
یك رهگذر
۲۷
تنهایی ما آدمها گاهی به قدری بزرگ و عظیم است که جز خود ما کسی به طول و عرض آن واقف نیست
فاطمه ملکی
۲۶
سادگی و صداقت هنوز توی زندگی مردم بود و جایش را به چشم و همچشمی و دغلبازی و البته دروغگوئیهای معمول نداده بود.
Azadeh_19
۲۲
عجله نکن جوان؛ میرسیم. رفتهها پشیمانند. اصلاً برسیم که چی بشود؟ کجا برویم؟ شصت سال است که به اُمید رسیدن پاهایم روی پدال است؛ هنوز نرسیدهام.
یك رهگذر
۱۳
ایکاش نعمت فراموشکاری، کودکی و بزرگسالی نمیشناخت.
مستاصل!
۱۰
این روزها میفهمم کشندهترین درد عالم اینست که برای مشکلات و گرفتاریهای عزیزترین افراد زندگیت هیچ کاری از دستت برنیاید.
Azadeh_19
۹
گاهی وقتها کمتر فهمیدن و کمتر دانستن بهترین نعمت خداوند است.
Azadeh_19
۸
{یک کتری و قوری کوچک، یک دست دوری و قاشق چنگال با یک قابلمه کوچک. صافی و لیوان و یک دست رختخواب } تمام مایحتاج اولیه یک زندگی مجردی. خیلی سخت است و خیلی آسان.
سخت برای فراهم کردن هر آنچه تا دیروز برایت حاضر و آماده میکردند و آسان برای اینکه آدمی بنده عادت است.
◉『𝑯𝒊𝒗𝒂』◉
۸
بزرگی و کوچکی آدمها به سن و سال و نژاد و کشورشان نیست. به ردی است که از خودشان به جای میگذارند. ردی از محبت، عشق و مهربانی. هنگامی که به آخر خط این دنیا رسیدند، وقتی پشت سرشان را نگاه میکنند جای پاهای خوبی از آنها به یادگار مانده است. چیزی که خلاف این هم ممکن است که اتفاق بیافتد.
یك رهگذر
۷
آدمی وقتی میان جمع باشد نمیفهمد که چقدر تنهاست. اما وقتی خودش با خودش یک جا جمع میشود، آن زمان دیدن دارد.
Azadeh_19
۵
کسی را که دزد میزند، همیشه از دو چیز رنجور است. یکی درد مالی که از او بردهاند و دیگری شماتت و سرزنش اطرافیان.
کرم های شب تاب
۵
پرسیدم عمو خیلی مانده تا برسیم؟
سری تکان داد و گفت:
_عجله نکن جوان؛ میرسیم. رفتهها پشیمانند. اصلاً برسیم که چی بشود؟ کجا برویم؟ شصت سال است که به اُمید رسیدن پاهایم روی پدال است؛ هنوز نرسیدهام.
یك رهگذر
۴
تنها کسی که در این دنیا میتواند مچ تو را بگیرد و دستت را رو کند خود خود توست؛ وقتی با تو یک جا جمع میشود.
Azadeh_19
۴
گاهی وقتها کمتر فهمیدن و کمتر دانستن بهترین نعمت خداوند است.
پ. و.
۴
هر کس توی زنگدیاش آنقدر گیر و گرفتاری دارد که اگر زرنگ باشد بتواند دردهای خودش را تسکین دهد.
بگذر از حرفهای یک مشت خاله زنک وراج که وقتی به هم میرسند برای اینکه عیب و ایرادهای زندگی خود را بپوشانند و افکار مردم را منحرف کنند به ایرادهای من و تو گیر میدهند و به مشکلات و کم و کسریهای دیگران میپردازند. اتفاقاً این جور آدمها بوقت تنهاییشان دیدنیتر هستند. فقط به خودشان گیر میدهند و به نداشتهها و کمبودهایشان فکر میکنند.
~m79
۳
تجربه جالبی است. تنهایی آدم با خودش را میگویم.
Miracle :)
۳
بزرگی و کوچکی آدمها به سن و سال و نژاد و کشورشان نیست. به ردی است که از خودشان به جای میگذارند. ردی از محبت، عشق و مهربانی.
لوتوس
۳
دنیا با تمام بزرگیاش در برابر کهکشان و سیاراتش بسیار کوچک است و انسان با تمام کوچکیاش در برابر دنیا و کائنات میتواند آنقدر بزرگ باشد که نبودنش یا حتی کم بودنش همهجا و همهوقت حس شود. بزرگی و کوچکی آدمها به سن و سال و نژاد و کشورشان نیست. به ردی است که از خودشان به جای میگذارند. ردی از محبت، عشق و مهربانی.
زهرا حسنپور
۳
این روزها میفهمم کشندهترین درد عالم اینست که برای مشکلات و گرفتاریهای عزیزترین افراد زندگیت هیچ کاری از دستت برنیاید.
nu.amin.mi
۳
آدمی بنده عادت است. هم به سختیها و هم به راحتیها زود عادت میکند و فراموش میکند که چه روزهایی را پشت سرگذاشته است.
nu.amin.mi
۳
یک وقتهایی باید دلت به حضور یکی گرم باشد و ریههایت پُر از نسیمی که از عطر تن او برمیخیزد، پُر شود. عطری که بوی زندگی میدهد.
nu.amin.mi
۳
اگر برای دل مردم و حرفهای پوچ و بیارزششان زندگی میکنی، زودتر این کار را بکن و خودت را خلاص کن. دو سه روزی برای خانوادهات سخت میشود، سیاهت را میپوشند اما اعلامیههایت که از روی در و دیوار شهر پایین بیافتد، تو هم از یاد مردم رفتهای. چون که مجبورند اعلامیهٔ دیگری را جای اعلامیه تو بچسبانند. خیلی فکر نکن برای مردم و زندگیشان مهمی. هر کس توی زنگدیاش آنقدر گیر و گرفتاری دارد که اگر زرنگ باشد بتواند دردهای خودش را تسکین دهد.
* قاصدک *
۳
هرچه قدر کمتر بدانی راحتتری. گفت که گاهی وقتها کمتر فهمیدن و کمتر دانستن بهترین نعمت خداوند است. گفت که من از روی دانستن زیادی کارم به اینجا کشیده است؛ از فهمیدن زیادی.
* قاصدک *
۳
خواب میتوانست بهترین مسکن برای رهایی از افکار و توهماتی باشد که یک لحظه از آنها جدایی نداشتم.
چرخ نیلوفری
۳
روزگار برای همه میگذرد. چه برای آنکس که صبح تا غروبش را با لقمهای نان و پنیر سر میکند چه برای کسی که همیشه سفره ای از مرغ بریان و ماهی و برنج برایش پهن میکنند و او تا سر حد مرگ میخورد. میگفت: هردو این آدمها سرشان را که بروی بالش میگذارند یک آرزو بیشتر ندارند و آن دیدن دوبارهٔ طلوع خورشید است. بخشی از زندگی خوردن و خوابیدن است. قسمت مهم آن، دوست داشتن یک نفر و بودن و ماندن در کنار او میباشد.
یك رهگذر
۲
برای کسی که سربازی نرفته باشد، دو سال است. برای کسی که لباس نظامی پوشید، میشود بیست سال. اما برای کسی که خدمتش را تمامکرده انگار دو روز بوده است.
یك رهگذر
۲
هرکس دو سال خدمت کرده باشد برای بیست سال بعد از آن، خاطره و حرف برای گفتن دارد.
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
۲
کاش انسانها همیشه مثل عکسهایشان بودند. هیچ عیب و ایرادی از درونشان به عکس منتقل نمیشود و همانی هستند که باید باشند. هیچکس را از روی عکسش قضاوت نمیکنند و به کسی به خاطر زیبایی یا زشت بودنش درون عکس، نمره و مرتبهای نمیدهند
یك رهگذر
۲
به قول سعدی علیه الرحمه: کسی را که دزد میزند، همیشه از دو چیز رنجور است. یکی درد مالی که از او بردهاند و دیگری شماتت و سرزنش اطرافیان.
یك رهگذر
۲
خداحافظی همیشه سخت و غم بار است.
رهگذر
۲
هیچوقت کسی را از شکل ظاهری و قیافهای که دارد قضاوت نکن.