کتاب داستان های شیرین هزارویک شب رضا فهیمی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب داستان های شیرین هزارویک شب

کتاب داستان های شیرین هزارویک شب

نویسنده:رضا فهیمی
امتیاز
۴.۲از ۵ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب داستان های شیرین هزارویک شب

کتاب داستان های شیرین هزارویک شب نوشتهٔ رضا فهیمی است. انتشارات آستان مهر این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر حاوی حکایت‌هایی برای نوجوانان است.

درباره کتاب داستان های شیرین هزارویک شب

کتاب داستان های شیرین هزارویک شب ۱۳ حکایت یا داستان را که از کتاب مشهور و کهن «هزارویک‌شب» برداشت و اقتباس شده، در خود گرد آورده است. عنوان برخی از این داستان‌ها عبارت از «حکایت شهریار و برادرش شاه زمان»، «حکایت بازرگان و عفریت»، «حکایت پیروزي پیر قاطر»، «حکایت ملک پادشاه یونان و حکیم رویان» و «حکایت وزیر و پسر پادشاه» است.

بیش از ۳۰۰ سال از معرفی کتاب هزارویک‌شب در جهان و ۱۶۰ سال از نخستین ترجمه‌ٔ هزارویک‌شب به زبان فارسی گذشته است. هزارویک‌شب یک کتاب واحد نیست که نویسنده‌ای واحد داشته باشد. هستهٔ مرکزی این کتاب در ایران با داستان «شهرزاد» آغاز می‌شود. راویان با سفرْ قصه را به سرزمین خود می‌بردند و مردمان صاحب ذوق داستانی دیگر بر آن اضافه می‌کردند. در پایان کتاب عظیمی شکل می‌گیرد که داستان‌های آن از هند و ایران و مصر و عراق و بین‌النهرین است.

خواندن کتاب داستان های شیرین هزارویک شب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به همهٔ نوجوانان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب داستان های شیرین هزارویک شب

«وقتی شاهزمان وارد قصر شد به دو همراهش گفت که بیرون کاخ منتظرش بمانند و خود داخل کاخ شد. وقتی وارد خوابگاه کاخ شد همسرش را با غلام سیاهی در وضعی دید که طاقتش طاق شد و دنیا در چشمانش سیاه شد. اختیارش را از دست داد و همان لحظه شمشیرش را از نیام بیرون کشید و آن دو خیانتکار را کشت و بدون اینکه به دو همراه خود چیزی بگوید با آنها به خیمه‌ها بازگشت.

سپیده دم صبح، شاه زمان و همراهانش سفر خود را ادامه دادند. شاه زمان تا زمانی که به سرزمین فرمانروایی برادر برسند از این اتفاق بسیار ناراحت و اندوهگین بود. شهریاروقتی خبر رسیدن برادرش را شنید با گروه کثیری از امرا وزرا و نجیب زادگان به استقبال برادرش شاه زمان رفت. وی که از دیدار مجدد برادرش بسیار خوشحال بود، درباره همه چیز با او صحبت میکرد ولی اتفاقی که برای شاه زمان افتاده بود یک لحظه از نظرش محو نمی‌شد و نمی‌توانست آن را فراموش کند. به همین دلیل ساکت و ناراحت و غصه دار بود.»

نظرات کاربران

crystal❄
۱۴۰۱/۰۹/۲۸

از نظر من متن به خوبی نگارش شده و از کلمات سخت پرهیز شده تا خواننده درو بهتری از متن روایت داشته باشه که این ی.ک نکته مثبت به شمار میاد .

علی پیکردوست
۱۴۰۱/۱۱/۰۳

عالی

بیماری‌های ریوی شغلی ۲
پریسا فاضل کیا
بوستان سعدی (سرآغاز و باب‌های اول و دوم)
سعدی شیرازی
تاریخچه همه انسان هایی که تاکنون زیسته اند (خلاصه کتاب)
آدام دیوید رادرفورد
قدرت ذهن ناخودآگاه شما (خلاصه کتاب)
ژوزف مورفی
خانواده و تربیت فرزندان
محمدمهدی لطیفی
شریان D زنان و زایمان
جمعی از اساتید هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی و متخصصین زنان و زایمان
لطفا همسر خوبی باشید!
محمود نامنی
مهتاب و کرم شب تاب (جلد هشتم، سرسره بازی)
بتول غفاری
زبان انگلیسی هفتم (جامع‌ترین کتاب کار پایه‌ی هفتم)
علی حیاتی
کائنات هوایت را دارد
گابریل برنستین
مثنوی شیرین و فرهاد
سلیمی جرونی
کائو چنگ وزن یک فیل رو اندازه گرفت
سانگ جو ما دامیک
اصول سخنرانی و فن بیان به روش تد
کریس اندرسون
زیباترین ضرب‌المثل‌های فارسی
محمد صادقی سیار
چارگرد قلاگشتم
رهنورد زریاب
من جمعه ها کار نمی کنم
مارتین نوربری
هدیه آفتاب
فاطمه سرمشقی
داستان های شیرین کلیله و دمنه
رضا فهیمی
گام به گام دروس نهم؛ عربی
کیارش پورمهدی