
کتاب تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی
معرفی کتاب تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی
کتاب تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی نوشتهٔ جان ج. گندرسون و پری د. هافمن با ترجمهٔ سیدمرتضی جعفرزاده و مهزاد میرشجاعیان در انتشارات ارجمند چاپ شده است. کتاب تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی یک راهنمای مفید، ارزشمند و بهروز برای متخصصان و مشوق خوبی برای خانواده و دوستان این اختلال میباشد.
درباره کتاب تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی
مؤلفان این اثر کاربردی و مفید نقطهنظرات بهروز و گسترده متخصصان برجسته را گردآوردی کردهاند که بهعنوانمثال به موارد ذیل میپردازد:
- اینکه افراد ممکن است به لحاظ ژنتیکی مستعد این اختلال باشند و شرایط استرسزای خاص موجب شروع و پیشرفت این اختلال گردد.
- بعضی از انواع رواندرمانی شامل رواندرمانی دیالکتیکی در کاهش جرح خویشتن، وابستگی به دارو و مدتزمان بستری در بیمارستان مؤثر است.
- تحقیقات داروشناسی نشان میدهد که استفاده از انواع خاصی از داروها میتواند شناخت، خلق و رفتارهای تکانشی را بهعنوان یک طرح درمانی روانی اجتماعی جامع کاهش دهد.
- خانوادههای این بیماران با اینکه اغلب اطلاعات پایهای از این اختلال را ندارند باید با وجود موانع بسیار، با این اختلال کنار بیایند.
در فصول مربوط به خانوادهها و بیماران، به تجربههای بیماران از دیدگاه اشخاص و اعضای خانواده پرداخته میشود و به نقش سودمند و حائز اهمیت خانواده در درمان این اختلال اشاره میگردد.
درمجموع این کتاب به مشارکت بین متخصصان سلامت روان و خانوادههایی که تحت تأثیر این بیماری هستند، میپردازد و امیدی برای آینده فراهم مینماید.
کتاب تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب به افرادی که خود و خانوادههایشان با اختلال شخصیت مرزی مواجه هستند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی
مفاهیم مرزی
مفاهیم مرزی به بیش از ۶۰ سال قبل بازمیگردند. بیماران مرزی اولین بار توسط «استِرن» (۱۹۳۸) و سپس توسط «نایت» (۱۹۵۳) توصیف شدند. «کنبرگ» (۱۹۶۷) خصوصیات درونروانی این بیماران را به عنوان «سازمان شخصیت مرزی» مطرح میکند که حد واسط دو اختلال شخصیت روانرنجوری و روانپریشی بوده که از اولی شدیدتر و از دومی خفیفتر میباشد. این نکته که اختلال فوق بین اختلالهای روانرنجوری و روانپریشی قرار میگیرد موجب مطرح شدن «مرزی» بودن آن گردید. سازمان شخصیت مرزی با درکی بیثبات از خود (نقص در هویت)، استفاده از مکانیسمهای دفاعی ناپخته و ابتدایی (تقسیمبندی دیگران به گروه کاملاً خوب یا کاملاً بد و مکانیسمهای انکار، فرافکنی، کنشنمایی) و وقفههای موقتی در توانایی تشخیص واقعیت از تصورات (نقص در آزمون واقعیتسنجی) مشخص میشود. نتایج کنبرگ علاوه بر BPD، سایر اختلالهای شدید شخصیتی را که در DSM-IV-TR تعریف شدهاند (مانند اختلال شخصیت خودشیفته، ضداجتماعی و کنارهگیر) نیز در برمیگیرد. این امر باعث سردرگمیهایی در ارتباط با BPD و توصیف آن میشود.
تعریف DSM از BPD از تحقیقات «گاندرسن» و «اسنیگر» (۱۹۷۵) حاصل شده است. آنها بر اساس آثار منتشر شدهٔ قبلی، ویژگیهای این اختلال را بهصورت نارضایتی روحی و احساسی، اعمال تکانهای، روابط بین فردی بیثبات، افکار شبهروانپریش و ناسازگاری اجتماعی تشخیص دادهاند. پس از آن چندین تحقیق برای روشنسازی این تعاریف انجام شد تا بتوان از آنها برای شناسایی بیماران مبتلا به BPD و تمیز آنها از افراد مبتلا به دیگر انواع اختلالهای ذهنی استفاده نمود (گاندرسون و کولب ۱۹۷۸، اسپیترز ۱۹۷۹). نهایتاً ۸ معیار در DSM-III (انجمن روانپزشکان آمریکا ۱۹۸۰) که اولین راهنمای تشخیصی رسمی بود و توسط معیارهای تشخیصی- اختصاصی برای تشخیص BPD (و دیگر اختلالهای روانی) ارائه گردید، پذیرفته شد.

نظرات کاربران
برای درمانگران و دانشجویان مناسبه