
کتاب ردلی ها
معرفی کتاب ردلی ها
کتاب الکترونیکی «ردلیها» نوشتهٔ مت هیگ و با ترجمهٔ شبنم لطیفی، توسط نشر هیرمند منتشر شده است. این اثر در دستهٔ رمانهای معاصر قرار میگیرد و داستان خانوادهای به ظاهر عادی را روایت میکند که در پس زندگی روزمرهشان، رازهایی عجیب و غیرمنتظره پنهان شده است. «ردلیها» با نگاهی متفاوت به مفاهیم خانواده، هویت و تفاوت، تلاش میکند مرز میان عادی بودن و غیرعادی بودن را به چالش بکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ردلی ها
«ردلیها» اثری داستانی و در قالب رمان است که مت هیگ آن را نوشته و شبنم لطیفی ترجمه کرده است. این کتاب با روایتی چندلایه، زندگی خانوادهای را در روستایی آرام و به ظاهر بیحادثه به تصویر میکشد؛ خانوادهای که تلاش میکنند عادی به نظر برسند اما گذشته و ذاتشان آنها را به سمت ناشناختهها میکشاند. فضای داستان در انگلستان معاصر میگذرد و نویسنده با استفاده از عناصر طنز تلخ و تعلیق، به موضوعاتی چون سرکوب غرایز، هویت فردی، فشارهای اجتماعی و رازهای خانوادگی میپردازد. ساختار کتاب به گونهای است که هر فصل از زاویهٔ دید یکی از اعضای خانواده یا شخصیتهای اطراف آنها روایت میشود و به تدریج لایههای پنهان زندگیشان آشکار میگردد. «ردلیها» با ترکیب عناصر واقعگرایانه و فانتزی، مرز میان زندگی روزمره و دنیای پررمزوراز را محو میکند و مخاطب را به تماشای کشمکشهای درونی و بیرونی شخصیتها دعوت میکند.
خلاصه داستان ردلی ها
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان «ردلیها» با تمرکز بر خانوادهای چهار نفره آغاز میشود که در روستای بیشاپثورپ زندگی میکنند. پدر خانواده، پیتر، پزشکی است که با گذشتهای پر از راز دستوپنجه نرم میکند و مادر، هلن، زنی است که تلاش میکند خانوادهاش را از خطرات پنهان دور نگه دارد. فرزندان، روآن و کلارا، هر دو نوجوانانی هستند که با مشکلات معمول سن خود و همچنین تفاوتهای عمیقتری روبهرو هستند؛ تفاوتهایی که ریشه در ماهیت واقعی خانوادهشان دارد. کلارا، دختر خانواده، بهتازگی وگان شده و دچار بیماری و ضعف جسمی است؛ اما این تنها نشانهای از بحران هویت اوست. روآن، پسر خانواده، نوجوانی منزوی و حساس است که با مشکلات مدرسه و روابط اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. در جریان یک مهمانی، کلارا ناخواسته وارد موقعیتی خطرناک میشود و در دفاع از خود، نیرویی ناشناخته را در وجودش کشف میکند؛ نیرویی که به ماهیت واقعی خانوادهٔ ردلی اشاره دارد. با وقوع این حادثه، والدین مجبور میشوند راز بزرگ خانواده را برای فرزندانشان فاش کنند: آنها از نسل خونآشامها هستند، اما سالهاست که با سرکوب غرایز خود، تلاش میکنند زندگی عادی داشته باشند. این افشاگری، زندگی هر چهار نفر را دگرگون میکند و آنها را با انتخابهایی دشوار و پیامدهایی غیرمنتظره روبهرو میسازد. داستان با ترکیب تعلیق، طنز و عناصر فراطبیعی، به بررسی هویت، پذیرش خود و مرز میان انسانیت و غرایز میپردازد، بیآنکه پایان ماجرا را لو بدهد.
چرا باید کتاب ردلی ها را بخوانیم؟
«ردلیها» با روایتی متفاوت و ترکیب عناصر واقعگرایانه و فراطبیعی، به موضوعاتی چون هویت، پذیرش تفاوتها و فشارهای اجتماعی میپردازد. این کتاب نهتنها داستانی پرکشش و پرتعلیق ارائه میدهد، بلکه با طنز تلخ و نگاه انتقادی به زندگی روزمره، مخاطب را به تأمل دربارهٔ مرز میان عادی بودن و متفاوت بودن دعوت میکند. شخصیتپردازی چندلایه و روایت از زاویههای دید مختلف، باعث میشود خواننده با دغدغهها و کشمکشهای درونی هر یک از اعضای خانواده همراه شود. همچنین، پرداختن به مفاهیمی مانند سرکوب غرایز، رازهای خانوادگی و تلاش برای حفظ ظاهر عادی، این اثر را از دیگر رمانهای خانوادگی متمایز میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای معاصر با عناصر فانتزی و فراطبیعی مناسب است. همچنین کسانی که دغدغهٔ هویت، تفاوت، فشارهای اجتماعی و رازهای خانوادگی دارند، میتوانند از خواندن «ردلیها» لذت ببرند. نوجوانان و بزرگسالانی که به داستانهایی با محوریت خانواده و کشف خود علاقه دارند، مخاطبان اصلی این اثر هستند.
بخشی از کتاب ردلی ها
«در واقع. رأس سه صبح در روستای بیشاپثورپ بهراحتی میشود دروغی را که ساکنانش ساخته و پرداختهاند باور کرد: اینجا جایی است که آدمهای خوب و ساکت. زندگی خوب و آرامی دارند. در این ساعت. فقط صداهایی مربوط طبیعت به گوش میرسد. هوهوی یک جغد. واقواق سگی در دور دست. یا در هوای موافق با نسیم امشب زمزمهی نامفهوم باد بین درختان انجیرمصری. حتی اگر در خیابان اصلی: درست بیرون میخانه پا اغذیهفروشی هانگری گنت بایستید. باز هم امکان ندارد صدای رفتوآمد هیچ ماشینی را بشنوید. پا بتوانید گرافیتی بیادبانهای را ببینید که دیوار ادارهی پست سابق را تزیین کرده است؛ البته اگر چشمهایتان را نازک کنید کلمهی خلوچل کمی خواناست. دورتر از حیابان اصلی: اگر جایی مانند ارچرد لین به پیادهروی شبانه بروید و از کنار خانههای با فاصله از هم عبور کنید که محل زندگی و کلاء پزشکان و مدیر پروژهها است. خواهید دید که این خانهها با چراغهای خاموش و پردههای کشیدهشدهشان خود را از شب جدا کردهاند. یعنی چنین فکری میکنید تابه پلاک هفده برسید جایی که متوجه سوسوی لامپی از پشت پردهی اتاق طبقهی بالا میشوید.»
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۰ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۰ صفحه