
کتاب از ره رسیدن و بازگشت
معرفی کتاب از ره رسیدن و بازگشت
کتاب از ره رسیدن و بازگشت نوشتهی آرتور کوستلر و با ترجمهی مهرداد نبیلی توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این اثر روایتی داستانی از سرگذشت پتر سلاوک، جوانی است که در میانهی آشوبهای سیاسی و جنگی اروپا، به اجبار وطن خود را ترک میکند و در سرزمینی بیطرف، میان امید و بیپناهی، به دنبال معنای تازهای برای زندگی و هویت خویش میگردد. کوستلر با نگاهی تیزبین و روایتی پرجزئیات، تجربهی تبعید، بیریشگی و سرگشتگی انسان معاصر را در بستر رویدادهای تاریخی و اجتماعی قرن بیستم به تصویر میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب از ره رسیدن و بازگشت
کتاب از ره رسیدن و بازگشت اثر آرتور کوستلر، داستانی است که در بستر اروپا و در میانهی جنگ و تحولات سیاسی روایت میشود. کوستلر با بهرهگیری از تجربههای شخصی و شناخت عمیق خود از فضای سیاسی و اجتماعی آن دوران، سرگذشت پتر سلاوک را به تصویر کشیده است؛ جوانی که پس از سالها زندان و شکنجه، به امید پیوستن به جبههی مقاومت، از کشور خود میگریزد و به سرزمینی بیطرف پناه میبرد. روایت کتاب، نهتنها بر ماجراهای فرار و تلاش برای بقا تمرکز دارد، بلکه به لایههای روانی و درونی شخصیتها نیز میپردازد. ساختار کتاب بر پایهی روایت خطی و توصیفهای دقیق از محیط، روابط انسانی و فضای تبعید شکل گرفته است. کوستلر در این اثر، با نگاهی انتقادی و گاه تلخ، وضعیت تبعیدیان، بیثباتی هویت، و بحرانهای اخلاقی و سیاسی را در دل جامعهای که میان امید و ناامیدی سرگردان است، بررسی کرده است. از ره رسیدن و بازگشت، اثری است که همزمان با روایت داستان فردی، تصویری از یک نسل و یک دوران را ارائه میدهد.
خلاصه داستان از ره رسیدن و بازگشت
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! پتر سلاوک، جوانی بیستودوساله، پس از تحمل سالها زندان و شکنجه بهدلیل فعالیتهای سیاسی، با فرار از کشورش و پنهانشدن در کشتی اسپرانتزا، خود را به سرزمینی بیطرف میرساند. او شب را در ساحل و اتاقکهای چوبی میگذراند و صبح، با پرچمی کوچک که از ساحل یافته، به شهر وارد میشود. پتر در تلاش برای پیوستن به ارتش کشور متحد، به قنسولگری مراجعه میکند اما با دیوانسالاری و بیتفاوتی مواجه میشود. او در میان تبعیدیان و مهاجران، با شخصیتهایی چون سونیا بولگار، دکتر روانشناس، و اودت، دختر فرانسوی، آشنا میشود. زندگی پتر در این سرزمین، میان امید به آینده و ناامیدی از گذشته، در رفتوآمد است؛ او با فقر، بیخانمانی و بیهویتی دستوپنجه نرم میکند و هر بار که به قنسولگری سر میزند، با پاسخ «هنوز خبری نیست» روبهرو میشود. روایت کتاب، علاوهبر شرح تلاشهای پتر برای یافتن جایگاهی تازه، به روابط انسانی، بحرانهای اخلاقی، و حس بیریشگی تبعیدیان میپردازد. در این میان، سونیا با خانه و حمایت خود، پتر را از فروپاشی نجات میدهد و جمعی از تبعیدیان، هرکدام با گذشته و امیدهای از دسترفته، در جستوجوی معنایی تازه برای زندگیاند. داستان، تصویری از سرگشتگی، انتظار و تلاش برای بازتعریف هویت در جهانی بیثبات را ارائه میدهد.
چرا باید کتاب از ره رسیدن و بازگشت را بخوانیم؟
از ره رسیدن و بازگشت با روایتی پرجزئیات و شخصیتپردازیهای دقیق، تجربهی تبعید، بیخانمانی و جستوجوی هویت را در بستر رویدادهای تاریخی به تصویر کشیده است. این کتاب، نهتنها داستانی از فرار و بقا، بلکه تاملی بر بحرانهای اخلاقی، معنای وطن، و سرگشتگی انسان معاصر است. کوستلر با نگاهی انسانی و انتقادی، وضعیت تبعیدیان و مهاجران را در جامعهای بیثبات و پرآشوب بررسی کرده است. خواندن این اثر، فرصتی برای درک عمیقتر از تجربهی بیریشگی، امید و ناامیدی، و تلاش برای بازتعریف خود در جهانی متغیر فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به رمانهای اجتماعی و سیاسی، کسانی که دغدغهی مهاجرت، تبعید، بحران هویت یا تجربهی زندگی در شرایط بیثبات را دارند، و همچنین دانشجویان و پژوهشگران حوزههای علوم انسانی و مطالعات مهاجرت پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب از ره رسیدن و بازگشت
«مرد جوان پیکر خود را چنانکه گویی تعادل از دست داده است به شیوهای ناموزون به پیش خم کرد و درحالیکه این کلمات را در خاطر ادا میکرد، برجهید. از عرشۀ کشتی تا رویۀ تاریک آب، بلندی پنج متر بود و او بر اثر کنجکاوی و خردهبینی فطری از پیش بهحساب دریافته بود که این فاصله را در یک ثانیه و یک پنجم ثانیه خواهد سپرد. اما اکنون این مدت در نظرش کوتاهتر آمد. در طول مدتی که زانو به بغل کشیده فرومیافتاد، تنها چیزی که از صفحۀ خودآگاه خاطرش گذشت کلمات «برو که رفتیم» بود که دوبار تکرار شد. و آنگاه رویۀ باصلابت آب نخست به کف پاها و سپس با ضربتی دردآورتر به کشالههای از هم گشادۀ رانش کوبید. صورتش به بستهای که با نخ به گردن آویخته بود خورد، صدای آب تیره را که از کنار گوشهایش میگذشت شنید و کف تلخ آن را با خونی که بر اثر ضربت آن بسته از لبش سرازیر شده بود فرو برد. لحظهای دراز پیوسته در آب فروتر میرفت. روشنی دریچهای را که در حال افتادن از آن گذشته بود بهخاطر آورد. و آنگاه قریب سه متر آن سوتر از پیکر تاریک و بیحرکت کشتی بر سطح آب ظاهر شد. اندکی آنسوتر، زنجیر لنگر از آب بیرون آمده راست و کشیده شده بهسوی سوراخ گردی در بدنۀ کشتی، بالای سر او، سر میکشید. با یکی دو حرکت به احتیاط پیش رفت. زنجیر را گرفت و همه گوش شد. در کشتی همهجا آرامش بود. ساحل دور نیز که چندصدمتری از او فاصله داشت. همانگونه خاموش بود. و رشتهای چراغ برق بر آن روشنی میانداخت. میان هر دو تیر چراغ، نخلی بود. و این تیرها و نخلها با هم بر دو سوی جادۀ راستی، که موازی ساحل کشیده شده بود و سطح آن یکنواخت میدرخشید، به پا ایستاده بود.»
حجم
۲۳۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۲۳۱ صفحه
حجم
۲۳۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۲۳۱ صفحه