با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سیاهی

دانلود و خرید کتاب سیاهی

۳٫۰ از ۲ نظر
۳٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سیاهی  نوشته  حدیثه اسماعیلی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب سیاهی

رمان سیاهی نوشته حدیثه اسماعیلی داستان شایان، هکری است که به خاطر توانایی‌اش دچار ماجراها و دردسرهای زیادی می‌شود.

 درباره کتاب سیاهی

آدم بدهای اطرافمان همان آدم خوب‌های داستان زندگی خودشان بودند. فقط زندگی رفته‌رفته آنها را به نحو دلخواهش تغییر داده است.

سیاهی روایت زندگی آدم بدهایی‌ست که شیب زندگی‌شان آن‌ها را به سوی یکدیگر سوق داده. آدم‌هایی که به واسطه شغل‌شان کنار هم گرد آمدند... آدم‌هایی که دستبرد زدن به اموال دیگران را از نوشیدن آب آسان‌تر می‌دانند‌. در این میان، شایان، هکر جوانی که به دنبال یافتن موقعیتی بهتر، پایش به این خانه باز‌می‌شود، مجبور می‌شود چند ماهی را در کنار مرموزترین آدم این خانه، متین، به آموزش بگذراند. کسی که سال‌هاست گذشته رمزآلود خود را میان خاک‌های ذهنش دفن نموده است...

 خواندن کتاب سیاهی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان به داستان‌های عبرت‌آموز فارسی مخاطبان این کتاب‌اند.

 بخشی از کتاب سیاهی

صدايي كنار گوش او موج مي‌خورَد. صداي داخل خزيدن سوز سرد از لابه‌لای درز درِ فلزي يا حركت تندوتند شعله‌هاي آبي و نارنجي بخاري. شايد هم صداي قدم زدن‌هاي كسي درست پشت در. قدم‌هايي كه روي زمين كشيده مي‌شوند. بي‌هدف، بي‌مقصد.

پلک‌هايش ميلغزند روي هم. رشته‌ي خوابش پاره نمي‌شود انگار. يک هوهوي ديگر، يک رقصِ شعله‌ي ديگر و يا يک قدم ديگر. تنش تکاني ميخورد و پلکهايش در كسري از ثانيه باز مي‌شوند. انگار كه سطلي از آب يخ خالي شده باشد بر روي سرش. نيم‌خيز مي‌شود روي تخت. صداي جيرجير وحشتناک پيچ و مهره‌ي تخت را هم نمي‌شنود.

دست مي‌كشد روي گلويش؛ راه نفسش بسته است انگار. پلکهايش را مي‌فشارد روي هم، بازدمش از ته گلو، هجوم مي‌آورد به سمت لب‌هايش. سرفه پشت سرفه، يکي پس از ديگري. رها مي‌شود روي تخت. چين پلک‌هايش را باز مي‌كند. هنوز هم احساس خفگي دارد اما دستش را نگه مي‌دارد روي گلو. انگار كه مي‌تواند سرفه‌هايش را در نطفه خفه كند. دندان‌هايش را مي‌سايد روي هم و آب دهانش را با تمام قوا پايين مي‌فرستد. سوزش ريزي را انتهاي گلويش حس مي‌كند. سرما خورده است! قفل مژه‌هايش به آرامي باز مي‌شوند و نور، با اين كه بي‌قدرت اتاق را دربر گرفته، اما چشم‌هايش را مي‌زند. پلک‌هايش را چند باري مي‌بندد و دوباره باز مي‌كند. همه چيز ميان نگاهش محو است. يک پرده از سوز هوا، ميان اتاق مي‌لرزد و شعله‌هاي بخاري باريکه‌اي از نور را روي ديوار روبه‌رو منعکس كرده‌اند. نگاهش مي‌چرخد به سمت پنجره. پلک مي‌زند، چند بار پشت هم. ساعت از دستش در رفته. نمي‌داند دم صبح است، هوا بارانيست يا گرفتگي دم غروب است. حتي نمي‌داند كجاست. دوباره پلک مي‌زند؛ آن‌قدر زياد كه لکه‌اي خاكستري روي پرده‌ي سفيدِ رقصان ميان اتاق، در نگاهش وضوح پيدا مي‌كنند. دستش را از روي گلويش برمي‌دارد و مي‌كشد زير بالش...


نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۶۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲۶۲-۴
تعداد صفحات۷۶۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲۶۲-۴