معرفی و دانلود رایگان کتاب اقبال های خفته
تصویر جلد کتاب اقبال های خفته
off

کتاب اقبال های خفته

نوع کتاب
۴.۳(از ۲۲۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مرادعلی صفدری
انتشارات: 
انتشارات آرنا

معرفی کتاب اقبال های خفته

کتاب اقبال های خفته اولین اثر تالیفی مردادعلی صفدری است و همان‌طور که از نام آن پیدا است به روایت ماجراهایی از اقشار فرو دست جامعه اشاره دارد.

درباره کتاب اقبال های خفته

شخصیت‌های اصلی داستان را مهاجران عموما مجردی تشکیل می‌دهند که برای کار از دیگر شهرهای ایران یا کشورهای همسایه راهی تهران شده‌اند و در محله‌ای نزدیک بازار تهران و مولوی معروف به کوچه ماست بندها اقامت کرده‌اند.

نویسنده به زیبایی ناکامی و امیدهای این قشر را به همراه اتفاقات جالب و با زبانی ساده و قابل فهم برای مخاطب تحریر کرده است.

خواندن کتاب اقبال های خفته را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب اقبال های خفته

صبح یک روز جمعه گرم و کسل‌کنندهٔ تابستانی، اهالی خانه‌ای در انتهای کوچهٔ ماست‌بندها، طبق معمول تمام این سال‌های گذشته با سروصدای صاحبخانهٔ غُرغُرویشان از خواب بیدار شدند. لباس پوشیده و نپوشیده، خود را به کنار پنجرهٔ اُتاق‌هایشان رسانیدند و از پشت پنجره به معرکه‌ای چشم دوختند که اول صبحی صاحبخانهٔ ندید بدیدشان براه انداخته بود. چشم‌های اهالی پُف کرده و خواب‌آلود بود و بدن‌هایی عرق‌کرده و بدبو. دیشب خسته از یک روز کاری سخت و ملال آور به اُمید فردایی بهتر و روزگاری خوشتر به خواب رفته بودند؛ که این بی‌همه چیز از خودراضی با صدای انکرالاصواتش خواب را به چشم مستأجرانش حرام کرد:

-این بار چندمه که دارم می‌گم آشغال‌های وامونده‌تون را توی آبخوری نریزید. این سطل زباله را برای چی این گوشه گذاشتم؟ مگه چقدر واسه من عایدی دارید که همه‌اش دردسر، همه‌اش سردرد. طبق معمول دیشب یکیتون بی‌دقتی کرده؛ ببخشید غلط کرده چایی و آشغال‌های میوه‌اش رو ریخته تو لولهٔ آب خوری. حالا بیا درستش کن. سرهنگ، اصغر دراز، بابا اوسا جواد، افغانستانی‌ها، یکی بیدار نیس جواب ما رو بده؟

اهالی هاج و واج مانده بودند که صبح اول صبحی، گیر کار این نانجیب چه می‌تواند باشد که این معرکه را بپا کرده است. اصغر با زیر پیراهن و زیر شلواری توی حیاط دوید. از توی انباری یک فنر لوله‌بازکنی برداشت و سر آب‌خوری آمد. در حالی که با یک دست چشم‌های خواب‌آلوده‌اش را می‌مالید بی‌سلام و بی‌کلام فنر را توی سیفون آب‌خوری رد کرد. بوی گند فاضلاب جمع شدهٔ توی لوله و آب سررفته از آب‌خوری که تا وسط حیاط هم آمده بود، در این فصل سال و این محل که فاضلاب درست درمانی نداشت، مشام هر کسی را آزار می‌داد. اصغر چند تا تقه به فنر زد:

-آها باریک‌الله؛ ادامه بده اصغر؛ همینه. چند تا دیگه.

و یکهو صدای خور خور آب و باز شدن سیفون آب‌خوری. فنر را جمع کرد به انباری برد و سلانه‌سلانه برگشت. دست‌هایش را شست و به طرف اُتاقش به راه اُفتاد. معلوم بود از خواب دیشب سیر نشده بود.

حالا بیا درستش کن. سرهنگ، اصغر دراز، بابا اوسا جواد، افغانستانی‌ها، یکی بیدار نیس جواب ما رو بده؟

اهالی هاج و واج مانده بودند که صبح اول صبحی، گیر کار این نانجیب چه می‌تواند باشد که این معرکه را بپا کرده است. اصغر با زیر پیراهن و زیر شلواری توی حیاط دوید. از توی انباری یک فنر لوله‌بازکنی برداشت و سر آب‌خوری آمد. در حالی که با یک دست چشم‌های خواب‌آلوده‌اش را می‌مالید بی‌سلام و بی‌کلام فنر را توی سیفون آب‌خوری رد کرد. بوی گند فاضلاب جمع شدهٔ توی لوله و آب سررفته از آب‌خوری که تا وسط حیاط هم آمده بود، در این فصل سال و این محل که فاضلاب درست درمانی نداشت، مشام هر کسی را آزار می‌داد. اصغر چند تا تقه به فنر زد:

-آها باریک‌الله؛ ادامه بده اصغر؛ همینه. چند تا دیگه.

و یکهو صدای خور خور آب و باز شدن سیفون آب‌خوری. فنر را جمع کرد به انباری برد و سلانه‌سلانه برگشت. دست‌هایش را شست و به طرف اُتاقش به راه اُفتاد. معلوم بود از خواب دیشب سیر نشده بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اقبال های خفته و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:اقبال های خفته
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مرادعلی صفدری
انتشارات:انتشارات آرنا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۴/۱۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۹۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۲۹۱۰۴۳۳
تعداد صفحه‌ها:۲۹۸ صفحه
قیمت کتاب:رایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۳

اقبال های خفته نوشته ای تمثیلی از تمام انسان هایی است که خودخواسته یا به جبر شرایط از مسیر اصلی زندگی به حاشیه رانده شده اند. مشتی از خروارها درد و آلام همه آنهایی است که در تصاد کامل با...بیشتر

۱
m.k
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۶

الان ساعت ۳:۱۶نیمه شب هست که خو اندن کتاب را تمام کردم .انگار تک تک ادمها قصه را میشناختم .دردی که درزندگی هر کدامشان بود را انگار در اطرافیانم دیده بودم .واقعا جذاب بود ...برای من که ده شصت را...بیشتر

۱
مهرداد صفدری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۶

کتاب بسیار فوق العاده و زیبایی بود واقعا آدمو وادار میکنه تا کتابو مدام بخونه تا تمومشه انگار شخصیت های کتابو میشناسی توصیه میکنم حتما حتما بخونید

۰
Miracle :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۵

سلام دوستان این کتاب به نظرم یکی از بهترین کتاب هایی بود که خواندم به خاطر چند دلیل : ✨داستان پردازی خیلی خوبی داشت هر چند انتظار میرفت ادامه داشته باشه و پایان بهتری را برای داستان رقم بزنه ❤️ ✨حس خوبی بهم...بیشتر

۰
فردوس نقوی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۵

خیلی زیبا و پرکشش.. یه نصفه روز تمامشو خواندنم.. تمام صحنه ها مجسم میشن.. از بس که خوب داستان پردازی کرده.. عالی..عالی.... آدمهایش.. خانه هایش...همه و همه رو می تونی احساس کنی و خودتو تو اون فضا حاضر ببینی

۱
مهرداد حیدری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۳

کامل نخوندمش هنوز ، ولی تا همینجاش ک خوندم میشه گفت از اون رمان هاییه ک واقعن آدمو جذب میکنه ک تا تهشو بخونی و هنگام مطالعه با شخصیت داستان زندگی کنی ، متن کتاب روانه و نویسنده خیلی خوب...بیشتر

۰
sheida 82
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۷

کاش تا همیشه این کتاب ادامه داشت..

۰
M.r Balzac
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۳۰

نگاهی ساده و بدون غلو و اغراق به زندگی طبقه فرودست. نویسنده بدون ادعا حرف دلش را به راحتی بیان کرده است.

۰
ana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۲

عالی بود ونکات اموزنده داشت.

۰
Roya
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۹

با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان کتاب خوانم. تشکر فراوان از طاقچه بابت هدیه این کتاب گرانبها. خوشحالم که می توانم ای چنین کتاب پر محتوایی را به صورت رایگان دریافت کنم. قلم نویسنده قابل تحسین است این...بیشتر

۰
mohamadreza.❤️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۳

کتابیه که هرچقدرم بخونی میگی بزاربازم بخونم، بزارببینم آخرش چی میشه. خلاصه لذتی داشت که نگید.داستان جذابی داشت به طوراصولی بعضی مواقع :غم، خوشحالی، ناامیدی،روتوداستان بیان کرده. ممنونم ازنویسندش. 👍🏼👍🏼🙏🙏

۰
Fereshteh.E
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۲

در کل کتاب خوبی بود شاید اگر کمی هم از آینده حسن گفته می شد جذاب تر هم می شد

۱
کاربر ۱۶۷۷۴۳۰
۱۴۰۰/۰۴/۲۰

کتاب بسیار خوب و عالی بود و متن روان و ساده ای داشت توصیه میکنم حتما بخونید

۰
* قاصدک *
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۴

کتاب قشنگی بود از خواندنش لذت بردم، همراه شخصیت اصلی به قصه زندگی آدمهای مختلف گوش دادم و به آنها فکر کردم، با آنها شاد شدم و غصه خوردم. جالب بود.

۰
پ. و.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۳

داستان مستاجران خانه ایست که هر کدام به تنهائی میتوانستد داستان یک رمان باشند، جالبه، خوب با جذابیت به هم ربط داده شده، چند پند و موضوع با ارزش هم در دل این کتاب نهاده. 💞

۱

بریده‌هایی از کتاب

یك رهگذر
۲۷
تنهایی ما آدم‌ها گاهی به قدری بزرگ و عظیم است که جز خود ما کسی به طول و عرض آن واقف نیست
فاطمه ملکی
۲۶
سادگی و صداقت هنوز توی زندگی مردم بود و جایش را به چشم و هم‌چشمی و دغل‌بازی و البته دروغگوئی‌های معمول نداده بود.
Azadeh_19
۲۲
عجله نکن جوان؛ می‌رسیم. رفته‌ها پشیمانند. اصلاً برسیم که چی بشود؟ کجا برویم؟ شصت سال است که به اُمید رسیدن پاهایم روی پدال است؛ هنوز نرسیده‌ام.
یك رهگذر
۱۳
ای‌کاش نعمت فراموش‌کاری، کودکی و بزرگسالی نمی‌شناخت.
مستاصل!
۱۰
این روزها می‌فهمم کشنده‌ترین درد عالم اینست که برای مشکلات و گرفتاری‌های عزیزترین افراد زندگیت هیچ کاری از دستت برنیاید.
Azadeh_19
۹
گاهی وقت‌ها کمتر فهمیدن و کمتر دانستن بهترین نعمت خداوند است.
Azadeh_19
۸
{یک کتری و قوری کوچک، یک دست دوری و قاشق چنگال با یک قابلمه کوچک. صافی و لیوان و یک دست رختخواب } تمام مایحتاج اولیه یک زندگی مجردی. خیلی سخت است و خیلی آسان. سخت برای فراهم کردن هر آنچه تا دیروز برایت حاضر و آماده می‌کردند و آسان برای اینکه آدمی بنده عادت است.
◉『𝑯𝒊𝒗𝒂』◉
۸
بزرگی و کوچکی آدم‌ها به سن و سال و نژاد و کشورشان نیست. به ردی است که از خودشان به جای می‌گذارند. ردی از محبت، عشق و مهربانی. هنگامی که به آخر خط این دنیا رسیدند، وقتی پشت سرشان را نگاه می‌کنند جای پاهای خوبی از آنها به یادگار مانده است. چیزی که خلاف این هم ممکن است که اتفاق بیافتد.
یك رهگذر
۷
آدمی وقتی میان جمع باشد نمی‌فهمد که چقدر تنهاست. اما وقتی خودش با خودش یک جا جمع می‌شود، آن زمان دیدن دارد.
Azadeh_19
۵
کسی را که دزد می‌زند، همیشه از دو چیز رنجور است. یکی درد مالی که از او برده‌اند و دیگری شماتت و سرزنش اطرافیان.