با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
جزیره

دانلود و خرید کتاب جزیره

۳٫۷ از ۶۶ نظر
۳٫۷ از ۶۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب جزیره  نوشته  غزاله  علیزاده  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب جزیره

«جزیره» داستان کوتاهی نوشته غزاله علیزاده(۱۳۷۵-۱۳۲۷)، نویسنده معاصر ایرانی و از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. این داستان جایزه قلم طلایی مجله ادبی گردون را به‌دست آورده است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۳)
حمید
۱۳۹۶/۰۵/۲۱

یقیناً داستان جزیره نمونه ی خوبی از زبان توصیفی یک نویسنده است. توصیف ها متصل و زنجیروار پی هم آمدند و مخاطب خویش را وادار به درک فضا و تصویرسازی خیالی می کنند. داستان نجوای زنی که شب ها از

- بیشتر
اسب دریایی
۱۳۹۸/۰۵/۲۲

نثر شاعرانه‌ش رو واقعا دوست دارم تا جایی که به توانایی بی‌نظیر نویسنده در به وجود آوردن توصیف‌ها حسادت کردم.

farnoosh
۱۳۹۹/۰۴/۰۳

عالی عالی . موضوع، توصیفها، ماجرا ... بی وقفه حواندم. ایکاش طاقچه مجموعه داستان سفر ناگذشتنی را هم بگذارد. و داستان فوق العاده شجره طیبه را

شوبِل
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

لازم نیست وقتی از یک داستان خوشتون نمیاد بگید بَده. بگید بنطرم جالب نبود و میتونست فلان باشه. با نظر های تماما منفی بقیه رو ناخواسته از خوندن منع میکنید

ساکت
۱۳۹۶/۰۱/۰۴

خوشم نیومد.اصلا معلوم نبود نویسنده چی میخواد بگه...نثرش هم جالب نبود.

A.🍁
۱۳۹۶/۰۱/۲۲

اصلا جالب نبود.من که متوجه نشدم چی میخواد بگه و پایانش چی شد اصلا😐

Sayeh Sh
۱۳۹۷/۰۲/۲۲

خیلی بی خود بود. همش توصیفات سخت و بی دلیل بود. بدون هیچ سر و ته . خوشم نیومد.

عاشق کتاب
۱۳۹۷/۰۳/۲۱

خواندنش سخت بود، هدفش را هم نفهمیدم ولی لذت بخش هم بود

fateme
۱۳۹۷/۰۴/۳۰

طوری نبود که آدم مشتاق بشه به ادامه دادنش. بطور کل خسته کننده .

zahra
۱۳۹۹/۰۶/۲۸

عاشقانه ای کوتاه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۱)
اعتقاددارم هر مملکتی که پیشرفت کرده، دلیلش کتاب بوده. شما موافق نیستید؟»
•🐉CRZ🐉•
نسل آینده‌ی ما باید کتاب‌خوان باربیاید. کتاب بزرگ‌ترین معلم است.
•🐉CRZ🐉•
گفتم نسل آینده‌ی ما باید کتاب‌خوان بار بیاید. کتاب بزرگ‌ترین معلم است. اعتقاد دارم هر مملکتی که پیشرفت کرده، دلیلش کتاب بوده.
fateme
گفتم نسل آینده‌ی ما باید کتاب‌خوان بار بیاید. کتاب بزرگ‌ترین معلم است. اعتقاد دارم هر مملکتی که پیشرفت کرده، دلیلش کتاب بوده. شما موافق نیستید؟»
علیرضا حساس
در کنار تو امنیت دارم، با جهان به آشتی می‌رسم.
Rahmanism.ir
لب‌های نسترن را پوزخندی از هم گشود: «کارخانه‌ی برق دیدن دارد؟» بهزاد شانه‌ای بالا انداخت: «فرق نمی‌کند، از نظر من هیچ جای دنیا دیدن ندارد!»
Sayeh Sh
در کنار تو امنیت دارم، با جهان به آشتی می‌رسم. پیش‌ترها شکل مبهمی داشتی؛ به خانه‌ی ما می‌آمدی، می‌نشستی، من از آسیه حرف می‌زدم، کم‌کم سبک می‌شدم. وقتی می‌رفتی تا مدتی بوی عطرت در اتاق می‌ماند، تاروپود پارچه‌ی مبل و بالشچه‌ها آن را حفظ می‌کرد.
mohsen azimi
در کنار تو امنیت دارم، با جهان به آشتی می‌رسم. پیش‌ترها شکل مبهمی داشتی؛ به خانه‌ی ما می‌آمدی، می‌نشستی، من از آسیه حرف می‌زدم، کم‌کم سبک می‌شدم. وقتی می‌رفتی تا مدتی بوی عطرت در اتاق می‌ماند، تاروپود پارچه‌ی مبل و بالشچه‌ها آن را حفظ می‌کرد.
mohsen azimi
کتاب تازه‌ای که به خواندنش بیازرد درنیامده، وگرنه برای کتابخانه‌ی مدرسه می‌خریدم. اول تابستان یک دوره کتاب ابتیاع کردیم، آقای مدیر مخالف بود. می‌گفت برای این‌جور خاصه‌خرجی‌های تو بودجه نداریم (بر سینه‌ی استخوانی دستی کشید، گونه‌های او سرخ شد). من مشت روی میز کوبیدم. گفتم نسل آینده‌ی ما باید کتاب‌خوان باربیاید. کتاب بزرگ‌ترین معلم است. اعتقاددارم هر مملکتی که پیشرفت کرده، دلیلش کتاب بوده.
اسب دریایی
معلم جوان روزنامه‌ی مرطوب را تا زد و در جیب گذاشت، شیشه‌های عینک را پاک کرد، برگشت و چشم دوخت به کشتی؛ انگار جزیی از دریا بود. خطاب به نسترن گفت: «معلوم نیست از کی به‌گل‌نشسته؟! مردم می‌گویند هر شب که دریا توفانی‌ست، تا صبح صدای گریه از کشتی به گوش می‌رسد؛ زنی سفیدپوش روی عرشه می‌آید و آوازی سوزناک می‌خواند!»
اسب دریایی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۰ صفحه
نوع فایلEPUB
شابکundefined