
دانلود و خرید کتاب صوتی کچل کفتر باز
معرفی کتاب صوتی کچل کفتر باز
کتاب صوتی کچل کفتر باز نوشتهی صمد بهرنگی با گویندگی صفا صهری داستانی بلند دربارهی فقر، نابرابری و هوشیاری بچهها در برابر بیعدالتی است که نشر صهری آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی در ظاهر قصهای عامیانه دربارهی پسری کچل، چند کفتر، یک بز سیاه و دختر پادشاه است اما در لایههای زیرین خود تصویری روشن از جامعهای نابرابر، فاصلهی طبقاتی و زورگویی ثروتمندان و حاکمان ارائه میدهد. در آغاز متن، نویسنده رو به بچهها از آیندهای حرف زده است که «بیشک در دست شماست» و از همان ابتدا شنونده را به پرسشکردن دربارهی ریشهی فقر، ظلم، جنگ، گرسنگی و نابرابری دعوت کرده است. بعد از این مقدمه، قصهی کچل و ننهی پیرش شروع میشود؛ آنها در آلونکی دودگرفته با یک بز و چند کفتر زندگی میکنند و درست روبهرویشان عمارت باشکوه پادشاه قرار دارد. این تضاد مکانی، فضای اصلی کتاب صوتی را میسازد و شنونده را وارد جهانی میکند که در آن، هر حرکت کوچک کچل میتواند نظم ظالمانهی شهر را بههم بزند. کتاب با گویندگی صفا صهری منتشر شده و لحن گفتاری، دیالوگهای زندهی عامیانه و توصیفهای جزئی از خانهها، کوچهها، کارگرها و ثروتمندان، شنونده را در دل ماجرا قرار میدهد. در این کتاب صوتی، قصهگویی با نوعی گفتوگوی مستقیم با بچهها همراه شده است؛ جایی که نویسنده از انتخاب کتابهای «بهدردبخور» حرف زده است و قصه را ابزاری برای شناخت اجتماع معرفی کرده است. کچل کفتر باز هم قصه است هم بهانهای برای فکرکردن به اینکه ثروت از کجا میآید، چه کسی کار میکند و چه کسی منفعت میبرد.
درباره کتاب کچل کفتر باز
کتاب کچل کفتر باز با مقدمهای صریح از صمد بهرنگی آغاز میشود که در آن، نویسنده مستقیماً با بچهها حرف زده است و آیندهی اجتماع را در دست آنها میبیند. در این مقدمه، فهرستی از خوشیها و ناخوشیهای اجتماعی مثل فقر، زور، زندان، بیکاری، گرسنگی و جنگ کنار هم آمده و با مثال دکتر و میکروب، شنونده به این سمت هدایت شده است که برای درمان دردهای اجتماع باید علتها را پیدا کند. نویسنده از بچهها میخواهد مدام سؤال بپرسند؛ از اینکه چرا همکلاسیشان به کارخانهی قالیبافی فرستاده شده تا اینکه جنگ و فقر از کجا میآید و آیا تمام میشود یا نه. در همین بخش، صمد بهرنگی دربارهی کتابخواندن هم حرف زده است و گفته است که «هر کتابی به یک بار خوندنش نمیارزه» و باید کتابهایی را انتخاب کرد که علت پدیدهها را توضیح بدهند و ناخوشیهای اجتماعی را نشان بدهند. در ادامهی همین نگاه است که کتاب کچل کفتر باز بهعنوان یک قصه، نقش ابزاری برای شناخت اجتماع را بهعهده میگیرد نه فقط سرگرمی. در بدنهی اصلی کتاب کچل کفتر باز، قصه در چند بخش پیدرپی پیش میرود و میتوان آن را به چند گره اصلی تقسیم کرد: زندگی سخت کچل و ننهاش در آلونک فقیرانه، عاشقشدن دختر پادشاه به کچل، دستور پادشاه برای کشتن کفترها و کتکزدن کچل، پیدا شدن دو کبوتر و برگهای جادویی، زندهشدن کفترها و بهدستآمدن کلاه نمدی نامرئیکننده، دستبردهای شبانهی کچل به خانهی ثروتمندان، درگیری با قشون پادشاه و گلولهبارانشدن سربازها بهوسیلهی بز و کفترها، و در نهایت، کشمکشهای دربار برای بهدامانداختن کچل. در طول این فرازونشیبها، نویسنده با زبان طنز و مثالهای روشن نشان داده است که ثروت حاجی علی پارچهباف و دیگر پولدارها از کار کارگرها بهدست آمده و کچل با استدلالی ساده برای خودش روشن میکند که چرا برداشتن مال آنها را «حلال» میداند. پایان کتاب کچل کفتر باز هم با این جمله تمام شده است که «قصه ما هنوز به سر نرسیده» و وعدهی دنبالهای را میدهد که در آن، کشمکش میان کچل و پادشاه و ثروتمندان میتواند ادامه پیدا کند؛ این پایان باز، شنونده را در موقعیتی قرار میدهد که خودش دربارهی سرنوشت این جدال اجتماعی فکر کند.
خلاصه کتاب کچل کفتر باز
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب کچل کفتر باز، قصه بعد از مقدمهی نویسنده با معرفی زندگی کچل و ننهی پیرش شروع میشود. آنها در آلونکی کوچک با دیوارهای کاهگلی، یک بز سیاه و ۱۰–۱۵ کفتر زندگی میکنند. کچل صبحها به صحرا میرود خار و علف میکند، برای بز میآورد و بقیه را روی پشتبام تلمبار میکند تا زمستان بفروشد. بعدازظهرها کفتر میپراند و سوت میزند و ننهاش پشت چرخ پشمریسی مینشیند. روبهروی این آلونک، عمارت باشکوه پادشاه قرار دارد؛ جایی که دختر پادشاه از ایوان و پنجره، کفترپرانی کچل را تماشا میکند و کمکم عاشق او میشود. کچل هم دلبستهی دختر است اما میداند پادشاه هرگز دخترش را به پسری فقیر با یک بز و چند کفتر نمیدهد. وقتی دختر پادشاه از عشق کچل مریض میشود و راز دلش را به پدرش میگوید، پادشاه خشمگین میشود و به وزیر دستور میدهد کفترهای کچل را سر ببرند و خود او را کتک بزنند. نوکرها به خانهی کچل میریزند، کفترها را میکشند، کچل را تا حد مرگ میزنند و حتی پای چرخ ننه را هم میشکنند. چند روز بعد، وقتی کچل زخمی زیر درخت توت نشسته، دو کبوتر روی شاخه مینشینند و دربارهی او حرف میزنند. از گفتوگوی آنها، کچل میفهمد که اگر چهار برگ جادویی زیر پای کبوترها را به بز بدهد و از شیر بز به سر و گردن کفترهای مرده بمالد، آنها زنده میشوند و کارهایی میکنند که هیچ کفتر دیگری نکرده است. همین اتفاق میافتد؛ کفترها زنده میشوند و کمی بعد، برای کچل کلاه نمدی عجیبی میآورند که هرکس آن را سرش بگذارد نامرئی میشود. کچل با این کلاه به خانهی حاجی علی پارچهباف و چند ثروتمند دیگر میرود، از استدلال خودش دربارهی اینکه ثروت آنها حاصل کار کارگرهاست به این نتیجه میرسد که مالشان «مال خودشان نیست» و بخشی از پول و طلا را برمیدارد و شبانه دم در خانهی فقیرها میگذارد. این دستبردها، حاجی علی و دیگر پولدارها را به قصر پادشاه میکشاند. از طرف دیگر، پادشاه که هنوز از عشق دخترش به کچل عصبانی است، قشون را برای محاصرهی خانهی کچل میفرستد. بز با خوردن خار و پسانداختن گلولههای سخت، مهمات لازم را فراهم میکند و کفترها این گلولهها را با منقار میگیرند و از آسمان روی سر قشون میریزند. رئیس قشون با یک گلولهی بز کشته میشود و سربازها عقبنشینی میکنند. در ادامهی کتاب کچل کفتر باز، کچل با کمک کلاه نمدی چندبار به اتاق دختر پادشاه میرود، با او حرف میزند و نقشهی فرار و زندگی مشترک را میچیند. پسر وزیر که عاشق دختر است، سعی میکند کچل را به دام بیندازد اما خودش قربانی خشم پادشاه میشود. هر بار که دربار میخواهد کچل را محاصره کند، بز و کفترها با گلولهها و پروازهای هماهنگ، قشون و قراولها را بههم میریزند. در نهایت، کچل و دختر پادشاه به خانهی کچل میآیند، ننه و دختر کنار هم پشمریسی میکنند، بز زیر درخت توت میچرد و کچل هنوز خارکنی و کفترپرانی میکند و گاهی هم به ثروت پولدارها دستبرد میزند و مال را میان فقیرها پخش میکند؛ درحالیکه پادشاه و وزیر همچنان در فکر نقشهای تازه برای او هستند و قصه با تأکید نویسنده بر اینکه «قصه ما هنوز به سر نرسیده» تمام میشود.
چرا باید کتاب کچل کفتر باز را بشنویم؟
کتاب صوتی کچل کفتر باز از همان سطرهای اول، شنونده را با این ایده روبهرو میکند که قصه فقط برای سرگرمی نیست و میتواند راهی برای شناخت اجتماع باشد. در مقدمه، صمد بهرنگی از بچهها میخواهد دربارهی علت فقر، جنگ، کار کودکان و نابرابری سؤال بپرسند و بعد در خود قصه، نمونههای عینی همین پرسشها را نشان داده است؛ از همکلاسیای که به کارخانهی قالیبافی فرستاده شده تا کارگرهایی که در کارخانههای حاجی علی کار میکنند و سهم اصلیشان از ثروت، فقط «یککم» است. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای دیدن اینکه یک قصهی ظاهراً سادهی عامیانه چطور میتواند به زبان طنز و تصویر، ساختار ناعادلانهی جامعه را نشان بدهد. در کتاب کچل کفتر باز، شخصیت اصلی نه قهرمانی قدرتمند که پسری فقیر، کچل و بهظاهر بیدستوپا است که تنها سرمایهاش یک بز، چند کفتر و ننهی پیرش است. همین شخصیت با فکرکردن، سؤالپرسیدن و استفاده از چیزهایی که در اختیار دارد، در برابر پادشاه، وزیر و ثروتمندان میایستد. شنونده در طول قصه میبیند که چطور یک کلاه نمدی، چند برگ درخت توت، یک بز و چند کفتر میتوانند به ابزار مقاومت تبدیل شوند. این نگاه، نوعی اعتمادبهنفس اجتماعی را تقویت میکند؛ اینکه حتی در شرایط سخت هم میتوان راهی برای تغییر پیدا کرد. از سوی دیگر، کتاب صوتی کچل کفتر باز با زبان گفتاری، دیالوگهای پرکشمکش و صحنههای تصویری مثل گلولهبارانشدن قشون بهوسیلهی کفترها، برای شنیدن بسیار مناسب است. تضاد میان آلونک دودگرفتهی کچل و عمارت درخشان پادشاه، سفرهای شبانهی کچل به خانهی ثروتمندان، گفتوگوی کبوترها روی درخت توت و جلسههای دربار برای نقشهکشیدن علیه یک پسر فقیر، همگی در قالب صحنههایی شنیدنی و بهیادماندنی درآمدهاند. این کتاب صوتی هم برای همراهی در مسیر و کارهای روزمره مناسب است هم برای شنیدن جمعی در خانه یا کلاس، چون امکان گفتوگو دربارهی عدالت، کار، ثروت و مسئولیت نسل بعد را فراهم میکند. در نهایت، پایان باز کتاب کچل کفتر باز شنونده را در موقعیت مشارکت قرار میدهد؛ قصه بهجای اینکه همهچیز را ببندد، میگوید «روزی البته دنباله این قصه رو خواهیم گرفت» و این جمله، دعوتی است به اینکه هرکس در ذهن خودش ادامهی ماجرا را بسازد و دربارهی سرنوشت کچل، پادشاه و مردم فکر کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی کچل کفتر باز به بچهها و نوجوانانی پیشنهاد میشود که دغدغهی فهمیدن عدالت، فقر و نابرابری را دارند و دوست دارند این موضوعها را در قالب قصه دنبال کنند. این کتاب صوتی به معلمها و مربیانی پیشنهاد میشود که میخواهند دربارهی کار کودک، ثروت، قدرت و مسئولیت اجتماعی با شاگردانشان گفتوگو کنند. همچنین به علاقهمندان به قصههای عامیانهی ایرانی، دوستداران آثار صمد بهرنگی و شنوندگانی پیشنهاد میشود که بهدنبال داستانی پراتفاق، طنزآمیز و درعینحال اجتماعی هستند. به خانوادههایی هم پیشنهاد میشود که میخواهند در جمع خانوادگی، قصهای بشنوند که هم سرگرمکننده باشد هم زمینهای برای صحبت دربارهی «از کجا آوردن» ثروت و نقش آدمهای معمولی در تغییر اجتماع فراهم کند.
زمان
۴۷ دقیقه
حجم
۳۲٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۷ دقیقه
حجم
۳۲٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد