با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما

دانلود و خرید کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما

۵٫۰ از ۱۶ نظر
۵٫۰ از ۱۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما  نوشته  مجید محققی فاروج  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما

کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما نوشته مجید محققی فاروج است. این کتاب روایتی از احساسات و عواطف نویسنده است برای تمام کسانی که عشق و معنای آن را تجربه درک کرده باشند. برای آنان که به هرچیز نگاه می‌کنند، زیبا جلوه می‌دهد و به هرکجا پا می‌گذارند محفل عشاق می‌شود، همانانی که دستانشان بوی عشق می‌دهد، از واژه واژه کلامشان گل می‌روید و دمادم میهمان لحظه‌های ناب هستند. زیزا عشق را درک کرده‌اند.

خواندن کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما را به چه کسانی یپشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به دل‌نوشته پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب خودکشی آلبالوها؛ دلنوشته‌هایی برای مه‌سیما

نازنینم، پس از تو هر نمِ بارانی، گریبانِ آرامشِ دروغینم را می‌دَرد. جنونِ خفته وجودم را به طغیان می‌کشاند. عِطر هر بارانی مرا آوارهٔ کوچه‌ها می‌کند. کاش بدانی بعد از تو، رحمتِ باران، زحمتِ تاوان است. تاوانی دو صد چندان از دلتنگی به دوشِ روحِ عاشقم. زیر باران، خاطراتت هر نم‌نمی را به طوفان می‌کشاند. همآن‌جا که هم من ابری و بارانی‌ام، هم آسمان. آن‌جا که رگبار و طوفان، ناخواسته با چَشم و قلبِ من هم‌زاد پنداری می‌کنند. دستِ آخر هم ابر کوچک و بارورِ نگاهم، دست به دستِ ابر آسمان می‌دهد و سیلاب هم‌چو رودی که عطشِ رسیدن به دریا را دارد؛ بر صورتم جاری می‌شود. آن‌جا که صبورانه تنهایی را مدارا می‌کنم. همآن‌جا که سنگِ صبر را با آبِ دیده سنباده می‌زنم. آن‌جا که یادت از یادم نمی‌رود و تقاصِ همه‌چیز را با احوالی خراب به دنیا پس می‌دهم. آن‌جا که هوا، تنها هوایِ ملاقات با یادِ توست، زمانهٔ روا شدنِ ریاضت‌ها بر جانم. آن‌جا که مردم شهر، لذّتِ هوایِ مطبوع را می‌برند و من تنگ‌تر از همیشه نفس می‌کشم. همآن‌جا که پاهایم پرسه‌گردی را به راهِ خانه ترجیح می‌دهند. آن‌جا که من عاشقِ هرچه تنهاتر شدن با تو هستم. همان برهه که نزدیک‌ترین چیز به من همان دوریِ توست. وقتی که باران سمفونیِ عشق و دلتنگی را بر شیروانیِ خانه‌ها به اجرا در می‌آورد، من گرچه خیسم، امّا بلند بلند تَرک بر می‌دارم. ترک‌هایی به عمق و بلندایِ دوریِ از خودت. جانِ دیگرم، بدان بایستهٔ عاشقی همانا، باران است و باریدن، پرسه هست و تمنّا، از پیِ آن درد است و دلتنگی و تحمّل. در پایانِ هر بارش، آن زمان که قارچ‌های سمّی سر از خاک بیرون می‌آورند؛ آن هنگام که سمفونیِ رعد و رگبار تمام می‌شود؛ چشمانم را می‌بندم تا یادت هم بی رو در بایستی از پیشم برود و باز هم من می‌مانم و غم‌ات. امّا اشکالی ندارد. عاشق که ترسو نیست. این‌گونه است که دنیا، تحسین کردن را از کردار عاشقی‌ام آموخت. با این حال باران را دوست دارم

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۲)
کاربر ۲۴۶۵۵۲۳
۱۳۹۹/۰۸/۲۳

کتابی متفاوت از منظر عاشقانه که با روایت های زیبا حکایت از عشق میزند ، تابحال همچین تجربه ای را نخوانده اید ، توصیه میکنم حداقل یکبار ان را بخوانید و تجربه کنید

کاربر ۲۶۱۷۸۸۷
۱۳۹۹/۰۹/۲۲

خیلی لطف احساسات را بیان کرده و چقدر خوب بود در زندگی روزمره که همه گرفتار و مشکلات دارن بتونن بیان کنن و چقدر زندگی شیرین میشود

کاربرMoha
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

نویسنده با سبکی روان و پر از احساس خاص خود خواننده را با خود به دنیایی خارج از مرزهای روزمرگی هایمان می برد. بسیار جذاب و خواندنی

کاربر ۲۳۱۰۷۲۷
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

احساسات بسیار زیبا تصویر شدن. لذت می‌برید از خواندن

09123706011
۱۳۹۹/۰۷/۱۲

خیلی کتاب تاثیر گزاری بود در کل عالی بود

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۷/۰۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۵۶۸۸۶-۰
تعداد صفحات۱۱۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۷/۰۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۵۶۸۸۶-۰