
معرفی کتاب مرواریدی که صدفش را شکست
کتاب مرواریدی که صدفش را شکست نوشته نادیا هاشمی و ترجمه مهسا خراسانی است و نشر هیرمند آن را منتشر کرده است. این رمان با رفتوبرگشت میان زندگی دو زن از دو نسل، تصویری از محدودیت، بقا و جستوجوی جایگاه در جامعهای مردسالار میسازد. روایت رحیمه و شکیبا فقط شرح رنج نیست، بلکه نشان میدهد چگونه هویت، خانواده و سنت میتوانند هم پناه باشند و هم مانع. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مرواریدی که صدفش را شکست
کتاب مرواریدی که صدفش را شکست نوشته نادیا هاشمی رمانی است که زندگی زنان افغان را در دو دورهی متفاوت کنار هم میگذارد و از خلال این تقابل، تداوم فشارهای اجتماعی و شکلهای گوناگون مقاومت را نشان میدهد. محور اصلی داستان بر تجربهی دخترانی میچرخد که ارزش و آزادیشان در خانواده و جامعه به جنسیت گره خورده است. نویسنده در مقدمه توضیح داده که این روایت را با تکیه بر گفتوگو، مطالعه و تجربههای زیستهی پیرامون فرهنگ افغانستان نوشته است؛ برای همین فضای داستان فقط به رخدادهای شخصی محدود نمیماند و به مسائلی مثل جنگ، ازدواج اجباری، فقر، اعتیاد، قدرت جنگسالاران و محرومیت آموزشی هم گره میخورد.
کتاب مرواریدی که صدفش را شکست از دو خط روایی اصلی شکل گرفته است: رحیمه، دختری نوجوان که در خانوادهای پرتنش بزرگ میشود و شکیبا، زنی از نسلهای پیشین که سرگذشتش بهصورت داستانی خانوادگی به زمان حال راه پیدا میکند. این جابهجایی میان گذشته و حال، فقط یک ترفند روایی نیست؛ بلکه نشان میدهد چگونه سرنوشت زنان در بستر تاریخ تکرار میشود و درعینحال هر نسل راه خودش را برای دوام آوردن پیدا میکند. یکی از نکتههای مهم رمان، پرداختن به رسم بچهپوش است؛ جایی که یک دختر برای مدتی در نقش پسر زندگی میکند تا خانواده بتواند بخشی از محدودیتهای اجتماعی را دور بزند. همین ایده، پرسشهای مهمی درباره هویت، اختیار و نگاه جامعه پیش میکشد.
کتاب مرواریدی که صدفش را شکست فضایی تلخ و پرتنش دارد، اما همهچیز در آن به سیاهی خلاصه نمیشود. روابط خواهرانه، خاطرههای خانوادگی، قصههایی که نسلبهنسل منتقل شدهاند و لحظههای کوتاه امید، به روایت جان میدهند. نادیا هاشمی شخصیتها را فقط قربانی نشان نمیدهد؛ هرکدام در حد توان خود تصمیم میگیرند، میترسند، عقب مینشینند یا ایستادگی میکنند. نتیجه، رمانی است که هم به زندگی روزمره نزدیک میشود و هم تصویری گستردهتر از جامعه، سنت و بهای زنبودن در شرایط نابرابر ارائه میدهد.
خلاصه داستان مرواریدی که صدفش را شکست
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رحیمه در خانوادهای زندگی میکند که فقر، ترس و سلطهی پدر بر آن سایه انداخته است. وقتی مزاحمت پسرهای محله باعث میشود رفتوآمد دخترها به مدرسه زیر سؤال برود، خانواده برای حل مشکل به راهی قدیمی فکر میکند: رحیمه باید مدتی در قالب یک پسر زندگی کند. همزمان، داستان شکیبا از نسلهای پیشین روایت میشود؛ زنی که از کودکی با زخم، طردشدگی و تنهایی روبهرو بوده و ناچار شده برای بقا از نقشهای معمول زنانه فاصله بگیرد. کتاب مرواریدی که صدفش را شکست با پیوند این دو زندگی، نشان میدهد چگونه فشار اجتماعی میتواند سرنوشت را شکل دهد و در همان حال، میل به دوام آوردن را هم بیدار کند.
چرا باید کتاب مرواریدی که صدفش را شکست را بخوانیم؟
دلایل خواندن کتاب مرواریدی که صدفش را شکست را میتوان اینطور خلاصه کرد:
- این کتاب تجربهی زیستهی زنان و دختران افغان را از خلال دو سرگذشت بههمپیوسته نشان میدهد.
- رمان، رسم بچهپوش را در دل داستان میآورد و از این مسیر به مسئلهی هویت و جنسیت شکل ملموسی میدهد.
- خواننده با تأثیر جنگ، فقر و قدرت مردسالارانه بر زندگی روزمرهی یک خانواده آشنا میشود.
- رفتوبرگشت میان زندگی رحیمه و شکیبا، تکرار تاریخی فشارها و شکلهای متفاوت بقا را روشن میکند.
- کتاب فقط بر رنج متمرکز نمیماند و روابط خانوادگی، حسادت، مراقبت و امید را هم وارد روایت میکند.
- این اثر برای کسانی که میخواهند ادبیات داستانی را بهعنوان راهی برای فهم جامعه و سنت بخوانند، نکتههای زیادی دارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب مرواریدی که صدفش را شکست به این گروهها پیشنهاد میشود:
- علاقهمندان به رمانهای اجتماعی که بر زندگی زنان و مناسبات خانوادگی تمرکز دارند.
- خوانندگانی که میخواهند دربارهی محدودیتهای جنسیتی و اثر آن بر کودکی و نوجوانی بیشتر بدانند.
- کسانی که به داستانهای شخصیتمحور با پسزمینهی تاریخی و فرهنگی علاقه دارند.
- مخاطبانی که از روایتهای چندنسلی و پیوند گذشته و حال لذت میبرند.
- خوانندگانی که میخواهند با بخشی از زندگی روزمره و سنتهای افغانستان آشناتر شوند.
بخشی از کتاب مرواریدی که صدفش را شکست
«شهلا کنار در حیاط خانهمان ایستاده بود، دری فلزی، به رنگ سبز روشن که لبههایش زنگ زده بود. گردن کشیده بود تا ما را ببیند. من و پروین نبش کوچه را که پیچیدیم، احساس آسودگی خاطر را در چشمهایش دیدیم. نمیشد دوباره دیر کنیم.
پروین نگاهی به من انداخت و ما بر سرعتِ گامهایمان افزودیم. بیآنکه بدویم با بیشترین سرعت ممکن راه میرفتیم. تخت لاستیکی کفشهایمان به زمین میخورد و گرد و خاک بلند میشد. لبهٔ دامنهایمان به مچ پاهایمان میخورد. روسریام به دانههای عرق روی پیشانیام چسبیده بود. فکر میکنم شرایط پروین هم همین بود، چون هنوز روسری از سرش نیفتاده بود.
لعنت به آنها. تقصیر آنها بود! آن پسرها با لبخندهای وقیحشان و شلوارهای پارهپورهشان! این اولین بار نبود که باعث میشدند دیر کنیم. میدویدیم و از کنار درهای آبی، بنفش و آجری رنگی عبور میکردیم که مثل لکههای رنگ روی یک بوم نقاشی به نظر میرسیدند.
شهلا به ما اشاره کرد که طرفش برویم. با خشم زمزمه کرد: زود باشید!
نفسنفسزنان از در جلویی دنبالش رفتیم. در فلزی محکم به هم خورد.
پروین! چرا این کار را کردی؟
ببخشید، ببخشید! فکر نمیکردم صدایش اینقدر بلند باشد.
شهلا چشمغره رفت، من هم همینطور. پروین همیشه در را میکوبید.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مرواریدی که صدفش را شکست و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | مرواریدی که صدفش را شکست |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | نادیا هاشمی |
| مترجم | مهسا خراسانی |
| انتشارات | نشر هیرمند |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۵/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۵.۴۶ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۴۰۸۴۰۸۹ |
| تعداد صفحهها | ۶۳۲ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۰۰۰۰۰ تومان |
| برچسب | مجموعه شهرزاد |
نظر شما دربارهٔ این کتاب