
کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم
کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم نوشتهی مرضیه سلیمانیان با گویندگی گروه گویندگان و توسط نشر رادیو سودا منتشر شده است. این کتاب صوتی بخشی از یک سریال عاشقانه و احساسی است که در آن روابط عاطفی، گذشتههای پنهان و گرههای هویتی شخصیتها در کنار هم قرار گرفته است. فضای داستان در این قسمت میان ایران و اروپا در نوسان است و شنونده با روایتهایی از لندن، منچستر، اسپانیا و در عینحال کوچهپسکوچهها و خانههای ایرانی روبهرو میشود. در این قسمت از سریال، تمرکز اصلی بر گفتوگوی نفسگیر و پرتنش آسا و شاهان است؛ گفتوگویی که هم اعتراف است هم بازخواست، هم شرح یک گذشتهی مبهم و هم مواجهه با زخمی که یکسال در سکوت مانده است. کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم با تکیهبر دیالوگهای طولانی، اعترافهای درونی و تصویرسازیهای احساسی، شنونده را وارد جهان ذهنی شخصیتها میکند؛ جهانی که در آن هر کلمه باری از خاطره، دلتنگی و سؤالهای بیجواب را حمل میکند. نشر رادیو سودا این کتاب صوتی را با حضور یک گروه گویندگان تولید کرده است تا چندصداییبودن داستان و تنوع شخصیتها بهتر شنیده شود. در این قسمت، ضرباهنگ روایت بیشتر بر پایهی گفتوگو و مونولوگهای احساسی شکل گرفته و شنونده در دل یک شب پاییزی، میان بوی آش رشته، خاطرات لندن و رازهای خانوادگی، همراه شخصیتها قدم میزند.
درباره کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم
کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم ادامهی داستانی است که مرضیه سلیمانیان در قسمتهای پیشین بنا کرده است و در آن روابط پیچیدهی عاطفی، گذشتههای گمشده و هویتهای درهمتنیده شخصیتها بهتدریج روشنتر میشود. در این قسمت، تمرکز بر روی شاهان و آسا است؛ دو شخصیتی که میانشان هم عشق هست هم رنج، هم دلتنگی هست هم خشم فروخورده. روایت با تصویری از پاییز ۱۳۹۹ در چالوس آغاز میشود؛ صحنهای که مانند یک قاب سینمایی توصیف شده و در آن، نگاهها، دستها و حتی درخت چنار نقش دارند. از همان ابتدا، حادثهی «افتادن» و کاغذی که آسا آن را «یادگار یه افتادنه» مینامد، بهعنوان نمادی از لغزشها و شکستهای گذشته وارد داستان میشود. در کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم شنونده با اعتراف طولانی شاهان روبهرو است؛ اعترافی که از تابستان ۲۰۱۸ شروع میشود و تا سفر به اسپانیا، تماس پرستار، بیماری پدر، بازگشت به ایران و کشف رازهای هویتی او ادامه پیدا میکند. شاهان در این روایت میفهمد که گذشتهاش آنطور که فکر میکرده نبوده، پدر و مادر واقعیاش در تصادف از دست رفتهاند، ارمنی و ساکن ایران بودهاند و او سالها با هویتی ناتمام زندگی کرده است. این کشف، رابطهی او با آسا را هم تحتتأثیر قرار میدهد؛ چون حالا نمیداند از جانب چه کسی و با کدام چهره باید به پیامهای او پاسخ دهد. در این قسمت، ساختار داستان بر پایهی چند صحنهی اصلی و طولانی شکل گرفته است؛ صحنهی گفتوگوی آسا و شاهان، مرور سفرها و خاطرات لندن و منچستر، و لحظههایی که بوی آش عمو جواد و شعرخوانی پایانی، فضای داستان را بهسوی نوعی حس نوستالژیک و درعینحال ناتمام میبرد. عنوانهای فصلها در متن این قسمت ذکر نشده اما میتوان تشخیص داد که این بخش از سریال، بیشتر نقش گرهگشایی و روشنکردن گذشتهی شاهان را برعهده دارد و درعینحال، دلتنگی و خشم آسا را نیز پررنگتر میکند.
خلاصه کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم
در این قسمت از سریال، داستان در یک شب پاییزی در چالوس میگذرد؛ شبی که مثل یک قاب ثبتشده در دوربین، با جزئیات توصیف شده است. آسا در آستانهی افتادن است و شاهان او را نجات میدهد. همین حادثهی کوچک، دریچهای برای بازشدن زخمی بزرگتر میشود. آسا از واژهی «افتادن» بیزار است و کاغذی را که روی زمین افتاده «یادگار یه افتادنه» مینامد و میخواهد بماند تا «بقیه هم نیفتن». این جمله، هم به حادثهی همان لحظه اشاره دارد هم به افتادنهای عاطفی و شکستهایی که در گذشته تجربه شده است. آسا در ابتدا میخواهد از شاهان فاصله بگیرد اما شاهان دست او را میگیرد و از او میخواهد بماند و حرفهایش را بشنود. آسا در پاسخ، از جستوجوی طولانی خود برای شنیدن حرفهای شاهان میگوید؛ از لندن و منچستر و هایدپارک و باران، از تب و هذیانهای میا، از دیدن دوبارهی یارا در شرکت و از اینکه چقدر تلاش کرده تا به یک گفتوگوی صریح برسد. حالا که شاهان میگوید «باید بشنوی»، آسا با تلخی میپذیرد و تأکید میکند که دلش حتی در لحظهی «کشتهشدن» هم به شنیدن فکر کرده است. شاهان در ادامه، گره اصلی این قسمت را باز میکند. او از تابستان ۲۰۱۸ میگوید؛ زمانی که پدرش تصمیم گرفته به ایران برگردد. شاهان ابتدا حرفهای او را جدی نمیگیرد چون سالهاست این تصمیم عملی نشده اما تماس پرستار از اسپانیا و بدشدن حال پدر، او را راهی میکند. وقتی به اسپانیا میرسد، پدرش میگوید باید به ایران بروند چون خبری مهم به او رسیده است. شاهان مقاومت میکند و از وابستگیاش به آسا میگوید اما پدرش تأکید میکند که «یه چیزایی هست که نمیدونی؛ از خودت، گذشتهات، زندگیت». اینجا شاهان دچار بحران هویت میشود؛ احساس میکند شاید اصلاً «پسر حافظ» نبوده، شاید حتی «شاهان» هم نبوده و همهچیز بر پایهی ندانستن بنا شده است. پدر برای او از گذشته میگوید؛ اینکه وقتی شاهان ۵ ساله بوده، پدر و مادر واقعیاش در تصادف از دست رفتهاند، ارمنی و ساکن ایران بودهاند و او را بهخاطر قولی که به مادرش داده، به یتیمخانه نسپرده است. سالها در ایران بهدنبال نشانهای از هویت شاهان گشته و بعد از فوت پدربزرگ، به دعوت عمه به اسپانیا رفته است. شاهان در این میان، پیامهای آسا را میدیده اما نمیدانسته از جانب چه کسی جواب بدهد؛ از جانب خودش، یا پسری که تازه فهمیده گذشتهاش چیز دیگری است. در صحنهی حال، آسا میان بغض خودش و غم شاهان گیر کرده است. شاهان اعتراف میکند که از تماسگرفتن میترسیده چون از رفتن آسا و کشیدهشدن قدمهایش به سمتی دیگر وحشت داشته است. او میگوید نمیتواند قهوههای شبانه و بیخوابیهایش را بدون خیال آسا تصور کند و در میان همهی «نتونستن»ها، تنها چیزی که میتواند انجام دهد این است که اعتراف کند. آسا در پاسخ، هم حق میدهد هم حق نمیدهد؛ میگوید شاهان اجازه ندارد بهجای او دربارهی بخشیدن تصمیم بگیرد و خودش هم نمیتواند بعد از اینهمه بالا و پایینکردن رؤیاهایش، از خواستن آنها دست بکشد. در پایان این قسمت، تصویر بوی آش عمو جواد، فاصلهی چند قدمی شاهان و آسا، و شعری که با «من کجا باران کجا» آغاز میشود، فضایی از دلتنگی، ناتمامی و پرسشهای بیجواب را بهجا میگذارد.
چرا باید کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم برای شنوندهای که قسمتهای قبلی را دنبال کرده، نقطهی مهمی در مسیر داستان بهشمار میآید چون در آن، رازهای هویتی شاهان و بخشی از گذشتهی پنهان او روشن شده است. این قسمت نشان میدهد که چگونه یک راز خانوادگی میتواند بر رابطهای عاشقانه سایه بیندازد و چگونه ندانستن ریشهها، تصمیمگیری درمورد عشق و آینده را دشوار میکند. شنونده در این بخش با لایههای عاطفی شخصیتها نزدیکتر میشود و میبیند که پشت سکوت یکسالهی شاهان، فقط بیتفاوتی نبوده بلکه ترس، سردرگمی و احساس بیهویتی هم حضور داشته است. در این کتاب صوتی، دیالوگهای طولانی میان آسا و شاهان، فرصتی برای شنیدن دو نوع رنج متفاوت فراهم کرده است؛ رنج کسی که منتظر مانده و پاسخی نگرفته و رنج کسی که با گذشتهی نامعلوم و مسئولیتهای ناخواسته روبهرو شده است. تصویرسازیهای احساسی، رفتوآمد میان چالوس، لندن، منچستر و اسپانیا، و جزئیاتی مثل بوی آش عمو جواد یا اشاره به موسیقی دریاچه قو، فضایی میسازد که هم شهری است هم صمیمی و خانگی. این قسمت برای کسانی که به دنبال داستانی هستند که در آن عشق، هویت، خانواده و مهاجرت در هم تنیده شده، میتواند جذاب باشد. از طرف دیگر، کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم نمونهای از روایتی است که در آن اعتراف و گفتوگو نقش اصلی را دارند. شنونده در طول این قسمت، بیشتر از طریق حرفزدن شخصیتها با جهان درونی آنها آشنا میشود؛ با ترسهای شاهان از تماسگرفتن، با خشم و دلتنگی آسا، و با پدری که میان قول به مادر و حقیقتگویی به فرزند گیر کرده است. این تمرکز بر گفتوگو، شنیدن کتاب صوتی را شبیه حضور در یک صحنهی زنده میکند که در آن هر جمله میتواند سرنوشت رابطهای را تغییر دهد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم به کسانی پیشنهاد میشود که قسمتهای قبلی این سریال را دنبال کردهاند و میخواهند گرههای عاطفی و هویتی داستان را بهتر بشناسند. همچنین به علاقهمندان داستانهای عاشقانهی معاصر، کسانی که به موضوعاتی مثل مهاجرت، هویت، گذشتهی پنهان خانواده و تأثیر رازها بر روابط عاطفی فکر میکنند و شنوندگانی که از دیالوگمحور بودن و اعترافهای احساسی در یک کتاب صوتی لذت میبرند، پیشنهاد میشود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب: | سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دهم |
|---|---|
| نویسنده: | مرضیه سلیمانیان |
| گوینده: | گروه گویندگان |
| انتشارات: | نشر رادیو سودا |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۴۰۱/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب: | MP۳ |
| حجم فایل کتاب: | ۱۱.۴۳ مگابایت |
| مدتزمان: | ۱۴ دقیقه |
| قیمت کتاب: | ۶۰۰۰ تومان |
| برچسب: | شاخه نبات |

نظر شما دربارهٔ این کتاب