«به دردسر افتادن» مجموعه داستان کوتاهی به قلم کلی لینک(-۱۹۶۹)، نویسنده آمریکایی است. این کتاب ۹ داستان کوتاه از این نویسنده را در خود دارد.
در بخشی از داستان «دره دختران» از این کتاب میخوانیم:
«یکبار، برای مدت یکی دو ماه، تصمیم گرفتم مرد دیگهای باشم؛ عضلانی. زیاد فکر نکنم و به جای اینکه بدنم چوب خشک باشه، درشت و عضلانی باشه. آشپزخانه برام ویتامینه و تخممرغ خام آمیخته با کلم و گردهی مخصوص زنبور عسل و جوانهی گندم آماده کنه و از اینجور چیزها. دست از مشروبخوردن برداشتم و همهی هلههولههای داریوش رو ریختم تو توالت. صورتم رو تمیز نگه میداشتم. میدویدم. کتاب میخوندم. کارهایی رو که معلم سرخانهام بهم میداد، انجام میدادم. پسری نمونه و برادری خوب شده بودم. بزرگترها نمیدونستند چی دربارهام بگن.
قهرمان، البته، میدونست خبرهایی هست. قهرمان همیشه میفهمید؛ شاید وقتی که مراسمی بود و همگی باید کارهای عمومی انجام میدادیم، دیده بود چجوری به صورتش نگاه میکنم.
در همین حال، دیده بودم که بدل قهرمان با چه حالتی به بدل من زل میزنه. معلوم بود که پایان خوبی نداره. برای همین من هم بیخیال تخممرغ خام و پرهیزگاری و عشق شدم. دوباره رفتم سراغ زندگی قبلی، زندگی خیلی خوب قبلی؛ خوب، شیرین، ترش، کهنه و فاسد؛ ولی آیا واقعاً این زندگی بود؟ خب لحظات خوب خودش رو داشت.
قهرمان میگه: «اَه لعنتی؛ فکر کنم اشتباه خیلی بدی کردم. کمکم کن! میشه کمکم کنی، لطفاً؟»
مار رو میندازه. من پام رو محکم روی سر مار فشار میدم. امشب شب خوبی برای هیچکسی تو اینجا نیست.
من میگم: «تو باید رمز رو به من بدی. رمز رو بده منم میرم کمک میارم.»
خم میشه و شامپاین مونده رو روی کفشهام بالا میاره. دو قطره خون روی بازوشه. «خیلی درد میکنه. واقعاً خیلی درد میکنه!»
«کد رو بهم بده، قهرمان.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب به دردسر افتادن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب