دانلود رایگان کتاب صوتی نمایشنامه پلیکان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی نمایشنامه پلیکان

دانلود و خرید کتاب صوتی نمایشنامه پلیکان

انتشارات:نشر تاپ آرت
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی نمایشنامه پلیکان

کتاب صوتی نمایشنامه پلیکان نوشته آگوست استریندبرگ با ترجمه جواد عاطفه یکی از آثار تلخ و تند او درباره خانواده، فریب و قربانی‌کردن عاطفی است. نشر تاپ آرت آن کتاب را با گویندگی گروه گویندگان منتشر کرده است و شنونده را از همان دیالوگ‌های ابتدایی، وسط خانه‌ای سرد، عزادار و پر از راز پرتاب می‌کند؛ خانه‌ای که پدر خانواده تازه مرده و جسدش هنوز از خانه بیرون نرفته است. در این کتاب صوتی، فضای داستان تقریباً تماماً در یک خانه می‌گذرد؛ خانه‌ای که به‌ظاهر در سوگ پدر است اما خیلی زود معلوم می‌شود زیر لایه‌ی عزاداری، سال‌ها گرسنگی، محرومیت، دروغ و سوءاستفاده پنهان شده است. مادر خانواده، فرزندانش فردریک و گردا، داماد جوان به نام عکس و خدمتکاری که شاهد بسیاری از ماجراها بوده، شخصیت‌هایی هستند که در گفت‌وگوهای پی‌درپی، گذشته‌ی این خانه را لایه‌به‌لایه آشکار می‌کنند. نمایشنامه پلیکان در نسخه‌ی صوتی، با استفاده از چند صدا، افکت‌های محیطی مثل صدای طوفان، رعدوبرق، بخاری، پیانو و همهمه‌ی مهمانان، حال‌وهوای یک اجرای نمایشی را برای شنونده زنده می‌کند. این ترکیب، شنیدن آن کتاب را به تجربه‌ای نزدیک به تماشای تئاتر تبدیل کرده است؛ با این تفاوت که همه‌چیز از راه صدا و تخیل پیش می‌رود و شنونده باید خودش صحنه‌ها را در ذهن بسازد.

درباره کتاب نمایشنامه پلیکان

کتاب صوتی نمایشنامه پلیکان اثری از آگوست استریندبرگ است که در آن، یک خانه‌ی به‌ظاهر محترم، به میدان رویارویی فرزندان با مادرشان تبدیل می‌شود. داستان از لحظه‌ای شروع می‌شود که پدر خانواده مرده، جسد هنوز در خانه است و مأموران اجازه نمی‌دهند چیزی در اتاق‌ها جابه‌جا شود. در همین فضای بسته و پرتنش، گفت‌وگوهای مادر با خدمتکار، با فردریک و بعد با گردا و داماد تازه‌وارد، کم‌کم نشان می‌دهد که پشت ظاهر «مادر فداکار» چه تاریخ طولانی‌ای از سوءاستفاده مالی، بی‌توجهی، گرسنگی‌دادن به بچه‌ها و دروغ‌گفتن پنهان شده است. استریندبرگ در این نمایشنامه، از همان ابتدا با جزئیاتی مثل قهوه‌ی تلخ، فرنی بی‌سرشیر، بخاری خاموش و لباس‌های عزای عوض‌نشده، فضای خفقان‌آور خانه را می‌سازد و بعد با دیالوگ‌های تند، این فضای ظاهراً محترم را می‌شکند. در کتاب صوتی نمایشنامه پلیکان شنونده با چند پرده‌ی پیوسته روبه‌رو است که هرکدام حول یک موقعیت شکل گرفته‌اند: حضور مأمور و خدمتکار کنار جسد و نیمکت، بازگشت گردا و شوهرش از ماه‌عسل، کشف نامه‌ی پدر در کشوی مخفی میز، رویارویی فردریک با مادر بعد از خواندن نامه و درنهایت شبی که آتش، همه‌چیز را در خانه درمی‌نوردد. هر بخش با دیالوگ‌های طولانی و رفت‌وبرگشت‌های سریع بین شخصیت‌ها پیش می‌رود و عناصری مثل طوفان بیرون، صدای پیانو، بخاری خاموش و بعد شعله‌های آتش، مثل نشانه‌هایی تکرارشونده، حال‌وهوای هر پرده را عوض می‌کنند. در طول آن کتاب، استریندبرگ از استعاره‌ی پلیکان استفاده کرده است؛ پرنده‌ای که در افسانه‌ها گفته می‌شود برای تغذیه‌ی جوجه‌هایش خودش را زخمی می‌کند، اما در این خانه، مادر به‌جای قربانی‌کردن خود، فرزندانش را قربانی کرده است و همین وارونگی، هسته‌ی اصلی نمایش را می‌سازد.

خلاصه داستان نمایشنامه پلیکان

در نمایشنامه پلیکان، همه‌چیز از خانه‌ای شروع می‌شود که در آن، پدر خانواده تازه مرده است. جسد هنوز در خانه است، نیمکتی که او روی آن جان داده، باید طبق قانون دست‌نخورده بماند و مأمور، خدمتکار و مادر در فضایی پر از طوفان و رعدوبرق، درباره‌ی تشییع‌جنازه و «شرایط موجود» حرف می‌زنند. از همان دیالوگ‌های اول، تصویر مادری شکل می‌گیرد که مدام از «قناعت» و «فداکاری برای بچه‌ها» حرف می‌زند اما خدمتکار، آرام‌آرام پرده از واقعیت برمی‌دارد: بچه‌ها همیشه گرسنه بوده‌اند، صبحانه‌شان فقط قهوه‌ی تلخ و نان خشک بوده، خانه سرد بوده و مادر ارزان‌ترین و بدترین غذاها را می‌خریده است. با ورود فردریک، پسر خانواده، و بعد گردا و شوهرش عکس، تنش‌ها بیشتر می‌شود. گردا از یک‌سو در رؤیای زندگی مشترک و «خوشبختی» است و از سوی دیگر، زیر سایه‌ی مادری قرار دارد که هنوز خودش را مرکز توجه می‌داند و داماد را بیشتر «دوست‌پسر» خود می‌بیند تا شوهر دخترش. در همین میان، صحبت از درآمد ۲۰ هزار کرونی پدر و این سؤال مطرح می‌شود که چرا هیچ‌چیز برای خانواده باقی نمانده است. شک به‌سمت وصیت‌نامه و پول‌های پنهان می‌رود و گردا و عکس، پشت میز قدیمی، کشوی مخفی را پیدا می‌کنند و پاکتی را بیرون می‌کشند که بعداً معلوم می‌شود نامه‌ی پدر است. وقتی فردریک نامه را می‌خواند، تصویر مادر به‌طور کامل فرو می‌ریزد. پدر در نامه توضیح داده که همسرش سال‌ها از خرج خانه دزدی کرده، صورت‌حساب‌های جعلی نوشته، بهترین بخش غذا را برای خودش کنار گذاشته و تفاله‌ی غذا را برای بچه‌ها گذاشته است. او حتی چربی شیر را جدا می‌کرده و به‌خاطر همین، بچه‌ها رشد نکرده‌اند و همیشه ضعیف و بیمار مانده‌اند. پول هیزم را هم بالا کشیده و نتیجه‌اش این شده که همه از سرما می‌لرزیدند. پدر نوشته که این رفتارها، امید را از او گرفته و او را به‌سمت ناامیدی و سقوط کشانده است. فردریک بعد از خواندن نامه، در صحنه‌ای طولانی، مادر را با گذشته روبه‌رو می‌کند: از دروغ‌هایی که از کودکی به او یاد داده، از شبی که او را وادار کرده برای گرفتن پول از پدر دروغ بگوید، از تابستانی که والدین در پاریس خوش می‌گذرانده‌اند و بچه‌ها در شهرستان، در خانه‌ی کلفت، از ترس طلبکارها پنهان بوده‌اند. مادر همه‌چیز را انکار می‌کند و خودش را قربانی نشان می‌دهد، اما گردا هم کم‌کم تکه‌های پازل را کنار هم می‌گذارد و می‌فهمد که حتی ازدواجش هم بخشی از معامله‌ی مالی و عاطفی بین مادر و شوهرش بوده است؛ دامادی که درواقع عاشق مادر است و از او پول می‌گیرد. در پرده‌های پایانی، خانه به میدان نبردی تبدیل می‌شود که در آن، فرزندان بین احترام به «مادر مقدس» و پذیرش این واقعیت که او زندگی‌شان را تباه کرده، گیر افتاده‌اند. فردریک از عدالت، انتقام و یاد پدر حرف می‌زند و گردا از این‌که دیگر نمی‌تواند دروغ‌ها را نبیند. بخاری، که همیشه سرد بوده، حالا با کاغذهای پاره‌شده و چوب‌های دزدیده‌شده روشن می‌شود و آتش، به‌تدریج به نمادی از پاک‌کردن گذشته و درعین‌حال نابودی همه‌چیز بدل می‌شود. در پایان، وقتی گرما و نور آتش همه‌جا را می‌گیرد، خاطره‌ی تنها روزهای واقعاً شاد زندگی با پدر، مثل سفر تابستانی با کشتی بخار، در ذهن فرزندان زنده می‌شود و تصویر پدری که «واقعاً پلیکان بود و خودش را برای بچه‌هایش قربانی کرد» در برابر تصویر مادری قرار می‌گیرد که فقط ادعای پلیکان‌بودن داشته است.

چرا باید کتاب نمایشنامه پلیکان را بشنویم؟

نمایشنامه پلیکان در قالب کتاب صوتی، یک تجربه‌ی فشرده از مواجهه با خانواده‌ای است که ظاهر آبرومندش، سال‌ها خشونت پنهان، گرسنگی، تحقیر و دروغ را پوشانده است. شنیدن دیالوگ‌های تند و بی‌پرده‌ی فرزندان با مادر، این امکان را می‌دهد که از نزدیک با فرایند بیدارشدن آدم‌ها از خواب توجیه و عادت روبه‌رو شویم؛ لحظه‌ای که می‌فهمند «فداکاری»‌هایی که همیشه شنیده‌اند، درواقع نوعی سوءاستفاده بوده است. این کتاب صوتی، به‌خاطر تمرکز بر یک فضای بسته و تعداد محدود شخصیت‌ها، برای شنونده فرصتی فراهم کرده است تا روی جزئیات رفتاری و کلامی هر شخصیت مکث کند؛ از لرزیدن دائمی فردریک و سرفه‌هایش تا حساسیت گردا به نگاه دیگران و خودشیفتگی مادر. تضاد بین تصویر افسانه‌ای پلیکان که خودش را برای جوجه‌هایش می‌درد و مادری که جوجه‌هایش را برای آسایش خود قربانی کرده، شنونده را وادار می‌کند درباره‌ی معنای واقعی «فداکاری والدین» و مرز بین مراقبت و کنترل فکر کند. از طرف دیگر، نسخه‌ی صوتی با چند صدا و افکت‌های محیطی، حس یک اجرای زنده را منتقل کرده است. شنیدن صدای طوفان، بخاری خاموش، پیانو، همهمه‌ی مهمانان و بعد شعله‌های آتش، فضای خفقان‌آور خانه را ملموس‌تر می‌کند و کمک می‌کند شنونده بدون دیدن صحنه، در دل ماجرا قرار بگیرد. برای کسانی که به نمایشنامه علاقه‌مندند یا دوست دارند با آثار استریندبرگ از راه شنیدن آشنا شوند، این کتاب صوتی فرصتی است تا در زمانی نه‌چندان طولانی، با یکی از تندترین نقدهای او به نهاد خانواده روبه‌رو شوند. در لایه‌ای عمیق‌تر، آن کتاب به سؤالاتی درباره مسئولیت فردی، نقش والدین در شکل‌دادن به سرنوشت فرزندان، و امکان یا ناتوانی در رهایی از الگوهای مخرب خانوادگی می‌پردازد. شنونده در طول نمایش، بارها با این پرسش روبه‌رو می‌شود که تا کجا می‌توان گذشته را مقصر دانست و از کجا باید مسئولیت اکنون را پذیرفت؛ پرسشی که فراتر از زمان و مکان داستان، برای بسیاری از زندگی‌های امروز هم آشنا است.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی نمایشنامه پلیکان به کسانی پیشنهاد می‌شود که به نمایشنامه‌های جدی و دیالوگ‌محور علاقه‌مندند و دوست دارند فضای تئاتر را در قالب صوت تجربه کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی روابط خانوادگی، نقش والدین، خشونت عاطفی پنهان، وابستگی و سوءاستفاده در خانواده را دارند و می‌خواهند این موضوعات را در قالب یک داستان فشرده و پرتنش دنبال کنند. به دانشجویان و علاقه‌مندان تئاتر، ادبیات نمایشی و روان‌شناسی خانواده نیز پیشنهاد می‌شود که برای تحلیل شخصیت‌ها، گفت‌وگوها و الگوهای رفتاری، آن کتاب را بشنوند و از آن به‌عنوان نمونه‌ای از درام خانوادگی تیره و انتقادی استفاده کنند.

معرفی نویسنده
آگوست استریندبرگ

یوهان آگوست استریندبرگ در ۲۲ ژانویه سال ۱۸۴۹ در استکهلم به دنیا آمد. او دوران کودکی خاطره‌انگیز و جذابی را پشت سر نگذاشت. پدرش در کشتیرانی کار می‌کرد و مادرش خدمتکار بود. او در زندگینامه‌اش از عنوان «پسر یک پیشخدمت» برای خود استفاده کرد. استریندبرگ دوران کودکی خود را ناامن و ناآرام توصیف کرد. دنیایی که در دست فقر اسیر شده بود و بعد از فوت مادر، که خیلی زود اتفاق افتاد، احتمالاً سخت‌تر از پیش گذشت.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۵۰ دقیقه

حجم

۴۶٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۵۰ دقیقه

حجم

۴۶٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان