
دانلود و خرید کتاب صوتی تله های زیر برف
معرفی کتاب صوتی تله های زیر برف
کتاب تلههای زیر برف نوشتهی امیر عربلو، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که با نگاهی تیزبین و انسانی به زندگی، جنگ، خاطره و تنهایی میپردازد. این اثر با گویندگی بهمن وخشور و توسط نشر آوای چیروک منتشر شده است. داستانهای این کتاب صوتی، هرکدام روایتی مستقل دارند اما درونمایههایی مشترک مانند فقدان، امید، خشونت و جستوجوی معنا را در بستر موقعیتهای گوناگون به تصویر میکشند. شنونده در این مجموعه با شخصیتهایی روبهرو میشود که در دل بحرانها و موقعیتهای دشوار، با انتخابها و احساسات پیچیدهای مواجهاند. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب تله های زیر برف
کتاب تلههای زیر برف مجموعهای از داستانهای کوتاه به قلم امیر عربلو است که هرکدام با روایتی مستقل، به تجربههای انسانی در شرایط بحرانی و روزمره میپردازند. این کتاب صوتی با بهرهگیری از زبان ساده و توصیفهای ملموس، شنونده را به دل موقعیتهایی میبرد که در آنها مرز میان زندگی و مرگ، امید و ناامیدی، و خشونت و شفقت باریک و شکننده است. داستانها اغلب در بستر جنگ، مهاجرت، فقر یا تنهایی روایت میشوند و شخصیتها با چالشهایی روبهرو هستند که آنها را به بازنگری در ارزشها و باورهایشان وامیدارد. امیر عربلو در این مجموعه، با نگاهی واقعگرایانه و گاه تلخ، به سراغ لحظات حساس و تعیینکنندهای میرود که سرنوشت شخصیتها را رقم میزند. روایتها از فضای روستا تا شهر، از میدانهای جنگ تا سلول زندان و از خانههای خاطرهانگیز تا کافههای ناشناس گسترده شدهاند و هرکدام تصویری از بخشی از جامعه و انسان معاصر ارائه میدهند.
خلاصه داستان تله های زیر برف
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب تلههای زیر برف، داستانها با محوریت شخصیتهایی روایت میشوند که در موقعیتهای بحرانی یا لحظات سرنوشتساز قرار گرفتهاند. یکی از داستانها، سرگذشت مردی را دنبال میکند که پس از سالها، در جستوجوی دختری است که زمانی جانش را نجات داده بود و حالا در جزیرهای دوردست به دنبال او میگردد. روایت با بازگشت به خاطرات جنگ، از دستدادنها و تلاش برای بقا، و همچنین مواجهه با خشونت و بیرحمی انسانها پیش میرود. در داستانی دیگر، پیرمردی در روستایی دورافتاده با تلههایی که برای شکار حیوانات کار گذاشته، ناخواسته با واقعیتهای تلخ جنگ و مرگ عزیزانش روبهرو میشود. داستانهایی از زندگی در زندان، مواجهه با بیعدالتی، و تلاش برای حفظ کرامت انسانی نیز در این مجموعه جای دارند. هر داستان با جزئیات دقیق و فضاسازی قوی، شنونده را به دل موقعیتهایی میبرد که در آنها انتخابهای کوچک و بزرگ، پیامدهایی عمیق و گاه تراژیک دارند. مجموعه با پرداختن به موضوعاتی چون فقدان، انتقام، بخشش و امید، تصویری چندوجهی از انسان در شرایط دشوار ارائه میدهد.
چرا باید کتاب تله های زیر برف را بشنویم؟
کتاب صوتی تلههای زیر برف با روایت داستانهایی کوتاه و متنوع، فرصتی برای تجربهی زندگی شخصیتهایی فراهم میکند که در دل بحرانها و موقعیتهای دشوار، با انتخابهایی پیچیده روبهرو هستند. این مجموعه با پرداختن به موضوعاتی چون جنگ، مهاجرت، تنهایی و فقدان، شنونده را به تأمل دربارهی معنای زندگی، مرگ و امید دعوت میکند. روایتهای کتاب، با فضاسازی قوی و شخصیتپردازی دقیق، امکان همذاتپنداری با آدمهایی را فراهم میکند که هرکدام بخشی از واقعیتهای تلخ و شیرین جامعه را بازتاب میدهند. شنیدن این کتاب صوتی میتواند دریچهای به سوی درک عمیقتر از تجربههای انسانی و مواجهه با موقعیتهایی باشد که شاید در زندگی روزمره کمتر به آنها فکر میشود.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به علاقهمندان داستانهای کوتاه، کسانی که دغدغهی مسائل انسانی، اجتماعی و اخلاقی دارند، و افرادی که به روایتهایی دربارهی جنگ، مهاجرت، تنهایی و روابط انسانی علاقهمندند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دوست دارند با تجربههای متفاوت و گاه تلخ زندگی روبهرو شوند و به دنبال داستانهایی با لحن واقعگرایانه و تأملبرانگیز هستند، این کتاب توصیه میشود.
بخشی از کتاب تله های زیر برف
«صبح آفتاب نزده بود که پیرمرد با صدای جیغ حیوانی از خواب پرید. حتماً یکی از روباههایی بود که هفتهای یکی دو بار در تلههای باغ گیر میافتاد. پیرمرد سر جایش نشست و پیپ خود را که همیشه کنار رختخوابش میگذاشت روشن کرد. با اولین بازدم، چند سرفهٔ خلطدار کرد. به این فکر کرد که تعداد روباههایی که از گرسنگی برای دزدیدن مرغها به روستاها میآیند، این اواخر زیاد شده است. همچنین یک هفتهای میشد که دیگر صدای جنگندههایی که تپشهای قلب او را برای نگرانی دخترش تندتر میکردند، نمیآمد. امیدوار بود که جنگ زودتر تمام شود و همهچیز به حالت عادی برگردد. در حالت عادی، دیگر روباهها به حیوانات مردم که در محوطهٔ حیاطشان بودند حمله نمیکردند و آن وقت دخترش هم به خانه برمیگشت. این سومین سالی بود که دخترش برای همیاری ـ این اسمی بود که دیگران روی آن گذاشته بودند ـ در بیمارستان به ورشو رفته بود و لحظهای نبود که او از فکر کردن به دخترش دست بردارد. آن موقع دختر به او اصرار کرده بود که برود و پیرمرد به این شرط قبول کرده بود که خیلی زود برگردد. آتش بخاری هنوز جان داشت و کلبه آنقدر سرد نشده بود که او مجبور شود به انبار برود و هیزم بیاورد. بعد از دقایقی پیپ کشیدن، محوطهٔ بیرون آرام شد و دیگر سروصدای حیوانات گیرافتاده در تلههایی که بین درختان بلند کار گذاشته بود، نیامد. تنها برخی اوقات صدای سگها از دوردستها و روی تپهها به گوش میرسید. پیرمرد پیپش را کنار گذاشت و سعی کرد دوباره بخوابد.»
زمان
۲ ساعت و ۴۴ دقیقه
حجم
۲۲۵٫۴ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۲ ساعت و ۴۴ دقیقه
حجم
۲۲۵٫۴ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد