر این افراد منفی است. یعنی در زمانی که شخصیت فرزند شکل میگیرد، با جلسات مذهبی بیگانه بوده، حالا توقع داریم که به سمت دین و مذهب گرایش پیدا کند. که این کمی دور از ذهن است.
M.S.H
۱۳
خدایا تو را به احدیت خودت، به عزت و جلالتت قسم، ما را در آتش عشق خودت بسوزان، تا شاید راه وصل و قربت بر روی ما بینوایان و مظلومان و بیچارگان باز گردد.
M.S.H
۱۰
در حین وضو، دعای وضو را میخواند و میگفت: خدایا صاحب ما تویی پس درود فرست بر محمد (ص) و آل او.
وقتی آب بر روی دست راستش می ریخت، میگفت: خدایا به حق پیامبر عظیمالشأن (ص) فردای قیامت نامهٔ اعمال ما را به دست راست ما بده.
وقتی آب را روی دست چپشان میریخت میگفت: خدایا به حق پیامبر عظیمالشأن (ص) نامهٔ اعمال ما را فردای قیامت به دست چپ ما مده.
امیر رضا
۹
: ترک و تنها گذاشتن ولی فقیه در حد شرک به خدا است. اگر ولی فقیه نباشد، اسلام به درد نمیخورد. میشود شبیه فرقههای انحرافی که راه را اشتباه رفتند.
S.A.H
۹
بعضی آدمها مثل فرشته هستند. نمیمانند و میروند. بعضیها درکشان میکنند و بعضیها نه.
کاربر ۱۵۴۵۹۴۷
۷
مرحوم آیتالله مجتهدی تهرانی که از علمای تهران بودند، نقل کردند: شبی در نجف بعد از اتمام نماز جماعت پشت سر آیتالله مدنی و خلوت شدن مسجد ناگهان دیدم آقای مدنی شروع به گریستن کرد!
چون به من اظهار لطف داشتند، به خودم جرأت دادم و علت گریهٔ ناگهانی ایشان را پرسیدم.
ایشان فرمودند: بعد از نماز یک نفر امام زمان (عج) را دیده است که به او فرمودهاند: «ببین این شیعیان بعد از نماز بلافاصله به سراغ کارهای خود رفتند و هیچ کدام برای فرج من دعا نکردند!»
من هم تا این را شنیدم متأثر شدم و گریستم.
آیتالله مجتهدی فرمودند: بعدها دقت کردم و متوجه شدم امام زمان (عج) این گلایه را به خود ایشان (شهید مدنی) گفته بودند!!!
امیر رضا
۶
علیعباس به این جلسات خیلی علاقه داشت. او همیشه دوستانش را به انس با قرآن و حضور در جلسات قرآنی دعوت میکرد و میگفت: به برکت قرآن است که انسان راه درست را پیدا میکند. به برکت این جلسات است که تفکر انقلابی پیدا میکند.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
عالی و روان و خواندنی
سلام بر همه شهیدان و این شهید بزرگوار خوش به سعادت و عاقبتشان، إن شا الله به یاری خدا ما هم عاقبت به خیر دنیا و آخرت شویم آمین 🤲
کتاب بسیارجذاب آموزنده است توصیه به دقیق خواندنش میکنم بلکه بتوانیم ادامه دهنده راه شهدایمان باشیم
روحت شاد شهید بزرگوار 🌹
خدا هم شهید بزرگوار رو و هم پدر و مادرشون رو بیامرزه و شفاعت کنن ما رو
خیلی خوب بود ممنون
کتاب خوبیه. بیشتربرا نوجوونا وجوونا
واقعا زیبا بود،کار برای خدا و خالص بودن در راه خدا، انسان رو به جاهای والایی میرسونه.
خواندن زندگینامه شهدا توفیق است انشاءالله که دستمان را در دو دنیا بگیرند