معرفی و دانلود کتاب رد خون بر پلک هایمان + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب رد خون بر پلک هایمان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب رد خون بر پلک هایمان

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
رها فتاحی
انتشارات: 
نشر برج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رد خون بر پلک هایمان

کتاب رد خون بر پلک هایمان داستانی بلند نوشتهٔ رها فتاحی است و نشر برج آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب رد خون بر پلک هایمان

یک وکیل جوان آرمان‌گرا به نام سینا که با دل‌بستن به رویای تحقق «عدالت» رشته‌ٔ حقوق را انتخاب کرده، در نخستین پرونده‌اش درگیر گره‌گشایی از یک قتل می‌شود. یکی از هم‌کلاسی‌های سابقش به قتل رسیده و او قرار است از دختری که متهم اصلی این پرونده است، دفاع کند. او اما تصوری از پیچیدگی‌ها و روابطی که پشت این پرونده پنهان است ندارد؛ روابطی که هم‌زمان گذشته‌ٔ دور، گذشته‌ٔ نزدیک و اکنون او را به چالش می‌کشد.

سینا از نسل جوانانی است که در نخستین مواجهه‌ٔ عیانش با دستگاه بروکراتیک قدرت، متوجه می‌شود که قافیه را از پیش باخته‌ است.

رد خون بر پلک‌هایمان رمانی در دسته‌ٔ «رمان سیاه» است که به بهانه‌ٔ گره‌گشایی از یک جنایت، زوایایی از بستر سیاسی‌ای که وضعیت موجود را رقم زده عیان می‌کند.

خواندن کتاب رد خون بر پلک هایمان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب رد خون بر پلک هایمان

«ازدحام اطراف ساختمان کم‌کم می‌خوابید و آدم‌ها پراکنده می‌شدند؛ آدم‌هایی که غرابتِ بازسازی صحنهٔ قتل دور هم جمعشان کرده بود، غریبه‌های دیروز که حالا حرف مشترکْ آشنایشان کرده بود با هم. وارد ساختمان که می‌شدیم، جمعیت آن‌قدر زیاد بود و آن‌قدر فشرده که به‌سختی راه باز کردیم. اما حالا مثل مورچه‌هایی که به لاشهٔ سوسکی یورش برده بودند هرکدام تکه‌ای از بدن سوسک را، روایت و تفسیری از قتل را، به دندان گرفته بودند و پراکنده می‌شدند. نگار را پیش از پراکنده‌شدن جمعیت، با ماشین زندان برده بودند. تمام صحنه‌ها را در سکوت بازسازی کرده بود. در این دو روز پنج بار برای ملاقاتش به زندان رفته بودم و هر پنج بار دست رد زده بود به سینه‌ام. بازپرس هم راضی نشده بود متن بازجویی‌ها را در اختیارم قرار دهد. به انصافی هم گفته بودند چیزی نگفته، جز این‌که حاضر است صحنهٔ قتل را بازسازی کند. همین.

از ماشین زندان که پیاده شد، خودم را از میان همهمه و بوی عرق و تن‌های دم‌کرده به درِ ساختمان رساندم. تمام طول راه‌پله را تا طبقهٔ دوم کنارش قدم زدم. سرش پایین بود و انگار صدایم را نمی‌شنید. چندین بار خواهش کردم اگر نفر سومی را توی خانه دیده، به من بگوید. هیچ واکنشی نشان نمی‌داد. زودتر از من وارد خانه شد. با اولین سؤال افسر تجسس یک‌راست رفت سمت آشپزخانه و بی‌حرف با دستان دست‌بندخورده شمایل چاقو را برداشت. زنی را که قرار بود نقش مقتول را بازی کند صدا زدند تا در جایی که نگار اشاره می‌کرد بایستد. زن وسط سالن، پشت به آشپزخانه، ایستاد. اما نگار بی‌آن‌که حرفی بزند او را کشان‌کشان بُرد تا جلوی اتاق بچه. پشت سرش ایستاد. دو ضربه زد، ظاهراً همان دو ضربه‌ای که به حوالی کتف اصابت کرده بود. بعد، از اتاق دور شد و رفت سمت آشپزخانه. اشاره کرد مقتول فرضی برود سمتش. کمی با او گلاویز شد و هلش داد. قاعدتاً مقتول باید همین‌جا سعی کرده باشد چاقو را از دست نگار بگیرد. بازیگر نقش مقتول روی زمین خوابید، همان‌جا که به‌صورت فرضی طرح مقتول را کشیده بودند. نگار خم شد و سه ضربه زد. بعد آرام‌آرام خودش را کناری کشاند وپشت‌به‌دیوار نشست.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رد خون بر پلک هایمان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرد خون بر پلک هایمان
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهرها فتاحی
انتشاراتنشر برج
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۱۲/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶.۲۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۵۶۹۶۱۴۳
تعداد صفحه‌ها۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب۷۲۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Ham Nobody
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۱۵

خب کتابی که روبه‌روی ماست درباره‌ی یک وکیل جوانه که پرونده‌ای بهش محول میشه که باید تلاش کنه موکلش رو از قصاص نجات بده، ولی موضوع به قدری پیچیده میشه که داستان به یک درام تمام عیار تبدیل میشه. روایت خوب...بیشتر

۰
sama.bagheri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۳۱

داستان خوب بود و کشش لازم برای دنبال کردن رو به خواننده می داد

۰
reyhaneh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

کتاب معروفی نیست اما کشش خوبی داره و میتونه ذهنتون رو برای ساعاتی مشغول کنه ،میشه گفت همه صفحات،حول محور داستانه و یک صفحه هم از داستان پرت نمیشه و مخاطب رو معطل نمیکنه بخونید و با جان دل چند ساعتی...بیشتر

۰
....
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۸

داستان جالب و عجیبی بود.

۰
داتیس
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۷

خیلی پیچیده وگنگ بود،به نظر خلاصه وارتوضیح داده یا نوشته بود بخصوص آخر داستان ،من نفهمیدم آیا نگار کشته بود وچرا کشته بود.زود میخواست به آخر داستان برسد،اکر کمی بیشتر کار می کرد میتوانست رمان خوب وپر حجمی تحویل بدهد.

۰
مهدی
۱۴۰۳/۰۸/۰۲

شمارو به سمتش میکشه کتاب خوبیه ولی تمرکزی به یک موضوع نداره

۰
کاربر ۳۳۱۲۱۷۰
۱۴۰۳/۰۷/۱۸

نمیدانم

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۵
دادگاه‌ها برای اجرای عدالت ساخته نشدن، برای تثبیت قدرت ساخته شدن. عدالت تو دادگاه‌ها ساخته نمی‌شه، عدالت رو قدرته که می‌سازه. اونی که زورش بیشتره عدالت رو هم اون‌جوری که دوست داره بازتعریف می‌کنه.
کاربر ۸۸۷۰۴۴۹
۱
امروز خوب می‌دانم این که جایی باشی و بودنت را نخواهند، این که دوستشان داشته باشی و در نگاهشان نفرت ببینی، چیزی را در آدم عوض می‌کند، چیزی که شاید به کلام نیاید اما از پسِ هر خنده و نگاهی سرک می‌کشد.
کاربر ۸۸۷۰۴۴۹
۱
آدم‌ها، حتی خود من، تشنهٔ روایتیم، تشنهٔ داشتنِ داستانی شخصی برای تعریف‌کردن. یکی برای آن‌که دیگران را سرگرم کند، یکی برای آن‌که آگاهی‌اش را به رخ بکشد، یکی برای آن‌که بدبختی‌اش را تصویر کند و دیگری برای آن‌که بار گناهش را زمین بگذارد.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۱
شاید آن سال‌ها نمی‌فهمیدم ـ‌یا دست‌کم درک نمی‌کردم‌ــ اما امروز خوب می‌دانم این که جایی باشی و بودنت را نخواهند، این که دوستشان داشته باشی و در نگاهشان نفرت ببینی، چیزی را در آدم عوض می‌کند، چیزی که شاید به کلام نیاید اما از پسِ هر خنده و نگاهی سرک می‌کشد.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۱
تو اگه می‌خواستی تا اون‌جا که می‌تونی مردم رو به‌سمت زندگی عادلانه ببری، باید می‌رفتی تو مسیری که پول‌دارت کنه. با پول می‌تونستی برای اونی که خونه نداره خونه بخری، برای اونی که می‌خواد درس بخونه و پول نداره شرایط درس‌خوندن فراهم کنی، برای اونی که مریضه فرصت زندگی بخری، برای اونی که زمین خورده دستی باشی که بلندش می‌کنه. اون‌جوری لااقل کاری می‌کردی که یه تعداد آدم بتونن عادلانه‌تر زندگی کنن.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۱
هر چه از معنا تهی شود دیگر کارکردی ندارد.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۱
مدام به این فکر می‌کردم که اگر برای خودمان دشمنی بسازیم و هرگز با آن روبه‌رو نشویم، احتمال پیروزی به‌مراتب بیشتر است تا وقتی با آن دشمن روبه‌رو شویم و قدرتی برای مبارزه نداشته باشیم
Yasamin Mansoori
۱
برخی از ویژگی‌هایی که در زندگی کسب می‌کنیم قدرت نفوذ و عملکردشان ورای خودِ ما قرار می‌گیرند. شأن انسانی جایی پشت آن‌ها پنهان می‌شود. وقتی از سر جبر و حتی اختیار ویژگی‌ای بر موجودیت ما غلبه می‌کند، تصمیم‌های درست و غلطمان را انگار خودمان نمی‌گیریم، آن ویژگی می‌گیرد. ترس یکی از این ویژگی‌هاست که هر که باشیم و هر جا ایستاده باشیم، اگر بر وجود ما غلبه کرده باشد، پیش از ما و به‌جای ما تصمیم می‌گیرد. اگر از خزنده‌ها می‌ترسیم، وقتی خزنده‌ای به‌سمتمان می‌آید پیش از آن که تصمیم بگیریم چه واکنشی نشان بدهیم، ترس تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند؛ ما از جایمان می‌پریم، به‌سمت دیگری می‌دویم یا ناخواسته فریاد می‌زنیم.
کاربر ۱۶۰۴۹۲۷
۰
نوشتن برایم به چالش کشیدن واقعیت است، شورشی مدام علیه واقعیتِ موجود، چراکه باور دارم حقیقت مقصدی است که ما فقط و فقط می‌توانیم به‌سمتش گام برداریم، و مسیر آن مبارزه علیه واقعیتِ موجود است. و چنین مبارزه‌ای را نوشتن است که ممکن می‌کند.
کاربر ۸۸۷۰۴۴۹
۰
عدالت این نیست که مجرم رو مشخص کنی، عدالت فقط یه معنی داره: به آدم‌ها فرصت برابر بدی.