
کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم
قیمت:
۲۸,۸۰۰
تومان
اشتراک بینهایت چیست؟
معرفی کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم
کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم نوشته پائولو کوئلیو، داستانی عاشقانه و سرشار از تأملهای معنوی است. این اثر با گویندگی بتول نجفی و ترجمه محمدحسین نعیمی پور توسط نشر ماه آوا منتشر شده است. این کتاب صوتی روایت رابطهای است که از دل خاطرات کودکی آغاز میشود و در بزرگسالی به رویارویی با عشق، ایمان، ترس و انتخابهای سرنوشتساز میرسد. راوی، زنی به نام پیلار است که در آستانهی سیسالگی، میان زندگی امن خود و عشقی که پس از سالها دوباره به سراغش آمده، معلق مانده است. مردی که زمانی همبازی دوران کودکی او بوده اکنون مبلغی مذهبی و سخنرانی شناختهشده است که از معجزه، ایمان و لحظههای جادویی زندگی حرف میزند و بازگشت او، همهی نظم درونی پیلار را به هم میریزد. این کتاب صوتی در مرز میان داستان عاشقانه و تأملات معنوی حرکت کرده است و شنونده را از سالنهای سخنرانی و خیابانهای مادرید تا شهرهای کوچک اسپانیا و روستاهای کوهستانی پیرنه و سپس بهسوی مرز فرانسه و شهرکهای مهآلود میبرد. در این مسیر، گفتوگو دربارهی عشق، رنج، معجزه، الههی مادر، مریم مقدس و کودک درون بهتدریج لایههای شخصیتها را آشکار میکند.
درباره کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم اثر پائولو کوئلیو
کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم داستانی است که پائولو کوئلیو آن را بر محور سفر درونی یک زن و بازگشت ناگهانی عشق قدیمیاش بنا کرده است. روایت با یک افسانهی کوتاه دربارهی سه کشیش بومی و مبلغی مذهبی آغاز میشود، افسانهای که نشان میدهد خدا فراتر از آیینها و کلمات رسمی است و معجزه میتواند در سادهترین دلها رخ دهد. این افسانه بهعنوان پیشدرآمد، فضای فکری کتاب را میسازد: جهانی پر از نشانه، معجزه و لحظههای سحرانگیز که انسان اغلب از کنار آنها بیتوجه عبور میکند، سپس صدای پیلار شنیده میشود که در ساحل رودخانهی پیدرا، در سرمای زمستان، داستان خود را مینویسد تا غم جدایی، ترسها و خاطراتش را به آب بسپارد و سنگ کند.
او از کودکی در شهر کوچکی به نام ثریا، از دوستی و دلبستگی خاموشش به پسربچهای رؤیابین، از رفتن او برای شناخت دنیا و از سالهای بیخبری میگوید تا روزی که نامهها و کارتپستالها از شهرها و کشورها میرسند و بعد خبر میرسد که آن پسر حالا در آستانهی ورود به دیر و تحصیل الهیات است. در ادامهی این کتاب صوتی، شنونده وارد روزهای دیدار دوبارهی پیلار و این مرد میشود، از سفر او به مادرید برای شرکت در یک سخنرانی مذهبی تا شگفتیاش از دیدن جمعیت، گفتوگوهای کوتاه با زنانی که دربارهی بازگرداندن مذهب حرف میزنند و مواجههی او با مردی که دیگر آن پسرک سادهی شهر کوچک نیست.
ساختار کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم اثر پائولو کوئلیو بر پایهی فصلهای متعدد و تاریخدار شکل گرفته است؛ هر فصل با ذکر روز و ماه (مثل شنبه ۴ دسامبر ۱۹۹۳، یکشنبه ۵ دسامبر و دوشنبه ۶ دسامبر) پیش میرود و شنونده را در یک بازهی زمانی محدود اما فشرده همراه میکند. در این فصلها، عنوانها بیشتر در خود متن و تاریخها نهفتهاند و مسیر از مادرید و بیلبائو تا دهکدههای ناوار، کلیسای کوچک سن مارتن دوانکس، شهرک فرانسوی سنساون و درنهایت ساحل رودخانهی پیدرا امتداد مییابد.
در طول این مسیر، موضوعاتی مانند لحظههای جادویی زندگی، دیگری در خود، الههی مادر، مریم باکره، معجزات لورد، ترس از ریسککردن و نسبت عشق و رنج، در قالب گفتوگوهای پیلار با مرد، با زن جوانی به نام بریدا و با خودِ درونیاش باز میشود و شنونده را با فرازونشیبهای احساسی این سفر آشنا میکند.
خلاصه داستان صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم با افسانهی سه کشیش بومی و مبلغی که میخواهد دعای درست را به آنها یاد بدهد آغاز میشود، افسانهای که در پایان نشان میدهد آن کشیشان، با همان دعای سادهی خود، بر آب راه میروند و مبلغ است که باید از غرور خود توبه کند. این افسانه زمینهی فکری داستان را شکل میدهد: پیوند خدا با عشق و قلب انسان، فراتر از شکل ظاهری آیینها. پس از آن، پیلار کنار رودخانهی پیدرا مینشیند و خاطرات، اشکها و رنجهایش را مینویسد، رودخانهای که در ذهن او نماد رهاکردن گذشته و سپردن دردها به جریان زندگی است.
پیلار از کودکی و پسربچهای میگوید که همبازی او بوده و سالها بعد، پس از ترک شهر، به الهیات و زندگی مذهبی روی آورده است. سالها بعد، پیلار برای شنیدن سخنرانی او به مادرید میرود و پس از دیداری کوتاه، با او همراه میشود. سفر آنها به بیلبائو و سپس روستاهای ناوار و مرز فرانسه میرسد و در جریان آن، خاطرات کودکی، عشق قدیمی و پرسشهای پیلار دربارهی ایمان و هویت مذهبی مرد دوباره زنده میشوند.
مرد از لحظههای جادویی، معجزهی زندگی، ریسککردن و عشق سخن میگوید و در ادامه، مفاهیمی مانند الههی مادر، مریم باکره، آب، کودک درون و تجربهی معنوی را با پیلار در میان میگذارد. پیلار نیز میان میل به ماندن در کنار او و ترس ازدستدادن زندگی امن و برنامهریزیشدهاش در نوسان است. داستان درنهایت، سفر بیرونی این دو را با سفر درونی پیلار پیوند میدهد و عشق، ترس، ایمان و رهاکردن رنجهای گذشته را در کنار هم قرار میدهد.
چرا باید کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم را بشنویم؟
کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم شنونده را در دل یک داستان عاشقانه قرار میدهد که همزمان میدان گفتوگو دربارهی ایمان، ترس، رنج و معنای زندگی است. این کتاب صوتی نهتنها روایت دلدادگی پیلار و مردی است که سالها بعد به زندگی او بازگشته، بلکه سفری است به درون ذهن و قلب زنی که میان امنیت یک زندگی قابلپیشبینی و جذبهی عشقی پرخطر گرفتار شده است.
شنونده در طول کتاب با پرسشهایی روبهرو میشود که پیلار مدام از خود میپرسد: چرا برای عشقی رنج برده که به زحمتش نمیارزید؟ چرا از ریسککردن میترسد؟ و اگر به ندای قلب گوش ندهد، چه چیزی را در زندگی از دست میدهد؟ این کتاب صوتی بهویژه برای کسانی جذاب است که به پیوند میان عشق و معنویت علاقهمندند. عشق در این اثر فقط احساس شخصی نیست، راهی برای تجربهی پاکی روح و نزدیکشدن به خدا معرفی شده است.
ازسویدیگر، ساختار تاریخدار و سفرمحور کتاب، حس همراهی با یک سفر واقعی را ایجاد کرده است. هر روز، تصمیمی تازه، مکالمهای جدید و موقعیتی متفاوت پیش میآید که شنونده را با فرازونشیبهای احساسی پیلار همراه میکند. گویندگی بتول نجفی نیز با تأکید بر لحن درونی و اعترافگونهی راوی، این تجربه را تقویت کرده است.
شنیدن کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای عاشقانهی تأملبرانگیز علاقهمندند، در زندگی عاطفی خود میان امنیت و ریسککردن مردد هستند و با ترس از صدمهدیدن دستوپنجه نرم میکنند. این اثر همچنین به افرادی که به موضوعاتی مانند ایمان شخصی، معنویت، مریم مقدس، الههی مادر و معجزههای روزمره علاقه دارند و به روانشناسی عشق، مفهوم کودک درون و رابطهی عشق و رنج توجه دارند، توصیه میشود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب صوتی کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب صوتی | کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم |
|---|---|
| موضوع | داستان و رمان، رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | پائولو کوئلیو |
| مترجم | محمدحسین نعیمیپور |
| گوینده | بتول نجفی |
| انتشارات | انتشارات ماه آوا |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۰/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب صوتی | MP3 |
| حجم فایل کتاب صوتی | ۳۸۶.۳۸ مگابایت |
| مدتزمان | ۶ ساعت و ۴۳ دقیقه |
| قیمت کتاب صوتی | ۲۸۸۰۰ تومان |
| زبان کتاب | فارسی |
| برچسب | ادبیات برزیل |
نظر شما دربارهٔ این کتاب صوتی
نظرات کاربران
کتابهای پائیلو کوئیلو خیلی خوب هستند . خواندن این کتاب را در ادامه ی کتابهای ورونیکا ...و شیطان و دوشیزه پریم پیشنهاد می دهم . گویندگی هم عالی بود .