کتاب مردی که والانس را کشت جیمز وارنر بلا + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مردی که والانس را کشت

کتاب مردی که والانس را کشت

معرفی کتاب مردی که والانس را کشت

کتاب مردی که والانس را کشت نوشته‌ی جیمز وارنر بلا با ترجمه‌ی محمود فخر داعی روایتی پرجزئیات از غرب وحشی، قانون، خشونت و شکل‌گیری نظم در شهری کوچک به نام شین‌بون است. نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده است. داستان از سفر سناتور رنسوم ستودارد و همسرش هلی به شین‌بون آغاز می‌شود؛ شهری که گذشته‌ی سیاسی و شخصی سناتور به آن گره خورده و حالا او پس از سال‌ها، در مقام یک چهره‌ی سرشناس، برای شرکت در تشییع جنازه‌ی مردی گمنام به آن بازمی‌گردد. همین بازگشت، بهانه‌ای می‌شود برای بازگویی ماجرایی قدیمی؛ ماجرایی که در آن نام‌هایی مثل لیبرتی والانس، تام دنیفن، هلی جونز و لینک اپل‌یارد هرکدام بخشی از تاریخ نانوشته‌ی شهر را شکل داده‌اند. این کتاب در قالب یک داستان پلیسی–جنایی و ماجرایی، فضای مرزی و ناامن غرب را تصویر کرده است؛ جایی که هنوز قانون رسمی ضعیف است و هفت‌تیر، قاضی اصلی بسیاری از نزاع‌ها به‌شمار می‌آید. در دل این فضا، تقابل دو نوع «قانون» شکل می‌گیرد: قانون اسلحه و قانون دادگاه. مردی که والانس را کشت با توصیف‌های دقیق از قطار، گاری‌های مسافری، رستوران‌های کوچک، مزارع، راهزنان و کشاورزان، هم یک داستان تعقیب و تقابل شخصی است و هم روایتی از کشمکش میان دامپروران قدرتمند و کشاورزان مهاجر. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مردی که والانس را کشت

کتاب مردی که والانس را کشت با صحنه‌ی ورود قطار «شرکت راه‌آهن بزرگ شمالی» به شین‌بون و حضور سناتور رنسوم ستودارد و همسرش هلی آغاز می‌شود و از همان ابتدا نشان می‌دهد که با داستانی روبه‌رو است که گذشته و حال را به‌هم گره می‌زند. جیمز وارنر بلا در این کتاب، ابتدا چهره‌ی امروزی سناتور را نشان می‌دهد؛ مردی لاغر، پرچین، خسته از سیاست، اما همچنان محبوب و محترم در چشم قدیمی‌های شهر. حضور شخصیت‌هایی مثل جیسن تلی، ممیز قطار، و لینک اپل‌یارد، کدخدای سابق شهر، فضای نوستالژیک و درعین‌حال تلخی از تغییرات شین‌بون می‌سازد؛ شهری که از بیابانی خشک به محل مزارع، یونجه‌زارها و خیابان‌های آجر فرش تبدیل شده است. در همین رفت‌وآمد میان ایستگاه، دفتر روزنامه‌ی «ستاره شین‌بون» و مغازه‌ی مرده‌شوی، کم‌کم روشن می‌شود که سناتور برای تشییع جنازه‌ی مردی به نام تام دنیفن آمده و این نام، کلید باز شدن داستان اصلی است. کتاب مردی که والانس را کشت در ادامه با یک چرخش زمانی، خواننده را به سال‌ها قبل می‌برد؛ زمانی‌که رنس ستودارد جوان، وکیل دعاوی فقیر و تازه‌کار، با گاری مسافری از سپنیش سدل راهی شین‌بون می‌شود و در همان مسیر، قربانی حمله‌ی راهزنان به رهبری مردی به نام لیبرتی والانس است؛ راهزنی با کولت ۴۵، شلاق دسته‌نقره‌ای و خشونتی عریان. ساختار کتاب بر پایه‌ی این بازگشت به گذشته شکل گرفته و در فصل‌های متعدد، ماجرای آشنایی ستودارد با تام دنیفن، هلی جونز، نورا و پیتر لیندستروم، پومپی و لینک اپل‌یارد را دنبال می‌کند. در خلال این فصل‌ها، کشمکش بزرگ‌تری هم ترسیم شده است: نزاع دامپروران ثروتمند مثل باک لنگورن و هم‌پیمانانش با کشاورزان مهاجر، بحث تبدیل منطقه به ایالت، نقش قانون، مدرسه، سواد و روزنامه، و این‌که چگونه یک شهر مرزی می‌کوشد از «قانون هفت‌تیر» به «قانون دادگاه» عبور کند. هر فصل با صحنه‌پردازی‌های دقیق از گاری‌ها، رستوران پیتر، کوچه‌های گِلی، رودخانه‌ی پیکت وایر و مزرعه‌ی اسب تام دنیفن، این جهان را کامل‌تر می‌کند.

خلاصه داستان مردی که والانس را کشت

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! مردی که والانس را کشت از لحظه‌ای شروع می‌شود که سناتور رنسوم ستودارد، پس از سال‌ها دوری، به‌همراه همسرش هلی با قطار وارد شین‌بون می‌شود. او در ظاهر برای دیداری خصوصی آمده، اما در گفت‌وگو با مکسول سکات، سردبیر روزنامه‌ی ستاره شین‌بون، فاش می‌کند که هدف اصلی‌اش شرکت در تشییع جنازه‌ی مردی گمنام به نام تام دنیفن است؛ مردی که در ظاهر برای مردم شهر اهمیت خبری ندارد، اما برای سناتور و هلی، بخشی از گذشته‌ای تعیین‌کننده است. همین‌جا ستودارد تصمیم می‌گیرد «تمامی ماجرا» را برای سکات تعریف کند؛ ماجرایی که در آن، نام لیبرتی والانس، راهزن بی‌رحم، در مرکز قرار دارد. روایت به گذشته برمی‌گردد: رنس جوان، وکیل دعاوی فقیر از شیکاگو، با گاری مسافری راهی شین‌بون است تا در شهری مرزی دفتر وکالت باز کند. در معبر کوهستانی پارسونزناچ، گاری مورد حمله‌ی سه راهزن نقابدار قرار می‌گیرد. رهبرشان مردی است با کولت ۴۵ و شلاق دسته‌نقره‌ای؛ لیبرتی والانس. او صندوق پول بانک شین‌بون را می‌زند، مسافران را لخت می‌کند و وقتی رنس برای دفاع از خانم پرسکوت دخالت می‌کند، او را تا سرحد مرگ کتک می‌زند و نیمه‌جان در جاده رها می‌کند. صبح زود، تام دنیفن، پرورش‌دهنده‌ی اسب، به‌همراه سیاه‌پوستی به نام پومپی، رنس را پیدا می‌کند و به رستوران پیتر و نورا لیندستروم در شین‌بون می‌برد؛ جایی‌که هلی جونز، دختر جوان و پیشخدمت رستوران، پرستاری او را به‌عهده می‌گیرد. در روزهای بعد، رنس با واقعیت شین‌بون روبه‌رو می‌شود: شهری که در آن لیبرتی والانس و دارودسته‌اش، هم در راهزنی کالسکه‌ها و هم در ارعاب کشاورزان اطراف رودخانه‌ی پیکت وایر نقش دارند؛ دامپروران بزرگی مثل باک لنگورن از این خشونت برای راندن کشاورزان و جلوگیری از تبدیل منطقه به ایالت استفاده می‌کنند؛ و کدخدای شهر، لینک اپل‌یارد، عملاً در برابر جنایت‌های بیرون از محدوده‌ی رسمی شهر ناتوان است. رنس که همه‌ی دارایی‌اش را از دست داده، برای جبران بدهی‌اش به نورا و پیتر، به‌عنوان ظرفشوی در رستوران کار می‌کند و هم‌زمان تصمیم می‌گیرد در شین‌بون بماند، دفتر وکالت باز کند و با «قانون» به جنگ والانس و حامیانش برود. او ایده‌ی تأسیس مدرسه و آموزش خواندن، نوشتن، تاریخ و حساب به مردم را مطرح می‌کند تا کشاورزان بتوانند حقوق خود را بشناسند و در دادگاه‌های محلی از زمین‌هایشان دفاع کنند. در مقابل، تام دنیفن نماینده‌ی نوع دیگری از عدالت است؛ مردی مسلح، قوی و مستقل که معتقد است در این نواحی «فقط هفت‌تیر قانون و عدالت است» و با وجود دوستی با رنس، به توان قانون مکتوب بدبین است. هلی میان این دو جهان قرار می‌گیرد: از یک‌سو گذشته‌ی سختش به‌عنوان دختر کشاورز آواره‌شده از دست دامپروران، و از سوی دیگر امیدش به مدرسه، سواد و نظمی تازه. در پس‌زمینه، تنش میان دامپروران و کشاورزان، بحث تبدیل منطقه به ایالت، و شایعات درباره‌ی استفاده‌ی لنگورن از والانس برای ارعاب، مدام پررنگ‌تر می‌شود. داستان به‌تدریج به نقطه‌ای نزدیک می‌شود که در حافظه‌ی شهر به‌عنوان «شبی که لیبرتی والانس کشته شد» مانده است؛ شبی که بعدها سرنوشت سیاسی رنس ستودارد و آینده‌ی شین‌بون را تغییر می‌دهد، اما جزئیات کامل آن در روایت فعلی به‌طور مستقیم باز نشده و در ادامه‌ی کتاب گسترش می‌یابد.

چرا باید کتاب مردی که والانس را کشت را بخوانیم؟

مردی که والانس را کشت فقط داستان یک دوئل یا یک راهزن مشهور نیست؛ این کتاب از دل ماجرای تعقیب و درگیری شخصی، به سؤالات بزرگ‌تری درباره‌ی قانون، قدرت و تغییر اجتماعی می‌پردازد. جیمز وارنر بلا در این اثر نشان داده است که چگونه یک شهر مرزی، میان دو نوع نظم معلق است: نظمی که بر هفت‌تیر، شلاق و ارعاب استوار است و نظمی که بر مدرسه، روزنامه، دادگاه و رأی مردم تکیه دارد. تقابل رنس ستوداردِ حقوقدان با لیبرتی والانسِ راهزن، و حضور تام دنیفن به‌عنوان مردی که به «قانون اسلحه» باور دارد، این کشمکش را در سطح شخصیت‌ها مجسم کرده است. خواندن این کتاب امکان آشنایی با جزئیات زندگی در غرب وحشی را هم فراهم می‌کند؛ از توصیف گاری‌های مسافری، حمله‌ی راهزنان در معبرهای کوهستانی، رستوران‌های کوچک شهر، تا نزاع‌های پنهان میان دامپروران و کشاورزان اطراف رودخانه‌ی پیکت وایر. در کنار این فضا، رابطه‌ی میان شخصیت‌ها نیز جذاب است: پیوند پیچیده‌ی رنس، هلی و تام دنیفن، دوستی‌های قدیمی با لینک اپل‌یارد و پومپی، و نقش روزنامه‌نگاری مثل مکسول سکات در ثبت یا نادیده‌گرفتن بخش‌هایی از حقیقت. این کتاب نشان داده است که چگونه یک واقعه‌ی خشونت‌آمیز می‌تواند سال‌ها بعد، در قالب خاطره، اسطوره و سرمایه‌ی سیاسی بازسازی شود. برای کسانی که به داستان‌های پلیسی–جنایی علاقه دارند، مردی که والانس را کشت ترکیبی از تعلیق، درگیری مسلحانه، تحقیق غیررسمی درباره‌ی یک راهزن و فضای پرتنش شهر کوچک را عرضه کرده است. درعین‌حال کسانی که به موضوعاتی مثل شکل‌گیری قانون، نقش آموزش و سواد در تغییر جامعه، و تضاد منافع اقتصادی در مناطق مرزی توجه دارند، در لایه‌های زیرین داستان با بحث‌های جدی‌تری روبه‌رو می‌شوند؛ از جلسه‌های گفت‌وگو در دفتر روزنامه‌ی ستاره شین‌بون تا بحث‌های رنس درباره‌ی مدرسه و دادگاه‌های محلی. این ترکیب ماجرا، شخصیت و ایده، خواندن کتاب را برای طیف متنوعی از مخاطبان جذاب می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن مردی که والانس را کشت به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های ماجرایی و پلیسی–جنایی با پس‌زمینه‌ی غرب وحشی علاقه‌مندند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که به موضوعاتی مثل قانون، عدالت، نزاع دامپروران و کشاورزان، و نقش آموزش و روزنامه در تغییر یک شهر کوچک توجه دارند. مخاطبانی که از روایت‌های شخصیت‌محور با کشمکش اخلاقی میان «قانون اسلحه» و «قانون دادگاه» لذت می‌برند نیز می‌توانند با این کتاب ارتباط برقرار کنند.

بخشی از کتاب مردی که والانس را کشت

«ستودارد گفت: درست مثل حرفی است که آن راهزن به من گفت، این چه شهریست؟ مثل اینست که همه لیبرتی والانس را می‌شناسند. والانس یک دزد و قاتل است و تو به من می‌گویی که هفت‌تیر بردارم. اما من یک نفر حقوقدان هستم و یگانه اسلحه در برابر افرادی چون والانس قانون است. در اینجا صدای ستودارد بلندتر شده و به منتهای عصبانیت رسید و در نتیجه رنگش سفید شده و به‌حال ضعف افتاد. هلی پیش دوید و او را روی نیمکت خوابانید و سپس برگشته خطاب به دنیفن با صدای بلندی گفت: در این ناحیه وجود نظم و قانون به کسی ضرری نخواهد رسانید. دنیفن گفت: هلی این‌قدر سخت نگیر. راستی نگاه کن نمایندهٔ قانون دارد می‌آید. درست در آن موقع پیتر لیندستروم هیکل بزرگ لینک اپل‌یارد را وارد ساخت. در روی سینهٔ پیراهن قرمزرنگ پیچازی لینک ستاره‌ای که علامت کدخدایی بود می‌درخشید و هفت‌تیری به کمرش آویزان بود. کدخدا دارای چانه‌ای برآمده بود و با حرکات تندی راه می‌رفت. نکتهٔ مهم در وجود کدخدا آن بود که معلوم بود یک‌هفته است به حمام نرفته. لینک گفت: من نمی‌دانم فایدهٔ این کار چیست که مرا از رختخواب بیرون کشیده و اینجا بیاورید. باوجودی‌که این دزدی در حوزهٔ اختیارات من اتفاق نیفتاده با این وصف من تمام ساعات شب را صرف رسیدگی به آن کرده‌ام. راستی این مرد کیه؟ لیندستروم گفت: این همان مسافری است که هلی و راننده مجبور شدند در بیابان به‌جای گذارند. دنیفن خطاب به کدخدا گفت: راستی لینک تو دراین‌باره چکار کردی؟ کدخدا با نگاهی آزرده گفت: من فقط عده‌ای را جمع کرده و به محل حادثه رفتیم ولی از این آدم خبری نبود. ـ آری، درست است، برای اینکه من او را پیدا کردم و به اینجا آوردم. اما والانس چطور شد؟»

نظرات کاربران

MRN
۱۴۰۵/۰۱/۲۳

توصیفات دقیق از شهر شین بون و مردمش و شخصیت پردازی عالی باعث می‌شد واقعا خودم رو عضوی از شین بون ببینم و با تک تک شخصیت ها احساس صمیمیت و هم شهری و هم محلی بودن کنم. با این داستان

- بیشتر

حجم

۱۶۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۸ صفحه

حجم

۱۶۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۸ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان