معرفی کتاب زندگی خوابها: جلد ۲ از مجموعه نگاه ناب؛ تفسیر «هشت کتاب» سهراب سپهری
محمد ابراهیم ضرابیها( -۱۳۳۷) پژوهشگر ادبی است.
«نگاه ناب» مجموعه هشت کتاب در تفسیر عرفانی و نمادین «هشت کتاب» سهراب سپهری است.
دومین جلد از این مجموعه، «زندگی خوابها» نام دارد. در بخشی از کتاب که در تفسیر سروده «لولوی شیشهها» است، میخوانیم:
«"لولو" شکل مهیب ذهنی است، هیکل موهومی که بچهها را از آن میترسانند. لولوی شیشهها چهرۀ انسان موهومی که در شیشه، عکسش نمایان است و این واقعیتِ کودکی شاعر است. گاهگاهی که کودک بیتابی میکرد، مادر او را در بغل میگرفت و جلوی شیشۀ پنجرۀ اتاق قرار میداد و به کودک اینطور عنوان میکرده که اگر ادامه دهی به لولوی شیشه میگویم بیاید و تو را بگیرد. در شیشه، عکس هیچ کس نبود جز خود کودک. خواهر شاعر دربارۀ ترس و هراس سهراب میگوید:
"سهراب در پشهبندی بزرگ و چهار نفره که به ما بچهها اختصاص داشت، میخوابید. گاه و بیگاه در دل شب با فریاد و هراس از خواب میپرید و از صورت وحشتناکی که بالای سقف پشهبند دیده بود سخن میگفت. شبها از قسمتهای تاریک خانه میترسید و غالباً برای رفتن به این نقاط باید کسی او را همراهی میکرد. این ترس تا حدود پانزده سالگی که با ما در کاشان بود ادامه داشت. "
بنابراین ترس از اشکال وحشتناک خیالی و یا لولوی شیشهها موردی بود که از کودکی همراه شاعر حضور داشته است و نقش اساسی را در مضمون این شعر - انسان مهآلود - داراست. این هویت وهمآلود، هم میتواند کودکی شاعر باشد و هم میتواند همزاد او تلقی شود، و چه بهتر که این دو را در یک شخصیت توأمان جمع کنیم. هویت کودکی شاعر که به عنوان انسانی پاک، معصوم و صادق همیشه در تمام دوران زندگی با او بوده است و شاعر تا انتهای هشت کتاب، حضور او را به عناوین مختلف یادآور میشود...»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب زندگی خوابها: جلد ۲ از مجموعه نگاه ناب؛ تفسیر «هشت کتاب» سهراب سپهری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
زندگی خوابها: جلد ۲ از مجموعه نگاه ناب؛ تفسیر «هشت کتاب» سهراب سپهری
خواب که تمام شود، مرگ حضور پیدا میکند. به تعبیری دیگر، مرگ که در رسد، خواب تمام میشود و فصل بیداری و شکوفایی فرا میرسد. همانگونه که پیامبر بزرگ اسلام (ص) فرمودند: اَلنّاسُ نیامُ فَاذا ماتُوا اِنتَبهوُا. مردم در زندگی معمولیشان در خواب هستند، پس هنگامی که بمیرند بیدار میشوند. و سهراب این در خواب بودن را زندگی خویش تلقی کرده است، چرا که در این نوع زندگی، او سرشار از فراموشی و اوهامِ رؤیاهاست.
مادربزرگ💝
۵
از رمز خوابم میگذشتم
سایۀ تاریک یک نیلوفر
روی همۀ این ویرانه فرو افتاده بود
کدامین باد بیپروا دانۀ این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟
از مرز خواب گذشتن یعنی به خواب فرو رفتن. پس به خواب عمیقی فرو رفته بودم که سایۀ تاریک یک نیلوفر روی همۀ این ویرانهفرو افتاده بود. چرا سایۀتاریک؟ چون نیلوفر گلی است که هستی از آن نشأت میگیرد و همۀامکانات بیپایان از آن میشکفد. بنابراین مظهر همۀ روشنگریها، آفرینش و تجدید حیات و شکفتن و کمال و زیبایی میباشد و قاعدتاً در نقطۀ تاریک زمان قرار دارد. یعنی ریشه و ساقۀآن مربوط به قبل از زمان است. هنگامی که تاریخ، تاریک بوده است. از طرف دیگر سایۀ این نیلوفر روی همۀ ویرانهای افتاده است که این ویرانه پیکر خود شاعر میباشد. پیکری که در حال خواب خود را رها کرده است.
کاربر ۲۹۷۵۹۳۸
۱
شناخت زبان شعر سهراب بسیار اهمیت دارد. اگر بخواهیم اشعار سهراب را معنای تحتاللفظی کنیم، فهم شعر او ناممکن میشود. برای راهیابی به شعر او باید از طریق معنا، تأویل و تحلیل سود جست.
کاربر ۲۹۷۵۹۳۸
۱
همهی معلمان و مدیر مدرسه که فردی متدیّن بود از سهراب راضی بودند اما همین که به خانه میآمد، پردههای خجالت دریده میشد و شیطنت و بازیگوشی او تمام فضای خانه را پر میکرد. او خود در کتاب آبی میگوید:
«در مدرسه سربهزیر بودم، در خانه سرکش. در مدرسه میترسیدم، در خانه میترساندم»
کاربر ۲۹۷۵۹۳۸
۱
پیامبر بزرگ اسلام (ص) در این باره میفرمایند: مَثَلُ المؤمنِ کَمَثَلِ المِزمار لایَحسُنُ صَوُتُهِ اِلا بِخلاءِ بَطنِهُ. مثل فرد مؤمن مانند "نی" است. صدایش نیکو نمیشود مگر اینکه درونش خالی باشد.
حضرت مولانا نیز در مثنوی خویش درباره " تهی " آورده است:
گفت یا رب برگ دادی رفت برگ
یا بده برگی و یا بفرست مرگ
چون تهی شد یاد حق آغاز کرد
یارب یارب اَجِرنی ساز کرد
چون پیامبر گفت مومن مُزهِر است
در زمان خالیای نالهگر است
چون شود پر مطربش بنهد ز دست
پر مشو کاسیب دست او خوش است
کاربر ۲۹۷۵۹۳۸
۰
بالاخره آنچه که حتی تصوّرش لرزه بر جانم میافکند، اتفاق افتاد. ساعت شش بعدازظهرِ روز اول اردیبهشت ماهِ سال ۱۳۵۹ روحش از تنگنای قفس رهایی یافت و به ابدیت پیوست. به سوی وسعت بیواژهای که همواره او را میخواند و ما در این وادی بیآرام تنها ماندیم.
کاربر ۲۹۷۵۹۳۸
۰
«به سراغ من اگر میآیید.
نرم و آهسته بیایید، مبادا که تَرَک بردارد،
چینیِ نازک تنهایی من.»
کاربر ۲۹۷۵۹۳۸
۰
شاعر کسی است که به خوشیهای ظاهری و روزمره دلخوش نیست و درصدد رواج محبت، صداقت و صمیمیت بیسود است. در دنیایی که سودانگیزههای روابط ملاک ارزشگذاری بین انسانهاست، درد شاعر درد جسمی و یا روزمره نیست، بلکه دردِ از دست رفتن انسانیت در بین جوامع انسانی است. درد پایمال شدن حقوق آدمیان به دست یکدیگر؛ درد درست ندیدن چشمها؛ غرابت قلبها و زمینگیر شدن دلهاست.
کاربر ۲۹۷۵۹۳۸
۰
تصاویر شعری یک شاعر نمودار شخصیت و هویت حیات فکری و فلسفی و دقت و خیال و رقت احساس اوست.
کاربر ۲۹۷۵۹۳۸
۰
«لامارتین» شاعر فرانسوی میگوید: اولین بیت یک شعر الهامی است از جانب خدا. من معتقدم که تمام ابیات و پیکرهی یک شعر ناب، الهمی است از جانب او. ذهن خلاّق شاعر به کار میافتد، روحش صعود میکند؛ اما واژهها را او در درون جاری میکند. شاعر امانتداری بین او و مخاطب است و رسالتش ابلاغ کلام ناب و زیباست، چرا که در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.
نظر شما دربارهٔ این کتاب