با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پنجاه سال عبادت

دانلود و خرید کتاب پنجاه سال عبادت

۵٫۰ از ۲۰ نظر
۵٫۰ از ۲۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پنجاه سال عبادت  نوشته  گروه نویسندگان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پنجاه سال عبادت

«پنجاه سال عبادت» مجموعه‌ای از وصیت‌نامه‌ها و دلنوشته‌های ادبی و عاشقانه پنجاه تن از شهدا است که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی جمع‌آوری شده است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: هنوز نوجوان بود که ساواک او را دستگیر کرد. عکس شاه را در مدرسه پاره کرده بود. با پیروزی انقلاب اولین پایگاه بسیج را در محله‌ی کوشک میدان شیراز راه‌اندازی کرد. از عملیات چزابه وارد جنگ شد. در همه عملیاتها حضور داشت. همه پنج برادر و پدرش را نیز با خود راهی کرده بود. جلیل ملک‌پور اعجوبه‌ی کارهای اطلاعاتی و شناسایی بود. از هیچ چیزی نمی‌ترسید. بارها به تنهایی به شناسایی می‌رفت و با دست پر برمی‌گشت. توکل عجیبی داشت. با یاری خدا کارهایی می‌کرد که بسیار عجیب بود. قبل از عملیات فاو بود. به همراه برادرش مشغول نماز شب بود. بعدها نوشته بود که بعد از آن نماز ملائک خدا را دیده بود و... جانشین اطلاعات لشگر فجر بود و دانشجوی مهندسی مکانیک. یک ماجرای عجیب باعث شد درس را رها کند و به دانشگاه اصلی برود. با اصرار پدر ازدواج کرد. اما گفت: من برای تکمیل دین ازدواج کردم. من چهار ماه دیگر شهید می‌شوم و شش ماه بعد از شهادتم پسرم به دنیا می‌آید. نام او را علی بگذارید!! جلیل حتی محل مزار خود را نشان داده بود! همه گفته‌هایش محقق شد. در کربلای ۴ جان یک گردان را نجات داد و به شهادت رسید. مدتی بعد پیکر او پیدا شد اما بدون پلاک. هیچ‌کس او را نمی‌شناخت. قرار بود با شهدای گمنام به تهران برود اما به سراغ پدرش آمد و گفت که پیکرش کجاست! جلیل زنده است. چون قرآن شهدا را زنده خوانده. در مشکلات و گرفتاریها در کنار خانواده حضور دارد. و علی تنها یادگار او مصمم به ادامه دادن راه پدر است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
Ali
۱۳۹۷/۰۳/۱۷

من نسخه چاپی این کتاب و دارم مطالعه میکنم واقعا عالیه آدم باید به خودش بگه صلاح کار کجا و من خراب کجا

حسینی
۱۳۹۸/۰۴/۲۳

بسیار تاثیرگذار و زیباست

دِلنشان
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

وصیت شهدا واقعا خواندنی و زیبا است . نسخه رایگان کتاب درسایت شهیدابراهیم هادی در دسترس و قابل دانلود می باشد.

Omid H
۱۳۹۶/۱۱/۱۶

پر از مطالب مهم و درس زندگی

𝐑𝐄𝐙𝐀
۱۳۹۶/۰۳/۰۳

عالی بود

حلما
۱۳۹۹/۰۴/۲۳

حقیقتا با خوندن این کتاب حس کردم شهدا بیشتر کنارم هستن و بیشتر منو از کمک های معنویشون سرشار میکنن

SARA
۱۳۹۶/۰۳/۰۴

نسخه چاپیشو چند سال پیش از مادر و پدر عزیزم هدیه گرفتم . ب قول امام خمینی:"این وصیت نامه های شهیدان رو بگیرید و بخونید پنجاه سال عبادت کردین" . شاید بعد از خوندن اینها پنجاه سال جلو بیفتیم چون طرز تفکر

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸۴)
آنگاه فرمود: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسید؛ چه، هر کس به شما ستم کند یا اندیشه‌ی بد داشته باشد، خداوند شر او را کفایت فرماید. با مردم به نیکی سخن بگویید، همان طور که خدا فرمود. امر به معروف و نهی از منکر را ترک مکنید که رشته کار از دست شما بیرون شود، آنگاه هر چه دعا کنید و از خداوند دفع شر خواهید، پذیرفته نگردد و به اجابت نرسد. بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنی و بخشش و نیکویی درباره یکدیگر. و زنهار از جدایی و تفرقه و پراکندگی و روی‌گردانیدن از هم. و در نیکوکاری، یار و مددکار یکدیگر باشید و بر گناه و ستمکاری کمک مباشید که شکنجه و عذاب خدا بسیار سخت است. خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیغمبرش را در حق شما حفظ فرماید. اکنون با شما وداع می‌کنم و شما را به خدا می‌سپارم و سلام و رحمتش را بر شما می‌خوانم.
S
بسیاری از ما فکر می‌کنیم چون گرفتاریم از خدا دوریم. اما شهدا ثابت می‌کنند: حقیقت این است که چون از خدا دوریم گرفتاریم.
نون صات
شهید کسی نیست که ناگهان به خون بغلتد و نام شهید بر خود بگیرد. شهید در این دنیا قبل از اینکه به خون بتپد شهید است. و شما همچنان که شهیدان را در این دنیا نمی‌توانید بشناسید و بفهمید، بعد از وصالشان نیز هرگز نمی‌توانید درکشان کنید.
Saman
اگر گناه و معصیت کورم کرده بینای رحمتم
نون صات
به عشق به تو دل بستم. بعد از چندی که با تو معاشقه کردم به یکباره به خود آمدم! دیدم که من کوچک‌تر از آنم که عاشق تو شوم و تو بزرگ‌تر از آنی که معشوق من قرار بگیری. فهمیدم که در این مدت که فکر می‌کردم عاشق تو هستم اشتباه می‌کردم. این تو بودی که عاشق من بودی و مرا می‌کشاندی. اگر من عاشق تو بودم باید یک‌سره به دنبال تو می‌آمدم.
نون صات
خدایا آنان که به من بدی کردند مرا هوشیار کردند. آنان که به من انتقاد کردند به من راه و رسم زندگی آموختند، آنان که به من خوبی کردند به من مهر و وفا آموختند، پس خدایا به همه اینان که باعث تعالی دنیا و آخرت من شدند خیر و نیکی برسان.
Saman
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
نون صات
اُنظر الی ما قال و لاتنظر الی مَن قال
نون صات
من به سه خصلت ممتاز شده‌ام: عشق که از سخنم و نگاهم و دستم و حرکاتم و حیات و مماتم می‌بارد. در آتش عشق می‌سوزم و هدف حیات را جز عشق نمی‌شناسم. در زندگی جز عشق نمی‌خواهم، و جز به عشق زنده نیستم. فقر که از قید همه چیز آزاد و بی‌نیازم. اگر آسمان و زمین را به من ارزانی کنند، تأثیری در من نمی‌کند. تنهایی که مرا به عرفان اتصال می‌دهد. مرا با محرومیت آشنا می‌کند. کسی که محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیتِ عشق می‌سوزد. جز خدا کسی نمی‌تواند انیس شبهای تار او باشد و...
دِلنشان
به راستی ما کجای این سؤالها و جوابها قرار گرفته‌ایم!؟ کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکسهای جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود، از قصه‌ی دختران معصوم سوسنگرد با خبر است!؟ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می‌کند که بی‌شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده‌زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند. کدام پسر دانشجویی می‌داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده؟ کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند: نبرد تن و تانک؟!
Saman

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۳۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۲/۱۸
شابک‭‫‬ ۹۷۸-۶۰۰-۹۳۹۱۷-۴-۵‬
تعداد صفحات۲۳۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۲/۱۸
شابک‭‫‬ ۹۷۸-۶۰۰-۹۳۹۱۷-۴-۵‬