با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
حکایت دولت و فرزانگی

دانلود و خرید کتاب صوتی حکایت دولت و فرزانگی

۴٫۰ از ۴ نظر
۴٫۰ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی حکایت دولت و فرزانگی  نوشته  مارک  فیشر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی حکایت دولت و فرزانگی

کتاب گویای «حکایت دولت و فرزانگی» نوشته مارک فیشر پانزده حکایت درباره زندگی، اراده و راه موفقیت و یکی از مشهورترین کتب سده گذشته در زمینه موفقیت است. داستان‌هایی به هم پیوسته که حقیقتی سودمند را تقویت می‌کنند و با زبان ساده و کودکانه‌ باعث می‌شوند با ذهن نیمه‌هوشیارمان ارتباط برقرار کنیم و در زندگی‌مان دگرگونی‌های مثبت فراوان و عظیم بیافرینیم. «حکایت به حبس افتادن جوان»، «حکایت ارزش تاثیر از خود»، «حکایت یادگیری نیکبختی و زندگی»، «حکایت آموزش ایمان»، «حکایت آموزش تمرکز بر هدف» برخی از حکایت‌های کتاب مارک فیشر است. جوان باهوشی بود که می‌خواست ثروتمند شود. سرشار از نا امیدی و موانعی تردید ناپذیر بود، اما هنوز به ستارهٔ بخت خود باور داشت. درحالی‌که منتظر بخت و اقبالش بود، به عنوان دستیار مدیر حسابداری در شرکت تبلیغاتی کوچکی کار می‌کرد. حقوقش کافی نبود و مدت‌ها بود که فکر می‌کرد کارش رضایت چندانی برایش به همراه ندارد. دیگر دلش به کار نمی‌رفت. در فکر این بود که مشغول کار دیگری شود، شاید کتاب یا داستانی بنویسد که مشهور و ثروتمندش کند و مشکلات مالی‌اش را یکباره برای همیشه پایان دهد. اما آیا جاه طلبی او کمی غیر واقع بینانه نبود؟ آیا واقعأ دارای استعداد و فنون کافی برای نوشتن کتابی پرفروش بود؟ یا صفحات کتاب با مطالبی حاکی از سرگردانی غمناک نامتمرکز بدبختی و فلاکت درونش پر می‌شدند؟ بیش از یک سال بود که کارش، کابوس روز و شب‌اش شده بود. رئیس‌اش اغلب اوقات، صبح‌ها روزنامه می‌خواند و قبل از آنکه برای ناهاری که سه ساعت طول می‌کشید، ناپدید شود، یادداشت‌هایی می‌نوشت. او هم پیوسته نظرش را عوض می‌کرد و دستورات ضد و نقیض می‌داد. اما فقط رییس‌اش نبود، بین همکاران نیز پیچیده بود که از کارشان خسته و دلزده شده بودند. انگار کامل عقل شان را از دست داده بودند. انگار همگی با هم، از همه چیز دست کشیده بودند، جرئت نداشت که به هیچ کدام از آنها از رویا و آرزویش بگوید که می‌خواهد همه چیز را رها کند و نویسنده شود، می‌دانست که آنها این حرف را شوخی تلقی می‌کنند. وقتی سر کار بود، خودش را از همهٔ جهان جدا می‌دید، انگار در کشوری غریب بود، که از صحبت با آنها ناتوان بود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
tavangar
۱۳۹۷/۱۲/۲۴

عالی بود ممنونم🙏

man-servatmandam7777777
۱۳۹۹/۰۱/۰۹

😥

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۳ ساعت
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۶۵٫۲ مگابایت
زمان۰۳ ساعت
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۶۵٫۲ مگابایت

تجربه بهتر در اپلیکیشن