
دانلود و خرید کتاب صوتی درخت به
معرفی کتاب صوتی درخت به
کتاب صوتی درخت به نوشتهی پونه ندایی مجموعهای از شعرهای بلند و کوتاه است که در فضایی سرشار از تصویر، خاطره، رؤیا و تأملهای هستیشناسانه شکل گرفته است. نشر انتشارات امرود آن را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی مهرداد مزرعه منتشر شده است. در این کتاب صوتی، صدا و کلمات در کنار هم جهانی میسازند که در آن کافههای قدیمی، درختها، باران، کهکشانها، پرندهها و میوهها بهانهای برای فکرکردن به عشق، مرگ، تنهایی، امید و معنای زیستن شدهاند. درخت به در لایههای مختلف خود از رنج و حسرت تا شکرگزاری و شگفتی حرکت کرده است. شعرها گاهی در یک کافه سرد میگذرند و گاهی در ارتفاعات سهند یا زیر درخت گردو و درخت به؛ جایی که شاعر از دل طبیعت به پرسشهای درونی خود نزدیک میشود. در این کتاب صوتی، زبان تصویری و سرشار از جزئیات حسی، شنونده را به تماشای صحنههایی دعوت کرده است که در آنها بخار قهوه، عطر پاییز، صدای باران، سایه گارسونها و لمس میوهها هرکدام نشانهای از وضع انسان در جهان هستند. کتاب صوتی درخت به بیش از آنکه روایت خطی ارائه دهد، جریان پیوستهای از تصویر و احساس است که در آن، عشق همزمان با درد و امید همزمان با فرسودگی حضور دارد. شنونده در این مسیر با صدای گوینده همراه میشود تا از کافهای پر از خاطره تا باغی سرشار از میوه و از زمین تا کهکشانها سفر کند و در میان این سفر، با پرسشهایی درباره انتخاب، آزادی، مرگ، رؤیا و امکان تسلی روبهرو شود.
درباره کتاب درخت به
کتاب صوتی درخت به اثر پونه ندایی مجموعهای از شعرها و متنهای شاعرانه است که در قالب قطعههای پیوسته و گاه روایی، جهان درونی یک ذهن حساس و جستوجوگر را پیش چشم شنونده میآورد. در این کتاب صوتی، شاعر از تهران و یک «کافه سرد» شروع کرده است و از همان ابتدا با جملههایی مثل «این دنیا رنج نیایشهای بهجا نیاورده است و آن دنیا افسوس زمانهای از کف رفته» حالوهوای اثر را مشخص میکند. شعرها در چندین بخش و فضا پراکندهاند: کافهای قدیمی با بخار چای هفتگیاه و سایه گارسونها، برکه و دریا، زیر درخت گردو، کنار درخت به، بر سینه سهند در کنار خوشه انگور، و لحظههایی در آستانه خواب و بیداری. هر بخش عنوان مشخصی در متن ارائه نکرده است اما با محورهایی مثل کافه، درخت، دریا، انگور، پاییز و خواب قابل تشخیص است و شنونده در جریان شنیدن، تغییر فضا و حالوهوا را بهخوبی حس میکند. در کتاب صوتی درخت به، هر شعر یا قطعه شاعرانه حول یک تصویر مرکزی شکل گرفته است: کافه و فنجان قهوه، پنجره و پرنده، درخت گردو، عطر پاییز، درخت به، خوشه انگور، آلو، کبوتر، گل و گلوله، و کهکشانها. این تصاویر در کنار هم شبکهای از معنا ساختهاند که در آن، عشق بهصورت دلتنگی و غیبت معشوق، مرگ بهصورت فرسودگی تدریجی و «زخم بستر روح»، و امید بهصورت رویش دوباره، شکستن میلهها و کاشتن گل در قلب ظاهر شده است. شاعر در بخشهای مختلف کتاب صوتی درخت به از رابطه انسان با طبیعت، از فاصله زمین و آسمان، از نسبت جسم و روح و از تجربه زیستن «در میانه» سخن گفته است؛ در میانه تولد و مرگ، در میانه خواب و بیداری، در میانه امید و ناامیدی. این کتاب صوتی با حرکت از کافه و شهر بهسوی باغ، کوه، درخت به و درنهایت کهکشانها، نوعی سیر درونی را ترسیم کرده است که در آن، شنونده همراه با شاعر از جزئیترین حسها تا کلیترین پرسشها پیش میرود.
خلاصه کتاب درخت به
درخت به مجموعهای از شعرهای پیوسته است که هرکدام بر محور یک تصویر یا موقعیت شکل گرفتهاند و در کنار هم یک مسیر عاطفی و فکری را میسازند. در آغاز، شاعر در تهران و در یک کافه سرد حضور دارد؛ جایی که بخار قهوه فرانسه، پنجره بخارگرفته، مرغابیهایی که میآیند و میروند و سایه گارسونها بر دیوار، زمینهای برای تأمل درباره تنهایی، گذر زمان و غیبت معشوق فراهم کرده است. در این فضا، دوستداشتن به «شکستن ثانیهها و خردکردن عقربهها بر زمینه تردید» تشبیه شده است و شاعر از روزهایی میگوید که با یک فنجان قهوه به شب میرسند و با چند سطر شعر، شب به صبح متصل میشود. بهتدریج، فضا از کافه به سوی طبیعت و کهکشانها گسترش پیدا میکند. شاعر از راههایی میگوید که به برکه نرسیدهاند و از دریایی که فقط خیال برکهای بوده است؛ از پنجرههایی که برایشان دانه میپاشد تا پرندهای بیاید و میلهای شکسته شود؛ از قایقی که پاروهایش را گم کرده اما دیگر نمیترسد و فقط شاهد دریاست. در این میان، خاطره به موجودی زنده تبدیل شده است که «یک پا در قلب» شاعر دارد و «پای دیگرش زیر میز کافه»؛ اشک در اشک حل میشود، باران در آب گم میشود و یاد معشوق بر تن کشتیها خط میاندازد. پرسش «چیستم یا کیستم» در دل همین تصاویر مطرح میشود و شاعر خود را گاهی ماهی، گاهی پرنده، گاهی انسان و گاهی شعر یا گیاه میبیند. در بخشهای بعدی، شعرها بیشتر به فصلها و درختها نزدیک میشوند. زیر درخت گردو، شاعر حس میکند بدون چیدن و شکستن میتواند گردو بخورد و از تابستانی میگوید که حتی در کهکشانی دیگر هم مزهاش را به یاد خواهد داشت؛ از روزهایی که «فقط یک گردوی سبز» بوده و سنگها بر او فرود میآمده است. سپس پاییز با عطری غلیظ و طولانی وارد میشود، سلولهای ساعت را از کار میاندازد و آخرین میوههای تابستان را پیش از آنکه مزهشان شناخته شود بر باد میدهد. در این میان، شاعر نگران میوههایی است که فرصت رسیدن و چشیدهشدن پیدا نمیکنند و این تصویر را به زندگی انسانها و رؤیاهای ناتمام پیوند میزند. در نقطهای محوری، درخت به ظاهر میشود؛ درختی که از باغ تا ملکوت، از هسته زمین تا تکامل انسان و از ذرههای خاک تا اتمسفر دنیا امتداد یافته است. شاعر گوش خود را به تنه درخت میچسباند تا «آهنگ زمین» را بشنود، عطر به را در مشام و مخمل تنش را در دست حس میکند و از دیدار کوتاه با «روح درخت» سخن میگوید. این دیدار با خاطرهای بر سینه سهند و خوردن انگور گره میخورد؛ جایی که خوشه انگور از دست میافتد، خاک شیرین میشود و باران میبارد. انگور، آلو و دیگر میوهها در ادامه به نشانههایی از قلب، اشتیاق، انتظار و فرسودگی تبدیل میشوند؛ قلب به «آلوی سرخ در خاطره دندانها» شبیه میشود و هسته آلو در دهان باد، نهایت را به گلوی کبوتر و درخت به را به هیزم خانه پیوند میزند. در بخشهای پایانی، شاعر از زخمها و اهریمنهای ذهنی، از خستگی جهان، از خواب طولانی و زخم بستر روح سخن گفته است. او میان نور و تاریکی، کلمههایش را برق میاندازد؛ گاهی میخواهد با تیزی کلمات زخمی را بر چهره اهریمن بنشاند و گاهی میکوشد آنها را شیرین کند تا خبر آسایشی تازه را برساند، اما ساکنان کهکشان را «حلشده در نوری بینام» میبیند. در عین حال، در دل تاریکی، هنوز به کبوتر، به پرواز حتی اگر کاغذی باشد، و به امکان کاشتن گل در قلبی که گلولهها از آن گذشتهاند دل میبندد. در پایان، هستی انسان به «نقطه نوری بر لبه تاریکی» تشبیه شده است که به جهانی بیوطن پرتاب میشود، اما همین نقطه نور، معنای زیستن و ادامهدادن را حفظ کرده است.
چرا باید کتاب درخت به را بشنویم؟
کتاب صوتی درخت به برای شنونده فرصتی فراهم کرده است تا در قالب شعر، با مجموعهای از تصویرهای زنده و متنوع روبهرو شود که از کافه و شهر تا باغ و کوه و کهکشان امتداد دارند. این کتاب صوتی، تجربههای آشنا مثل دلتنگی، تنهایی، خاطره، عشق ازدسترفته، ترس از فرسودگی و امید به رهایی را در قالب صحنههایی ملموس و حسی نشان داده است؛ صحنههایی مثل بخار قهوه روی شیشه، عطر پاییز در خانه، زیر درخت گردو ایستادن، گوشدادن به تنه درخت به، یا نگاهکردن به خوشه انگور پیش از باران. شنیدن این کتاب صوتی به مخاطب کمک میکند با زبان شعر به پرسشهایی فکر کند که معمولاً در دل روزمرگی پنهان میمانند: اینکه زیستن «در میانه» چه معنایی دارد، چگونه میتوان در عین آگاهی از مرگ و فرسودگی، هنوز به رویش و زیبایی دل بست، و رابطه انسان با طبیعت، فصلها و کهکشانها چه نسبتی با رنجها و امیدهای شخصی دارد. درخت به در عین پرداختن به رنج، از امکان شکرگزاری، از لحظههای کوتاه دیدار، از عطر میوهها و از صدای زمین در گوش درخت سخن گفته است و به این ترتیب، نوعی تعادل میان تاریکی و روشنایی ایجاد کرده است. برای کسانی که به شنیدن شعر علاقهمند هستند، این کتاب صوتی تجربهای شنیداری است که در آن صدا و کلمه همزمان عمل میکنند؛ صدای گوینده فضای کافه، باران، باغ و کهکشان را برای مخاطب مجسم کرده است و ریتم درونی شعرها با فرازونشیب احساسات هماهنگ شده است. درخت به نهتنها به احساسات فردی نزدیک شده است، بلکه بهنوعی وضعیت انسان در جهان را نیز در قالب تصویرهایی ساده و درعینحال چندلایه پیش چشم میآورد؛ از «نقطه نور بر لبه تاریکی» تا «درخت به»ای که از باغ تا ملکوت امتداد دارد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی درخت به به کسانی پیشنهاد میشود که به شعر معاصر فارسی و متنهای شاعرانه علاقهمند هستند و دوست دارند تجربههای عاطفی و فکری خود را در قالب تصویرهای حسی و خیالانگیز بازبینی کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر پرسشهایی درباره معنای زندگی، مرگ، تنهایی، عشق و رابطه انسان با طبیعت هستند و میخواهند این دغدغهها را در فضایی شاعرانه و تأملبرانگیز دنبال کنند. به مخاطبانی هم پیشنهاد میشود که از شنیدن کتابهای صوتی در فضاهای آرام مثل مسیرهای طولانی، شبهای بیخواب یا لحظههای خلوت لذت میبرند و میخواهند با صدای گوینده، وارد جهانی سرشار از کافهها، درختها، بارانها و کهکشانها شوند.
زمان
۲۶ دقیقه
حجم
۶۰٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲۶ دقیقه
حجم
۶۰٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
قابلیت انتقال
ندارد