با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مادر من

دانلود و خرید کتاب مادر من

۴٫۰ از ۱۲ نظر
۴٫۰ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مادر من  نوشته  سمیرا امیرخانی دهکردی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مادر من

«مادر من» رمانی نوشته سمیرا امیرخانی دهکردی( -۱۳۵۳)، نویسنده ایرانی است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«ـ گفتم دیگر حق ندارید بچه‌ی مرا بزنید، چون دختر من هم مثل بچه‌های شما فرزند حاج آقاست و مثل خجسته خانم و آقا بهروز حق دارد در این باغ بازی کند و به همه جا برود.

عمه دستش را روی گلویش گذاشت. چشمانش گشاد شده بود از میان گلویش نالید:

ـ چی گفتی؟!!!

عمه دستش را به یکی از ستون‌ها گرفت. خجسته به طرف او دوید و زیر بازویش را گرفت. مادربزرگت ادامه داد:

ـ شما دیگر اجازه ندارید روی بچه‌ی من دست بلند کنید.

مادربزرگت ادامه داد که او هم همسر پدربزرگت است و دخترش هم بچه‌ی اوست، او گفت تنها دلیلی که حاضر شده به اینجا بیاید و نگاه سرزنش آمیز همه را تحمل کند این است که دخترش زندگی‌ای مانند زندگی سایر خواهرها و برادرهایش داشته باشد و مثل مادرش در فقر و بدبختی بزرگ نشود، فقری که او را وادار کند در اوج جوانی با مردی که از او بزرگ‌تر است ازدواج کند و برای یک لقمه نان تمام آزارها و ناراحتی‌ها را تحمل کند. عمه از حرف‌های مادربزرگت خیلی شوکه شده بود و هر لحظه بیشتر چشمانش باز می‌شد، اشک قطره قطره از چشمان عمه بیرون می‌ریخت، کلام آخر مادربزرگت که گفت: پدربزرگت باید به هر دو دخترش به یک چشم نگاه کند و هیچ تفاوتی نباید بینشان باشد و حتی پدربزرگت باید در مهمانی‌ها مادرت را به فامیل خودش نشان بدهد عمه‌ام را به حالت غش برد.

دیدم که با فریادی در گلویش روی زمین پرت شد. می‌خواستم برای کمک به طرف او بروم که ناگهان خجسته که بیش از اندازه نسبت به ناراحتی مادرش حساس بود با عصبانیت دستش را به سینه‌ی مادربزرگت کوبید و فریاد زد:

ـ از زندگی ما بروید بیرون دهاتی‌ها...»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹)
hasti
۱۳۹۵/۰۹/۱۹

کافه پیانو هم کتاب قشنگیه فاطمه جان

Taha
۱۴۰۰/۰۱/۲۸

کتاب جالبی بود. روابط پیچیده و ازدواج ها و طلاق های بسیاری داشت. برای من چند نکته ی قابل توجه داشت. یکی اینکه خدا در این رمان نقش داشت. واقعا برایم لذت بخش بود. دو اینکه کتاب زندگی پویا را نشان میداد. زندگی

- بیشتر
Fatemeh.Idealistic
۱۳۹۵/۰۸/۲۰

کتاب واقعا زیبایی بود..مادر من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم..زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من.

hasti
۱۳۹۵/۰۹/۱۹

از خواندن نمونه کتاب فهمیدم کتاب زیبایست تشکر

ASAL
۱۳۹۵/۰۹/۲۰

نــبــودن هایـے هسـت که هیـــچ بودنــے جبرانشان نمیڪند وآدم هایے هستند ڪه هـــــــرگـــــز تڪـــرار نمے شوند و تــــو آنگو نــه اے مــــــــــا در .... ڪتاب خوبـــے بود . خیلـے خوب زندگی تلخ یڪ مادر، رو شرح داده بود .

maei
۱۳۹۷/۱۰/۲۱

متاسفانه نویسنده فقط دنبال کلیشه سازی بوده و اصلا روابط رو فراموش کرده. و تلاش کرده همه خوشبختها دوباره خوشبخت بمونند و اصلا نکرده ادمها را جایی ثبت کنه که دوباره بهشون احتیاج داشت بدونه کجا خرجشون کرده گلرخ رفته

- بیشتر
hasti
۱۳۹۵/۰۹/۱۹

فکر کنم آقای فرهاد جعفری باشن

hasti
۱۳۹۵/۰۹/۱۹

نمیدنم نظرات تو هم کلا برای من یکی در میون میاد😄

hasti
۱۳۹۵/۰۹/۱۹

فقط متاسفانه نام نویسنده رو به یاد نمیارم

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۵/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۲۹۲۵-۷۲-۸‬‬
تعداد صفحات۲۴۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۵/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۲۹۲۵-۷۲-۸‬‬