معرفی و دانلود کتاب نگویید چیزی نداریم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نگویید چیزی نداریم
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب نگویید چیزی نداریم

نوع کتاب
۲.۵(از ۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مادلین تین، سحر قدیمی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نگویید چیزی نداریم

کتاب نگویید چیزی نداریم نوشتهٔ مادلین تین و ترجمهٔ سحر قدیمی است و نشر ثالث آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب نگویید چیزی نداریم

نگویید چیزی نداریم، پنجمین اثر مادلین تی‌ین، رمانی تاریخی در بارهٔ سه عصر پرآشوبِ تاریخ معاصر چین در بستری موسیقایی است. نویسنده با ذکاوت و تیزبینیِ نیاکان چینی‌اش فراز و فرود زندگی سه نسل را با جزئیات و در قالب رمانی پرکشش در برابر خوانندگانی قرار می‌دهد که اغلب از تاریخ معاصر چین (جنگ‌های داخلی و خشونت و کشتار در آغاز سدهٔ بیستم، انقلاب فرهنگیِ سرشار از بی‌عدالتی و تحقیر در دههٔ ۱۹۶۰ و قتل‌عام و شکنجهٔ دانشجویان و شهروندان عادی در رویدادهای ۱۹۸۹ میدان تیان‌آن‌مِن) تصور دقیقی ندارند. در این میان، درونمایهٔ جست‌وجوی هویت که دغدغهٔ بسیاری از نویسندگان معاصر است، نیز نقشی پررنگ دارد. تصویرِ بی‌مثال، تأثیرگذار و تکان‌دهنده‌ای که تی‌یِن از جامعهٔ قرن بیستمِ چین و دگرگونی‌های اجتماعی و فرهنگی و نقش سیاست تک‌حزبی در زندگی روزمرهٔ مردم ترسیم می‌کند، قطعاً برای خوانندگان، به‌ویژه آن دسته که اوضاع مشابهی را پشت سر گذاشته‌اند، قابل‌تأمل است. سرگذشت سه شخصیت اصلی رمان، نبوغشان در موسیقی و سکوت خودخواسته‌شان پس از اعمال سیاست‌های ضدهنریِ دورهٔ انقلاب فرهنگی ما را به جهانی می‌برد که همچون خودِ موسیقی رازآلود و بی‌مثال است و به آن گفتهٔ موتزارت پهلو می‌زند: «موسیقی نه از نت‌ها که از سکوت میان آن‌ها خلق می‌شود.»

در این کتاب، روایت زندگی شخصیت‌های دو خانواده با زبان، موسیقی و کتاب یادبودها آمیخته است؛ توجه به قدرت زبان و خط (زبان انگلیسی، ماندارین، و خط چینی سنتی و خط‌ساده شده و حتی زبان نت‌ها) در کنار موسیقی (موسیقی کلاسیک غرب و عناصر موسیقی چینی) و به موازات کتاب یادبودها پیش می‌رود، کتابی که خرده‌داستان‌هایش به زندگی شخصیت‌های اصلی شباهت دارد و برای گریز از سختگیری‌های دولت در گذر سال‌ها پر از راز و رمز شده است و مدام تغییر می‌کند.

نویسنده، در کنار روایت داستانی سرشار از تخیل، موشکافانه از اسناد و واقعیات تاریخی در خلق اثرش استفاده کرده است و یادداشت‌هایی که برای این کتاب داده، گواه آن است. 

خواندن کتاب نگویید چیزی نداریم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات چین پیشنهاد می‌کنیم.

درباره مادلین تی‌یِن

مادلین تی‌یِن داستان‌نویس کانادایی در ۱۹۷۴ از پدر و مادری چینی‌تبار در ونکوورِ کانادا متولد شد. از نوجوانی به هنر و به‌ویژه رقص علاقه‌مند بود، اما آن‌ها را کنار گذاشت و سرانجام در رشتهٔ نویسندگی خلاق از دانشگاه بریتیش کلمبیا مدرک گرفت. سپس ویراستار مجلهٔ رایس پیپر مگزین شد و مدتی بعد نویسندگی پیشه کرد.

نخستین اثرش، مجموعه‌داستان دستور غذاهای ساده (۲۰۰۱)، تحسین آلیس مونرو را به همراه داشت: «این اثر نخستِ نویسنده‌ای بی‌نظیر است. سادگی و شفافیت نثرش و خلوص احساسی آن متعجبم می‌کند.» در همان سال ویولن چینی را در ژانر رمان کودک منتشر کرد. نخستین رمانش، قطعیت (۲۰۰۷)، در سطح بین‌المللی با موفقیت روبه‌رو و به شانزده زبان ترجمه شد و جایزهٔ نخست مؤسسهٔ آمازون کانادا را کسب کرد. در ۲۰۱۱ رمان سگ‌ها در محوطه را منتشر کرد که به نسل‌کشی خمرهای سرخ در کامبوج می‌پردازد. این اثر در فهرست نهایی نامزدهای جایزهٔ بین‌المللی ادبی برلین (۲۰۱۴) حضور داشت. به‌جز نوشتن رمان، مقاله‌های متعددی برای نشریات و روزنامه‌های گوناگون نوشته است. نگویید چیزی نداریم که در ۲۰۱۶ به چاپ رسید، بلافاصله با تحسین جامعهٔ ادبی روبه‌رو شد و در فهرست نهایی نامزدهای جایزهٔ من‌بوکرِ ۲۰۱۶ قرار گرفت و جوایز گاورنر و گیلر را به دست آورد. به علاوه، نامزده جایزه زنان بِیلیز برای ادبیات در سال ۲۰۱۷ بود. کتاب‌هایش تاکنون به بیش از بیست‌وپنج زبان ترجمه شده است.

بخشی از کتاب نگویید چیزی نداریم

«در طول یک سال، پدرم دو بار ترکمان کرد. بار اول به زندگی زناشویی‌اش پایان داد و بار دوم به زندگی خودش. آن سال، ۱۹۸۹، مادرم به هنگ‌کنگ سفر کرد و پدرم را در گورستانی نزدیک مرز چین به خاک سپرد. بعد پریشان، با شتاب به ونکوور برگشت، چون من تنها بودم. ده سال داشتم.

از او این‌ها یادم می‌آید:

پدرم صورتی زیبا و همیشه‌جوان داشت؛ مردی مهربان، اما افسرده بود. عینکی بدون قاب به چشم می‌زد و عدسی‌ها انگار جلوی چشمش در هوا معلق بودند، همچون پرده‌هایی به غایت نازک. چشم‌های قهوه‌ای تیره‌اش محتاط و نامطمئن بودند؛ فقط سی‌ونه سال داشت. اسم پدرم جیانگ کای بود و در روستای کوچکی آن سوی چانگشا متولد شد. بعدها، وقتی فهمیدم در چین پیانیست معروفی بوده است، یادم آمد چطور با انگشت‌هایش روی میز آشپزخانه ضرب می‌گرفت و همان انگشت‌ها آهسته روی پیشخان و بازوهای نرم مادرم تا نوک دست‌هایش به حرکت درمی‌آمد؛ با این کارش مادرم را عصبانی و مرا بی‌نهایت خوشحال می‌کرد. اسم چینی‌ام جیانگ لی_ لینگ و اسم انگلیسی‌ام ماری جیانگ را او برگزید. وقتی مُرد، بچه بودم و خاطرات اندکم، هر قدر ناچیز و نادرست، تنها چیزهایی بود که از او داشتم. هیچ‌گاه آن خاطرات را فراموش نکرده‌ام.

در فاصلهٔ میان بیست تا سی‌سالگی، در سال‌های دشوارِ پس از مرگِ پدر و مادرم، همهٔ زندگی‌ام را از صمیم قلب به اعداد اختصاص دادم؛ مشاهده، گمانه‌زنی، منطق و دلیل، ابزاری که ما ریاضیدان‌ها نه‌فقط برای تفسیر جهان، بلکه خیلی ساده برای توصیفش به کار می‌گیریم. در دههٔ گذشته استاد دانشگاه سیمون فریزر۷ در کانادا بوده‌ام. اعداد به من امکان دادند در قلمرُوی ناباورانه وسیع و فوق‌العاده کوچک حرکت کنم و زندگی جداگانه‌ای از پدر و مادرم و روابط و رؤیاهای ناکام آن‌ها و __ فکر می‌کردم __ خودم داشته باشم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نگویید چیزی نداریم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:نگویید چیزی نداریم
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:مادلین تین
مترجم:سحر قدیمی
انتشارات:نشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۹/۱۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵.۵۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۴۰۵۵۴۲۰
تعداد صفحه‌ها:۶۲۳ صفحه
قیمت کتاب:۲۴۹۲۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

میس سین
۱۴۰۱/۰۹/۲۱

چرا اخیرا برای کتابهایی که تازه وارد اپلیکیشن میشن هیچ توضیحی نمیذارید؟ قبلا در این زمینه سرآمد بقیه آپها بودید.

۲
ایران آزاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۶

نویسنده، مانند یک آشپز خبره موادی را در این داستان مخلوط و به خوبی پخته است. مترجم هم نتیجه‌ی کار را به زیبایی و روانی به فارسی برگردانده است. حالا هر کسی باید ببیند آیا مواد اولیه‌ی این کتاب با...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

ایران آزاد
۰
به جیابانگو فرستاده شدم. تا ماه‌ها اصلاً نمی‌خواستم باور کنم آن‌جا هستم. مردانی که تنها جرمشان انتقاد کردن بود، جوی می‌کَندند و تلف می‌شدند. خانواده‌هایشان فرسنگ‌ها دورتر با خفت زندگی می‌کردند. فرزندانشان در مدرسه تحقیر یا به کلی اخراج می‌شدند. خانه‌هایشان را مصادره و اموالشان را درب‌وداغون می‌کردند و همسرانشان مجبور می‌شدند گدایی کنند، توالت‌های عمومی را تخلیه و شوهرانشان را تقبیح کنند. می‌توانستیم هر چقدر می‌خواهیم اعتراض کنیم، اما بی‌فایده بود. نگهبان‌ها می‌گفتند ما خوش‌شانسیم، نه فقط اعدام نشدیم، بلکه سقفی بالای سر و کفشی به پا داشتیم.
ایران آزاد
۰
اسپارو به او گفته بود وقتی پروکفیف در ۱۹۵۳ مُرد، دیگر گلی برای او نبود، چون تمام گل‌های شهر را برای خاکسپاری استالین جمع کرده بودند که چند روز زودتر مُرده بود. مردم ناچار شدند به گل‌های کاغذی بسنده کنند. اسپارو این را از رهبر ارکستر، لی دِلون، شنیده بود که آن زمان در مسکو درس می‌خواند. به خاطر برگزاری باشکوه مراسم خاکسپاری استالین، نوازنده‌ای در دسترس نبود که برای پروکفیف بنوازد و برای همین خانواده‌اش صفحه مارش خاکسپاری رومئو و ژولیت را پخش کردند. ۱۱۵ صفحهٔ اول روزنامه تکریمِ استالین بود؛ در صفحهٔ ۱۱۶ خبر کوتاه مرگ آهنگساز بزرگ آمده بود.