با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
داستان‌های مثنوی( به زبان نثر): دفتر اول

دانلود و خرید کتاب داستان‌های مثنوی( به زبان نثر): دفتر اول

۴٫۳ از ۳ نظر
۴٫۳ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب داستان‌های مثنوی( به زبان نثر): دفتر اول  نوشته  داوود جمشیدی‌نیا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب داستان‌های مثنوی( به زبان نثر): دفتر اول

«داستان‌های مثنوی: دفتر اول» نوشته‌ی داوود جمشیدی‌نیا(-۱۳۵۰) است. این کتاب مجموعه‌ای چندجلدی است که داستان‌های مثنوی را به زبان نثر برای نوجوانان بازگو می‌کند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

در روزگاران قدیم پادشاهی بود که قدرت مادی و استیلاء معنوی داشته و دنیا و دین را با هم جمع نموده بود. از قضا روزی برای سفر از شهر خارج می‌شد که در راه به کنیزکی زیبا برخورد کرد. او که یک دل نه صد دل شیفته او شده بود، بلافاصله اقدام به خرید او نمود. پس از خرید کنیزک شاه همین که از دیدن او بهره گرفته و چند روزی با او زندگی کرد، آن کنیزک بشدت بیمار شد. شاه فوراً طبیبان را جمع کرده و آن‌ها را وعده گنج و جواهر فراوان داد و طبیبان نیز بخاطر خودنمایی در برابر شاه، از قدرت خود در علاج امراض کنیز سخن‌فرسایی‌ها کرده و از قدرت و اراده حق تعالی غافل ماندند و به قولی، إن‌شاءالله نگفتند و چون طبیبان فقط بر قدرت و لوازم و ابزارهای خود اتکا کردند، لذا قادر به مداوای بیمار نشدند.

هر چه کردند از علاج و از دَوا

گشت رنج افزون و حاجت ناروا

آن کنیزک از مرض چون موی شد

چشم شَه از اشک خون چون جُوی شد

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
parsa
۱۳۹۹/۰۱/۱۳

آیا میشه رنگ پشت زمینه کتاب رو سفید کرد این رنگ مثل برگه های کاهی قدیمی هست. آدم خسته میشه از خوندش. لطفا راهنمایی کنید یا. یه فکری بردارین. ممنون

akram
۱۳۹۶/۰۴/۲۹

خوب بود بیان ساده و روانی داشت

akram
۱۳۹۶/۰۴/۲۵

خوب بود ، جالب بود :-)

f
۱۳۹۶/۰۴/۲۵

خیلی خوبه.به زبان ساده است.دوسداشتم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماست آن خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران
hadikalhor
ای برادر قصه چون پیمانه‌ای است معنی اندر وی مثال دانه‌ای است هست اندر صورت هر قصه‌ای خرده‌بینان را ز معنی حصه‌ای
hadikalhor
هر چه کردند از علاج و از دَوا گشت رنج افزون و حاجت ناروا آن کنیزک از مرض چون موی شد چشم شَه از اشک خون چون جُوی شد
hadikalhor
رفت در مسجد و سوی محراب شد سجده‌گاه از اشک شَه پرآب شد در میان گریه خوابش در ربود دید در خواب او که پیری رو نمود چونکه آید او حکیم حاذق است صادقش دان کو امین و صادق است
hadikalhor
دشمن طاووس آمد پَرّ او ای بسی َشه را بکشته فَرّ او دشمن طاووس پر زیبای اوست و چه بسیارند شاهانی که فَرّ و شکوهشان باعث نابودی آنان می‌شود. ای من آن روباه صحرا کز کمین سربریدنش برای پوستین من مانند آن روباه صحرایی هستم که بخاطر پوستش بر سر راهش کمین کرده و سرش را بریدند. ای من آن پیلی که زخم پیل‌بان ریخت خونم از برای استخوان من مانند آن فیلی هستم که فیلبان به او زخم می‌زند و بخاطر استخوان عاجش او را می‌کشد
hadikalhor
چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت وقتی قلم بخواهد در وصف عشق و عاشقی بنویسد، عاجز شده و شکسته می‌شود. عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت عقل در شرح عشق مانند خری که در گل گیر کرده باشد نانوان خواهد شد. در واقع شرح عشق و عاشقی را هم باید خود عشق بگوید. عاشقی گر زین سر و گر زان سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است عشق و عاشقی خواه حقیقی و خواه مجازی، سرانجام انسان را بسوی کمال و سرمنزل می‌رساند.
hadikalhor
آئینه‌ات دانی چرا غَمّاز نیست زانکه زنگار از رُخش ممتاز نیست می‌دانید چرا آئینه دلتان عیوب شما را بیان نمی‌کند، زیرا غبار و تیرگی هوی‌و‌هوس را از روی آن پاک نشده است.
hadikalhor

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۱/۲۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۰۴۴-۸۹-۸
تعداد صفحات۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۱/۲۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۵۰۴۴-۸۹-۸