
دانلود و خرید کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشه ای
معرفی کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشه ای
کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشهای نوشتهی تنسی ویلیامز با تنظیم رادیویی مریم پورحرام روایتی صحنهای از زندگی خانوادهای کوچک و گرفتار در رؤیاها و بنبستهای روزمره است. نشر تاپ آرت آن کتاب را با گویندگی گروه گویندگان و با بازی نازی دشتکیان، محسن زحمتکش، فرناز حیدری و حجت نصاری منتشر کرده است. این نسخه در قالب یک نمایش رادیویی ضبطشده در استودیو آبنوس ارائه شده و شنونده را مستقیماً وسط گفتوگوها، تنشها و لحظههای احساسی خانهی وینفیلد میبرد. در مرکز ماجرا سه شخصیت اصلی قرار گرفتهاند: آماندا، مادری پرحرف و نگران آینده؛ تام، پسر جوانی که بین مسئولیت خانواده و رؤیای فرار و ماجراجویی گیر افتاده؛ و لورا، دختری خجالتی و منزوی که با نقص پایش و مجموعهی حیوانات شیشهایاش دنیایی جدا برای خود ساخته است. ورود جیم، همکار تام و همکلاسی قدیمی، بهعنوان «مهمان شام» بهانهای میشود تا امیدها، ترسها و توهمهای این خانواده یکییکی رو شوند. کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشهای با تکیهبر دیالوگهای زنده، فضای محدود آپارتمان و استفاده از افکتهای صوتی، تجربهای نزدیک به تئاتر شنیداری میسازد و شنونده را درگیر کشمکش میان واقعیت سخت و رؤیاهای شکنندهی شخصیتها میکند.
درباره کتاب نمایشنامه باغ وحش شیشه ای
کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشهای داستان خانوادهی وینفیلد را در چند صحنهی فشرده و پیوسته دنبال میکند. تنسی ویلیامز در آن کتاب فضایی آپارتمانی و بسته را انتخاب کرده است تا فشار اقتصادی، غیبت طولانی پدر و اضطراب آینده را در قالب گفتوگوهای تند و گاهی طنزآلود نشان دهد. آماندا مدام از گذشتهی خود در دلتای میسیسیپی و ۱۷ خواستگارش حرف میزند و با خاطرات جوانیاش به وضعیت امروز حمله میکند؛ تام در انبار کار میکند، سیگار میکشد، به سینما پناه میبرد و در خفا به اتحادیهی دریانوردان میپیوندد تا راه فراری برای خودش بسازد؛ و لورا مدرسهی ماشیننویسی را رها کرده، در موزه و باغوحش پرندهها پرسه زده و حالا در اتاق کوچک خود با گرامافون و حیوانات شیشهایاش زندگی میکند. در این میان نام پدر، که ۱۶ سال پیش رفته و فقط عکسی از او روی دیوار مانده، مثل سایهای دائمی در دیالوگها حضور دارد. کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشهای در دو قسمت اصلی تنظیم شده است. در قسمت اول، شنونده با فضای خانه، رابطهی پرتنش تام و آماندا، حساسیت و انزوای لورا و طرح نقشهی مادر برای دعوتکردن یکی از همکاران تام به شام آشنا میشود. آماندا از تام میخواهد دوستی «مناسب» را به خانه بیاورد تا شاید برای لورا «خواستگاری» شکل بگیرد و آیندهای برای او ساخته شود. در همین بخش، بحثهای طولانی دربارهی پول، سیگار، قبض برق، مدرسهنرفتن لورا و رؤیای سفر تام شکل میگیرد. در قسمت دوم، جیم بهعنوان مهمان وارد خانه میشود، برق قطع میشود و نور شمع، گفتوگوی صمیمی و خصوصی او و لورا را روشن میکند. در این بخش، تنسی ویلیامز از طریق صحنهی طولانی گفتوگوی کنار شمع، کلکسیون حیوانات شیشهای، رقص، تعریف جیم از «اعتمادبهنفس» و درنهایت افشای نامزدی او با بتی، اوج و فرود امید و سرخوردگی را برای لورا و تام رقم زده است.
خلاصه داستان نمایشنامه باغ وحش شیشه ای
در کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشهای شنونده وارد صبحی معمولی در خانهی وینفیلد میشود. آماندا با صدای بلند تام را بیدار میکند، از او میخواهد «مثل خورشید بدرخشد» و همزمان از سیگارکشیدن، بینظمی و رؤیاپردازیهایش شکایت میکند. لورا ساکت و گوشهگیر است و بیشتر وقتش را با حیوانات شیشهایاش میگذراند. آماندا از گذشتهی خود در دلتای میسیسیپی و ۱۷ خواستگارش میگوید و این خاطرات را مدام مقابل وضعیت امروز بچههایش میگذارد. وقتی میفهمد لورا مدرسهی ماشیننویسی را رها کرده و بهجای آن در موزه و باغوحش پرندهها پرسه زده است، احساس میکند همهی نقشهها و شهریهها بر باد رفته و حالا تنها امیدش ازدواج لورا است. آماندا تام را تحت فشار میگذارد که یکی از همکارانش را برای شام دعوت کند؛ کسی که «سالم باشد و الکلی نباشد» و اگر اسمش جیم باشد چه بهتر. تام که از کار در انبار و زندگی تکراری خسته شده و حتی پول برق را صرف عضویت در اتحادیهی دریانوردان کرده است، در کشمکش میان میل به فرار و مسئولیت خانواده، درنهایت جیم را دعوت میکند؛ همان همکلاسی قدیمی که عکسش در مجلهی دبیرستان چاپ میشد و حالا همکار او است. در شب مهمانی، آماندا با وسواس پردهها را عوض میکند، رومیزی را برمیگرداند تا پررنگتر به نظر برسد، لباس قدیمی دوران جوانیاش را به لورا میپوشاند و همهچیز را شبیه صحنهای برای ورود «خواستگار» آماده میکند. لورا وقتی میفهمد مهمان همان جیمِ دوران دبیرستان است که زمانی به او علاقه داشته، دچار اضطراب میشود و حتی از بازکردن در امتناع میکند، اما درنهایت مجبور میشود در را باز کند و با او روبهرو شود. سر میز شام، لورا بهبهانهی ناخوشی کنار میکشد. ناگهان برق بهخاطر پرداختنشدن قبض قطع میشود و خانه در تاریکی فرو میرود. آماندا شمعها را روشن میکند و از جیم میخواهد با یک شمع و سینی نوشیدنی بالا برود و به لورا سر بزند. در اتاق، جیم روی زمین مینشیند، با لورا حرف میزند، او را بهخاطر خجالتیبودن سرزنش نمیکند و از «اعتمادبهنفس» و «منحصر به فرد بودن هر آدم» میگوید. لورا کمکم باز میشود، از مدرسهی قدیمی، لقب «بلو رز»، ترککردن کلاسها و کلکسیون حیوانات شیشهایاش میگوید و تکشاخ شیشهای محبوبش را به جیم نشان میدهد. جیم با او میرقصد، در این میان تکشاخ میشکند و شاخش میافتد. لورا میگوید حالا این عروسک شبیه بقیه شده و آن را بهعنوان یادگاری به جیم میدهد. جیم از زیبایی او تعریف میکند و میگوید مشکل اصلی لورا نه پایش که «عقدهی حقارت» و بیاعتمادی به خود است. درست در لحظهای که بهنظر میرسد میان آن دو نزدیکی عاطفی شکل گرفته، جیم ناگهان اعتراف میکند که نامزد دارد و بهزودی با بتی ازدواج میکند. لورا با آرامش ظاهری این خبر را میپذیرد و تکشاخ را به او میبخشد. وقتی جیم میرود، آماندا که از نامزدی او بیخبر بوده، خشمش را بر سر تام خالی میکند؛ او را متهم میکند که خانواده را مسخرهی دیگران کرده و فقط به رؤیاهای خود فکر میکند. تام که از این اتهامها و بنبست خانه خسته شده، تصمیمش برای رفتن را قطعی میکند. در پایان، او خانه را ترک میکند و در ذهنش از لورا میخواهد شمعها را خاموش کند؛ شمعهایی که نماد رؤیاهای شکننده و باغوحش شیشهای او هستند.
چرا باید کتاب نمایشنامه باغ وحش شیشه ای را بشنویم؟
کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشهای فرصتی است برای شنیدن یکی از مشهورترین نمایشنامههای قرن بیستم در قالبی کاملاً شنیداری و صحنهپردازیشده. آن کتاب با تمرکز بر یک خانوادهی کوچک، موضوعهایی مثل فرار از واقعیت، فشار اقتصادی، مسئولیت در برابر خانواده، رؤیاپردازی، انزوا و شرم از نقص جسمی را در قالب دیالوگهای روزمره و گاهی طنزآمیز پیش میبرد. شنونده در خلال بحثهای تند آماندا و تام، سکوتهای لورا و حضور کوتاه اما تعیینکنندهی جیم، با این سؤال روبهرو میشود که تا کجا میتوان بین وفاداری به خانواده و ساختن زندگی شخصی تعادل برقرار کرد. این کتاب صوتی بهخاطر تنظیم رادیویی و استفاده از چند گوینده، تجربهای نزدیک به تماشای تئاتر بدون تصویر میسازد. صداها، افکتها، قطعشدن برق، روشنشدن شمعها، صدای گرامافون و حتی جابهجایی حیوانات شیشهای، همگی به ساختن فضایی کمک کردهاند که شنونده بتواند صحنهها را در ذهن خود ببیند. در کنار این فضا، گفتوگوی طولانی جیم و لورا دربارهی اعتمادبهنفس، احساس حقارت و نگاه دیگران، لایهای تأملبرانگیز به اثر میدهد و آن را از یک داستان خانوادگی ساده فراتر میبرد. برای کسانی که به نمایشنامه علاقهمندند یا دوست دارند با آثار تنسی ویلیامز آشنا شوند، شنیدن این نسخهی صوتی راهی است تا بدون نیاز به متن مکتوب، با شخصیتهای پررمزوراز و شکنندهی او همراه شوند و کشمکش میان رؤیا و واقعیت را در قالب صدا تجربه کنند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی نمایشنامه باغ وحش شیشهای به کسانی پیشنهاد میشود که به نمایشنامه و تئاتر علاقه دارند و دوست دارند نسخهی رادیویی یک اثر کلاسیک را تجربه کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر موضوعهایی مثل مسئولیت در برابر خانواده، احساس تنهایی، خجالتیبودن، اعتمادبهنفس پایین یا فشار اقتصادی هستند و میخواهند این دغدغهها را در قالب یک داستان نمایشی دنبال کنند. به دانشجویان و علاقهمندان رشتههای ادبیات نمایشی، تئاتر و مطالعات اجرا نیز پیشنهاد میشود که برای آشنایی نزدیکتر با شیوهی دیالوگنویسی و شخصیتپردازی تنسی ویلیامز، این کتاب صوتی را بشنوند.
زمان
۳۸ دقیقه
حجم
۳۵٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۳۸ دقیقه
حجم
۳۵٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
قابلیت انتقال
ندارد