معرفی و دانلود رایگان کتاب صد نفر ناشتا
تصویر جلد کتاب صد نفر ناشتا
off

کتاب صد نفر ناشتا

نوع کتاب
۴.۲(از ۱۴۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
گودرز شکری
انتشارات: 
انتشارات آرنا

معرفی کتاب صد نفر ناشتا

کتاب «صد نفر ناشتا» همراه با داستان «مصری» که به نوعی فصل دوم از سرگذشت شخصیت اصلی داستان است، پنجمین اثر منتشر شده از گودرز شکری است که توسط انتشارات آرنا در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات داستانی قرار گرفته است.

درباره کتاب صد نفر ناشتا

عمده آثار گودرز شکری برمبنای ادبیات واقع‌گرایانه بناگردیده و اکثر قریب به اتفاق آن‌ها ریشه در اتفاقات ریز و درشت زندگیشان دارند که این نویسنده با استفاده از جریان سیال ذهن، معجونی از واقعیت و خیال را به‌صورت داستان‌هایی جذاب و مخاطب پسند، پدید آورده‌ است.

کتاب صد نفر ناشتا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به داستان‌های ایرانی پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب صد نفر ناشتا

روی تختخواب‌های دو طبقهٔ گرداگرد اُتاق، تُرک و کرد و لُر و بلوچ و فارس نشسته بودند. نامه می‌نوشتند؛ واکس می‌زدند؛ آواز می‌خواندند یا وراجی می‌کردند. قید نشستن و فکر کردن در آنجا را که مثل لانه زنبور شلوغ بود، زد و بیرون آمد.

محمود پشت سرش داد زد: کجا؟

جوابی نداد و به‌طرف بهداری راه اُفتاد. زیر درخت‌های کاج و چنار و پشت پرچین‌های شمشاد بهداری جای بدی نبود. می‌توانست بنشیند و حسابی فکر کند. تا آنجا برسد بارها از خود پرسید:

«به کی بگم؟ چطوری بگم؟ به سرهنگ فرمانده گروهان بگم؟ به فرمانده ناحیه بگم؟ به فرماندهٔ کل گزارش کنم؟ به وزارت کشور بنویسم؟ خُب اگه همه دستشان توی دست هم باشه، چی؟ همه چیز روی سر من خواب می‌شه. انباردار رو وادار می‌کنن بزنه زیرش. نه، وزارت کشور و ستاد کل خبر ندارن. این یه دله دزدیه. زیاد نیست که بشه مثل گوشت قربانی بین خیلی‌ها تقسیمش کرد. خیلی که جلو رفته باشه تا فرماندهٔ هنگ یا ناحیه.»

تازه تکیه به تنهٔ چنار داده بود که صدای محمود را شنید. گریز از دست او امکان نداشت. باهوش بود و سمج. خیلی زود ته و توی قضایا را بالا می‌آورد. در احوال مردم کنجکاو بود. به‌خودش زحمتِ گشتن بی‌ثمر را نداده بود و مستقیماً آمده بود آنجا. می‌دانست آدم حساسی مانند عادل را جز آنجا، جای دیگری نمی‌تواند پیدا کند.

یک‌راست آمد بالای سر او و بعد از فوت کردن خاک سیمانِ جدول، کنارش نشست. محمود مشهدی بود و از خانواده‌ای ریشه‌دار. عموی شاعرش سناتوری بود کارخانه‌دار و صاحب ملک و مال فراوان و پدرش، پیر عیاشی بود هستی از دست داده و اسیر حقوق بخور و نمیر

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صد نفر ناشتا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:صد نفر ناشتا
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:گودرز شکری
انتشارات:انتشارات آرنا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۸۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۲۹۱۱۰۳۴‬‬
تعداد صفحه‌ها:۲۷۸ صفحه
قیمت کتاب:رایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۴

آقای گودرز شکری که اکثر قریب به اتفاق داستان‌هایشان بر اساس واقعیت هستند، از جمله نویسندگان خوشبختی می‌باشند که هیچ‌گاه به‌دنبال سوژه نرفته و همواره این سوژه بوده که در طول زندگی به‌دنبال ایشان آمده است. این‌مجموعه‌ی دو داستانی که...بیشتر

۵
کاربر 1843763
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۹

جذاب وعالی

۰
کاربر ۴۵۰۱۲۵۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۴

زیبا، جذاب و روان. یک نویسنده‌ی واقعا حرفه‌ای و کار بلد👌👌👌

۰
ketabdoost
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۲

به نظر من که خیلی خوب بود...🥺

۰
کاربر ۳۸۸۸۶۶۴میترا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۰

از جمله کتابهایی بود که جذابیت و کشش داستانش چیزی از کتاب "کلیدر" اثر آقای محمود دولت آبادی کم نداشت،خواندن این کتاب را به علاقمندان داستانهای واقعی توصیه میکنم.به امید موفقیت برای نویسنده ی محترم.

۰
فائزه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۱۶

مدتهای طولانی در حال خواندن رمان بودم.این رمان بسیار جذاب بود برای من.خیلی زیبابود خیلی.

۰
Fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۲

بسیار جذاب، دلچسب و دلنشین

۰
کاربر ۳۱۳۲۳۳۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۱

داستانی جذّاب و پُرکِشِش در نیمه دهه ۳۰؛ که هنگام مطالعه کلّی شور و هیجان و حس های بسیار خوب به آدم منتقل میکنه، در عین این که یه جاهایی احساس غرور میکنی، یه جاهایی اشکت درمیاد. من به شدّت پسندیدم...بیشتر

۰
vahid
۱۴۰۱/۰۲/۱۵

متن بسبار عالی و دلنشین

۰
فاطمه
۱۴۰۱/۰۴/۲۱

ارزش خوندن داشت و واسم لذتبخش بود دستمریزاد ب نویسنده خوب درخشید

۰
سمیه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۱

جذاب و عالی ،داستات کشش خوبی داره و توصیه میکنم مطالعه کنید ، گرفتن حق و دادن تاوان و بازهم زندگی پر از یاد گرفتنه ،دلدادگی عادل و قصه مصری خیلی خوب ساخته و مرداخته شده و پایان داستان هم...بیشتر

۰
کاربر ۱۲۳۵۹۲۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۰۸

تصادفا به این کتاب برخوردم. وقتی شروع به خواندن نمونه کردم دیگه نتونستم رهایش کنم. رمانی جذاب و پرکشش تاسف خوردم چطور چنین نویسندگانی چندان شناخته شده نیستند، به سهم خودم از اینکه با قلم زیبای آقای شکری آشنا شدم خوشحالم....بیشتر

۰
کاربر 4324294
۱۴۰۲/۰۳/۰۹

کتاب بسیار چذاب با نثری روان که خواننده راتا پایان داستان جذب میکنه ممنون بابت قرار دادن ان در بخش رایگان

۰
Marziyeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۳

حق گرفتنیست، نه دادنی عالی بود ممنون از طاقچه بخاطر رایگان کردن کتابهاش 🙏🏼

۰
sanaz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۲

چقدر محتوای کتاب به حال این روزهای مملکت نزدیکه قهرمان نویسنده بسیار دوست داشتنیه کتاب خوبی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

badkarma:)
۷۳
«راستی که غم آدم‌ها هم مثل گیاه و حیوان از تنوع چشمگیری برخورداره. یکی غم یار داره، یکی غم نان، سومی و چهارمی الی بی‌نهایت چه غمی؟ خدا می‌داند!»
کاربر ۴۵۱۸۹۹۲
۱۷
«اُمیدی که به من دادی چنین گرفتارم کرد و اگر بد عهدی بکنی، شکیبائی‌ام کجا خواهد بود و من کجا»
haniyeh
۱۵
«راستی که غم آدم‌ها هم مثل گیاه و حیوان از تنوع چشمگیری برخورداره. یکی غم یار داره، یکی غم نان، سومی و چهارمی الی بی‌نهایت چه غمی؟ خدا می‌داند!»
haniyeh
۱۳
نوهٔ شیرین زبانش پرسید: ـ بابابزرگ! چوپانه که گفتی به دختر پادشاه رسید، کجا رسید؟ گفت: ـ ملوسکم کجا باید می‌رسید؟ کجا می‌شد برسه؟ توی مجلس عروسی مفصلی که پادشاه برای اون و دخترش برپا کرده بود. توی قصه‌ها آدم‌ها همیشه به هم می‌رسن و هفت شبانه‌روز عروسی برپا می‌کنن و می‌زنن و می‌رقصن اما.... اما توی دنیای ما کارها به این آسانی و شُسته و رُفتگی نیس. توی دنیای ما چوپانه بعدِ یک‌سال از سفر دور و دراز قندهار بر می‌گرده؛ اما به دختره نمی‌رسه. حسرت عروسی باهاش به دلش می‌مانه.
Marziyeh
۹
همه‌مون بنده خدا هستیم. لخت می‌آئیم و هرچی جمع کرده‌یم می‌ذاریم و دست خالی میریم.
کاربر ۴۴۱۵۳۰۴
۸
ریا مثل گوشت و خون و پوست و استخون جزو مصالح وجودی ما آدماس
haniyeh
۸
«به چه مانند کنم چهرهٔ زیبای تو را ای‌که عهدت به دل غم زده زنجیر نهاد»
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۶
از جناب شکری تا کنون پنج کتاب «خزان در خزان» و «هم‌بخت» از نشر نیستان و «باغی در برهوت خیال»، «صفورا» و «صد نفر ناشتا» از نشر آرنا منتشر شده است. اُمیدواریم بعدها که کسانی مبادرت به مطالعهٔ این کتاب می‌کنند، نوشته‌های دیگر ایشان نیز به عرصهٔ چاپ و نشر رسیده باشد. به اُمید بهروزی و توفیق روزافزون برای ایشان و تشکر از جناب آقای ناصر نوروزی فرد، مدیرمسئول محترم انتشارات آرنا که کمال همیاری و همکاری برای نشر آثار این عزیز بزرگوار را مبذول فرموده‌اند؛ مجموعهٔ دو داستانی صدنفر ناشتا خدمت شما بزرگواران تقدیم می‌گردد. احسان عبدی نویسنده و ویراستار
کاربر ۴۴۱۵۳۰۴
۶
ما بابامون در اومده. قارتمون رفته، قورتمون مونده تازه سرجوخه هستیم.
haniyeh
۶
درخت غم بجونم کرده ریشه به درگاه خدا نالم همیشه عزیزون قدر یکدیگر بدونین اجل سنگست و آدم مثل شیشه.