
کتاب بلگراویا
معرفی کتاب بلگراویا
کتاب الکترونیکی بلگراویا نوشتهٔ جولین فلوز با ترجمهٔ فرناز گنجی و محمدباقر اسمعیلپور در نشر آسیم به چاپ رسیده است. بلگراویا اثر جولیان فلوز، هنرپیشه و نویسنده و کارگردان انگلیسی (برندۀ یک جایزه اسکار و سه جایزه اِمی) و نویسندۀ سریال پرمخاطب دانتون آبی، رمان عاشقانهای است مربوط به دوران اشرافی گری و اختلاف طبقاتی در انگلستان. این کتاب از همان صفحات اول خواننده را درگیر میکند اما کشش هیجانی داستان و جاذبهٔ آن برای مخاطب، پس از گذر از فصول اولیهٔ کتاب، آنقدر زیاد خواهد بود که بهسختی میتوان حتی برای لحظاتی آن را کنار گذاشت. در سال ۲۰۲۰ یک سریال تلویزیونی بر اساس این رمان که ماجرای آن واقعی است در آمریکا و انگلیس به نمایش درآمد.
درباره کتاب بلگراویا
خانوادهٔ بازرگان نوکیسهای بر اثر دو عشق به یک خانوادهٔ اشرافی پیوند میخورند. شخصیت اول داستان در حدود یک ربع قرن نزد خانوادهٔ نسبتاً فقیر کشیش یک کلیسا به سر میبرد و بعد با حمایت پدربزرگ مادری خود به دنیای سلطنتی راه مییابد. داستان از ضیافتی شروع می شود که مربوط به بزرگان بریتانیایی در شب پیش از جنگ معروف واترلو است که به شکست ناپلئون انجامید. این کتاب داستان دلدادگانی از دو نسل است با فاصلهٔ طبقاتی زیاد و رازها و رسواییهای آنها. زنان با عشقشان نظام اشرافیگری مسلط بر جامعه را متزلزل میکنند.
کتاب بلگراویا را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب به علاقه مندان به رمانهای کلاسیک انگلیسی پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب بلگراویا
اما بلافاصله متوجه شد که سؤالش خانم ترنچارد را رنجاند. چرا یک ندیمه باید دربارهٔ این موضوع که آنها در چنین فهرست شاهانهای که به ضیافت خدایان میماند گنجانده شدهاند، اظهار نظر کند؟ اصلاً اینکه آنها بهجایی دعوت شدهاند چه اهمیتی برای او داشت؟ خانم ترنچارد تصمیم گرفت جواب ندهد و سؤال را نشنیده بگیرد. اما این سؤال باعث شد که دربارهٔ عجیب بودن شیوهٔ زندگیشان در بروکسل دوباره ولی عمیقاً به فکر فرو رود. به این فکر میکرد که چطور از وقتی که جیمز توجه دوک ولینگتون را به خود جلب کرده همهچیز تغییر کرده بود. برای جیمز کمبود و یا نایاب شدن اجناس و حتی قحطی اهمیت نداشت، حتی مهم نبود که جنگ وحشیانه تا چه حد زندگی مردم را تحتتأثیر خود قرار داده، یا همهٔ مزارع و زمینهای حومهٔ شهر بایر رها شدهاند. او همیشه میتوانست مایحتاج و آذوقه را از جایی تدارک ببیند و تأمین کند. دوک جیمز را «جادوگر» صدا میکرد و او به واقع جادوگر هم بود، یا اینطور بهنظر میرسید. این توانایی و موفقیت عاملی اساسی برای تشویق و برانگیخته شدن حس جاهطلبی خودخواهانهٔ او در جهت راهیابی به طبقات بسیار بالای جامعه شده بود و تمایلش برای صعود به طبقههای اجتماعی بالاتر روزبهروز بیشتر میشد. جیمز ترنچارد، پسر تاجری بازاری، کسی که حتی پدر آن هم ازدواج با این مرد را برای او قدغن کرده بود. این همان مردی بود که حالا دوشسی او و خانوادهاش را برای شرکت در مجلس سرگرمی خواص دعوت کرده بود، و او این را طبیعیترین چیز دنیا میدانست. با اینکه آن همیشه جاهطلبیهای شوهرش را به باد تمسخر میگرفت، اما همهٔ آنها به شکل عجیبی تحقق پیدا میکردند.
حجم
۰
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۵۱۹ صفحه
حجم
۰
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۵۱۹ صفحه