معرفی و دانلود کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهمsubscriptionAvailable

کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم

نوع کتاب
۴.۰(از ۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مرضیه سلیمانیان
انتشارات: 
نشر رادیو سودا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم

کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم نوشته‌ی مرضیه سلیمانیان ادامه‌ی یک روایت عاشقانه و خانوادگی است که در بستر بیمارستان، خاطرات گذشته و رازهای پنهان چند نسل را به هم گره می‌زند. نشر رادیو سودا آن کتاب را با گویندگی گروه گویندگان منتشر کرده است و شنونده را در میانه‌ی ماجرایی قرار می‌دهد که هم‌زمان بوی عشق، خیانت، بیماری و امید می‌دهد. در این قسمت از سریال، داستان در فضای پرتنش بیمارستان و بخش آی‌سی‌یو می‌گذرد؛ جایی که شاخه نبات روی تخت، درگیر کرونا و عمل قلب باز است و آسا و حافظ در رفت‌وآمد میان اتاق‌ها، دیوارها و شیشه‌های سرد، با گذشته‌ی زخمی خانواده روبه‌رو می‌شوند. اعتراف‌های ایوب، حضور الهه، و یادآوری نقشه‌هایی که سال‌ها پیش برای جدایی حافظ و شاخه کشیده شده بود، فضای این قسمت را شکل داده است. کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم با تکیه‌بر گفت‌وگوهای احساسی، مونولوگ‌های درونی و صحنه‌های پرتنش بیمارستانی، ادامه‌ی فرازونشیب‌ رابطه‌ی حافظ و شاخه را دنبال می‌کند و درعین‌حال پرده از نقش پدربزرگ، عمو، الهه و دیگر اعضای خانواده در این جدایی قدیمی برمی‌دارد. شنونده در این قسمت بیش از هر زمان دیگری با ریشه‌ی رنج‌ها و سوءتفاهم‌ها آشنا می‌شود و در کنار شخصیت‌ها، سنگینی سال‌ها سکوت و دروغ را لمس می‌کند.

درباره کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم

کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم داستان را درست در نقطه‌ای پیش می‌برد که گذشته و حال به هم می‌رسند. مرضیه سلیمانیان در آن کتاب، ماجرای عاشقانه‌ی حافظ و شاخه را در دل یک خانواده‌ی سنتی و ثروتمند دنبال کرده است؛ خانواده‌ای که پدربزرگ در آن می‌خواسته ثروت درون خاندان بماند و برای همین از همان ابتدا روی ازدواج حافظ با الهه، دختر برادرش، حساب باز کرده است. در این قسمت شنونده با روایتی روبه‌رو است که از زبان ایوب و دیگران، پشت‌پرده‌ی این تصمیم‌ها را آشکار می‌کند: از اصرار پدربزرگ برای ازدواج مجدد حافظ به‌خاطر بچه‌دارنشدن شاخه تا نقشه‌ی زندانی‌کردن حافظ در یکی از خانه‌های جلیل، شناسنامه‌ی جعلی، و شکستن امیدهای شاخه. این اعتراف‌ها در اتاقی رخ می‌دهد که دیوارهایش انگار حافظه دارند و صدای ایوب و کلمات زشت و تلخ گذشته را در خود نگه داشته‌اند. در ادامه‌ی کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم، صحنه از اتاق اعتراف‌ها به راهروهای بیمارستان و آی‌سی‌یو منتقل می‌شود. آسا که تازه از ماجراهای پنهان زندگی پدر و مادرش باخبر شده، میان شوک و خشم و دلسوزی سرگردان است. صدای برخورد عصا، زنی با کلاه مشکی و ماسک را وارد صحنه می‌کند؛ الهه، زنی که سال‌ها پیش با شربت بیهوشی، آدرس خانه و شناسنامه‌ی دست‌کاری‌شده، در جدایی حافظ و شاخه نقش داشته است. اعتراف کوتاه و سنگین او درباره‌ی «سوزاندن قشنگی» چشمان شاخه، فضای بیمارستان را از گذشته پر می‌کند. در همین زمان، کد ۹۹ اعلام می‌شود و شاخه، که خود پرستار بوده و همیشه دستور اتصال دستگاه‌ها را می‌داده، حالا بی‌حال و متصل به اکسیژن و لوله‌های تنفسی روی تخت افتاده است. دیدار حافظ و شاخه پشت شیشه و سپس در اتاق، به گفت‌وگویی عاشقانه و پر از حسرت تبدیل می‌شود؛ جایی که از کارون، زمستان، اشک، شعر، و سال‌هایی که از دست رفته حرف زده می‌شود و در پایان، جمع‌شدن خانواده برای عکس خانوادگی و شوخی‌های عاطفه و دیگران، لحنی سبک‌تر و شادتر به انتهای این قسمت می‌دهد، درحالی‌که ردِ رنج و تاوان عشق هنوز در پس‌زمینه باقی مانده است.

خلاصه کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم

در کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم محور اصلی روایت، افشای گذشته‌ی تاریک خانواده‌ی حافظ و شاخه و روبه‌روشدن نسل جدید با این حقیقت‌ها است. ایوب برای آسا از نقشه‌ای می‌گوید که پدربزرگ و عموی حافظ سال‌ها پیش کشیده بودند: پدربزرگ از ابتدا می‌خواسته حافظ با الهه ازدواج کند تا ثروت در خانواده بماند، اما حافظ عاشق شاخه می‌شود و چهار سال با او زندگی می‌کند. وقتی خبری از نوه نمی‌شود، پدربزرگ بچه‌دارنشدن شاخه را ننگ می‌داند و تصمیم می‌گیرد او را از شناسنامه‌ی حافظ پاک کند. با کمک جلیل و الهه، حافظ را با محبت ظاهری به خانه‌ی جلیل می‌کشانند، الهه با شربت او را بیهوش می‌کند و همراه پدرش و پدربزرگ، حافظ را به یکی از خانه‌های جلیل می‌برند و سه ماه زندانی می‌کنند. در همین زمان، الهه با شناسنامه‌ای که عموی حافظ با رشوه و آشنابازی در دفترخانه مهر و امضا گرفته، سراغ شاخه می‌رود و با نشان‌دادن آن، امید را از چشمان او می‌گیرد. بعد هم پدربزرگ و دیگران به سراغ حافظ می‌روند و به او می‌گویند شاخه از زندگی‌اش رفته است. حافظ عصبانی می‌شود و از خانه بیرون می‌زند و الهه پشت سرش می‌رود تا نگذارد او چیزی را درست کند. خانواده‌ی شاخه هم برای محافظت از او، راه‌های دسترسی حافظ را می‌بندند، حتی خانه را به اسم شاخه نمی‌زنند تا حافظ نتواند او را از مادرش جدا کند. مادربزرگ که این رنج و بازی‌خوردن را می‌بیند، زیر فشار غم و بیماری قلبی از دنیا می‌رود. ایوب این ماجراها را نوعی «بدهکاری» به خدا می‌داند که با مریض‌شدن الهه و دخالت شوهرش، سرانجام او را وادار کرده است حافظ را به ایران برگرداند. در زمان حال، آسا بعد از شنیدن این اعتراف‌ها از اتاق بیرون می‌آید و در راهرو با عاطفه حرف می‌زند. مادر آسا به‌خاطر پرستاری در بخش ایزوله نمی‌تواند به بیمارستان بیاید. صدای عصای زنی ضعیف، الهه را وارد صحنه می‌کند؛ او با ماسک و کاور مخصوص از آی‌سی‌یو بیرون می‌آید، به آسا خیره می‌شود و اعتراف می‌کند که روزی کنار حافظ، زیبایی چشمان شاخه را دیده و خودش آن قشنگی را سوزانده، چون حافظ هرگز چشمان او را ندیده است. بعد از رفتن الهه، کد ۹۹ اعلام می‌شود و شاخه که به احیای قلب و عمل قلب باز نیاز دارد و در این میان به کرونا هم مبتلا شده، روی تخت آی‌سی‌یو دیده می‌شود؛ صحنه‌ای که برای آسا، که خود پزشک است، هم‌زمان آشنا و ویران‌کننده است. حافظ به اتاق شاخه می‌رود. نگاه شاخه به چهره‌ی او گره می‌خورد و میان آن دو سکوتی پر از سال‌های ازدست‌رفته شکل می‌گیرد. شاخه ماسک اکسیژن را کمی کنار می‌زند و از روزی می‌گوید که آقاجونش پرسیده بود چرا هیچ‌وقت نمی‌گوید حافظ چه شد و چه کرد. او اعتراف می‌کند که نمی‌خواسته از دوست‌داشتن حافظ بگوید، چون شنیدن این داستان کنار هم برایش مثل گریه‌ی گوش‌ها بوده است. حالا اما می‌گوید بعد از تعریف‌کردن داستان برای آسا فهمیده اشتباه کرده و از رفتن آسا گریه کرده است. حافظ بغضش را نگه می‌دارد، دست‌های نحیف شاخه را روی قلبش می‌گذارد و تپش قلبش را حق شاخه می‌داند؛ تپشی که بعد از این همه دوری، دوباره به نام او می‌زند. اشک‌هایشان مثل کارون روی گونه‌ها جاری می‌شود و میان شوخی‌های عاشقانه، شعر و اشاره به شاخه نبات حافظ، لحظه‌ای از وصال در دل بیمارستان شکل می‌گیرد. در ادامه، شاهان کنار آسا می‌ایستد، دست دور کمر او حلقه می‌کند و از آمدنش به تهران و سرزدن هرروزه به اینجا می‌گوید. جمع خانواده برای عکس خانوادگی آماده می‌شود و عاطفه با شوخی از «عاشق‌های قدیم» و «تاوان عشق» حرف می‌زند. در پایان، ترانه‌ای عاشقانه درباره‌ی باران، موهای خیس، خندیدن، نلرزیدن دل و نرفتن از کنار هم، روی صحنه می‌نشیند و حال‌وهوای قسمت را از تلخی اعتراف‌ها به سمت تصویری گرم‌تر از عشق و خانواده می‌برد، درحالی‌که سنگینی گذشته هنوز در پس ذهن شنونده باقی است.

چرا باید کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم را بشنویم؟

کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم برای شنونده‌ای که قسمت‌های قبلی را دنبال کرده، نقطه‌ی مهمی در فهم ریشه‌ی رنج‌ها و جدایی حافظ و شاخه است. در آن کتاب، رازهایی که سال‌ها در سکوت و پشت درهای بسته مانده بود، به‌تدریج آشکار می‌شود و شنونده می‌تواند تصویر کامل‌تری از نقش پدربزرگ، عمو، الهه و حتی خانواده‌ی شاخه در این جدایی به‌دست بیاورد. این افشاگری‌ها نه‌تنها گره‌های داستانی را باز می‌کند، بلکه نشان می‌دهد چگونه تصمیم‌های آمیخته به تعصب، حفظ آبرو و کنترل ثروت می‌تواند زندگی چند نسل را تحت‌تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم تجربه‌ی شنیداری پر از احساس فراهم کرده است. صحنه‌های بیمارستان، کد ۹۹، آی‌سی‌یو، و تضاد میان حرفه‌ی پزشکی شاخه و آسا با آسیب‌پذیری شخصی‌شان، فضایی می‌سازد که در آن مرز میان مراقبت از دیگران و ناتوانی در نجات عزیزان، بارها به چالش کشیده می‌شود. گفت‌وگوی حافظ و شاخه در اتاق بیمارستان، ترکیب اشک، شوخی، شعر و اعتراف است و نشان می‌دهد عشق چطور می‌تواند هم‌زمان منبع رنج و تسکین باشد. این قسمت همچنین برای کسانی که به روابط خانوادگی پیچیده علاقه‌مند هستند، نمونه‌ای روشن از تأثیر دروغ، پنهان‌کاری و تصمیم‌های بزرگ‌ترها بر زندگی فرزندان است. حضور آسا به‌عنوان نسل بعدی که ناگهان با حقیقت روبه‌رو می‌شود، زاویه‌ی دید تازه‌ای به داستان می‌دهد و نشان می‌دهد مواجهه با گذشته چطور می‌تواند نگاه فرد به خودش و خانواده‌اش را تغییر دهد. در کنار این‌ها، لحظات شادتر پایانی، عکس خانوادگی و ترانه‌ی عاشقانه، تعادلی میان تلخی و شیرینی ایجاد کرده است تا شنونده در پایان قسمت با حسی از امید و امکان ترمیم زخم‌ها همراه شود.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم به کسانی پیشنهاد می‌شود که قسمت‌های قبلی این سریال را دنبال کرده‌اند و می‌خواهند از رازهای پنهان رابطه‌ی حافظ و شاخه و گذشته‌ی خانواده باخبر شوند. همچنین به علاقه‌مندان داستان‌های عاشقانه‌ی احساسی، روایت‌های خانوادگی پر از تعارض، و فضاهای بیمارستانی و پزشکی پیشنهاد می‌شود. کسانی که به موضوعاتی مثل تأثیر تعصب‌های خانوادگی، جدایی‌های ناخواسته، و بازگشت عشق بعد از سال‌ها دوری علاقه دارند، از شنیدن آن کتاب بهره می‌برند. به مخاطبانی که دوست دارند در کنار صحنه‌های تلخ و پرتنش، لحظات لطیف، شوخی‌های صمیمانه و اشاره به شعر و موسیقی را هم تجربه کنند، پیشنهاد می‌شود این قسمت را در ادامه‌ی سریال شاخه نبات بشنوند.

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب صوتی

نام کتاب:سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت سیزدهم
نویسنده:مرضیه سلیمانیان
گوینده:گروه گویندگان
انتشارات:نشر رادیو سودا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:MP۳
حجم فایل کتاب:۳۹.۲۸ مگابایت
مدت‌زمان:۱۶ دقیقه
قیمت کتاب:۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.