با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مادر

دانلود و خرید کتاب صوتی مادر

۴٫۸ از ۳۵ نظر
۴٫۸ از ۳۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی مادر  نوشته  لیوبا ورونکوا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی مادر

کتاب مادر اثری به قلم لیوبا ورونکوا است.

این داستان را  فاطمه زُهروی به فارسی برگردانده و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آن را چاپ و منتشر ساخته است.

درباره‌ی کتاب مادر

گاهی در زندگی اتفاقاتی می‌افتند که از دست و کنترل ما خارج هستند. گاهی زمین می‌لرزد و گاه باران و سیلی است که قطع نمی‌شود. گاهی بیماری شیوع پیدا می‌کند و گاه جنگ است. در همین زمان‌ها است که انسان‌ها باید بتوانند برای کمک به دوستان، همسایگان و حتی آن‌هایی که نمی‌شناسند اما درد کشیده‌اند و رنج برده‌اند، قدمی بردارد. این قدم می‌تواند بخشش از آنچه که فرد دارد باشد یا تسلی بخشیدن و دلداری دادن به کسی. گاه این قدم بزرگتر است و در جلوه‌ی مادری که فرزندی را به سرپرستی قبول کرده است رخ می‌نماید.

در کتاب مادر ما قصه‌ی والنتین را می‌شنویم. دختر کوچکی که خانواده‌اش را در جنگ از دست داده و خانواده‌ای روستایی او را به فرزندی پذیرفته‌اند. حال با وجود سه فرزند شیطان و پر آزار دیگر در این خانواده، والنتین می‌تواند برای خودش، جایی در دل  خانواده باز کند؟

کتاب مادر در سال ۱۳۶۱ به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۹۲ برای بار چندم تجدید چاپ شده است.

کتاب مادر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

کتاب مادر برای نوجوانان و بزرگسالان و همه آن‌هایی که به نوعی در زندگی رنجی کشیده‌اند و حال به دنبال تسلی خاطری هستند، شنیدنی و جذاب است.

جملاتی از کتاب مادر

جبهه جنگ از دهکده نیچیو دور بود. مردم دهکده نمی‌توانستند صدای غرش توپ‌ها را بشنوند. نمی‌توانستند هواپیماها را که آتش گرفته بودند در آسمان‌ها ببینند. و شعله‌های آتشی را که دشمنان در آن سرزمین برافروخته بودند، تماشا کنند. ساکنان شهرها به سوی نیچیو می‌گریختند. و به دنبال خود سورتمه‌های پرباری را می‌کشیدند که در زیر سنگینی چمدان‌ها و اسباب‌هایی که با شتاب بسته‌بندی شده بودند، خمیده به نظر می‌رسید. بچه‌ها کوچک که به دامن مادرهایشان آویخته بودند، به زحمت در میان برف‌ها راه می‌رفتند. این بینواها هیچ وسیله‌ای برای گرم کردن خودشان نداشتند. در خانه‌ی دهقانان دهکده‌های سر راه، خود را گرم می‌کردند و به راهشان ادامه می‌دادند... 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۱)
کاربر ۷۱۴۱۶۶
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

این کتاب و در نوجوانی خوندم بسیار عالی و دلنشین

AnaHitA
۱۳۹۹/۰۷/۲۱

من این کتاب رو در کودکیم اونقدر خونده بودم که همه جملاتش رو از برم. فوق العاده لطیف و دلنشین. داستان انسانیت و عواطف انسان ها به هم حتی در اوج سختی و جنگ.

sarar-'
۱۳۹۸/۱۲/۲۳

از خانم پاوه نژاد خیلی ممنونم با صدای دلپذیرشان واقعا قشنگ بود عالیییییی

کاربر ۱۴۲۱۸۳۵
۱۳۹۹/۰۱/۰۵

کتاب خوبی بود و گوینده به زیبایی روایت می کرد

e.prsltn
۱۳۹۸/۰۷/۲۹

یکی از بهترین و خاطره انگیزترین کتابهای نوجوانیم. هنوز هم سطر به سطرش رو حفظم. ممنون از به اشتراک گذاری این اثر زیبا.

fatima
۱۳۹۸/۰۸/۲۶

پر از خاطره ست این کتاب... حال و هوای سال های اول نوجوونیم ، نشستم روی پشت بوم و همش و بی وقفه خوندم ، یادش به خوبی 💕

♡♡ریحان♡♡
۱۳۹۸/۱۲/۱۹

بسیار جالی است .... مادر ...مهم ترین عنصر زندگی است....💜💝💟❣💙💚💖💕💔💓💛

m.gh
۱۳۹۸/۱۲/۱۹

خیلی خوب بود

کاربر963963
۱۳۹۸/۱۲/۲۳

بسیار زیبا و دوست داشتنی. و صد البته که روایت هنرمندانه و حرفه ای خانم پاوه نژاد زیبایی این اثر را چندین برابر کرد.

کاربر ۱۴۵۱۷۹۵
۱۳۹۹/۰۱/۱۴

بسیار عالی.با روایت دلنشین خانم پاوه نژاد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۳ ساعت و ۵۴ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۵۳۷٫۳ مگابایت
زمان۰۳ ساعت و ۵۴ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۵۳۷٫۳ مگابایت