دانلود و خرید کتاب آه یاسین حجازی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کتاب آهsubscriptionAvailable

کتاب کتاب آه

بازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهما‌السلام

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۲۲۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
یاسین حجازی
انتشارات: 
جام طهور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کتاب آه

کتاب آه بازخوانی مقتل امام حسین (ع) به روایت یاسین حجازی است. این کتاب در راستای بازگفت محتواهای دینی که یکی از پروژه‌های موسسه فرهنگی طهور است، منتشر شده است.

 درباره کتاب آه

این کتاب بازخواندهٔ ترجمهٔ فارسی نَفَسُ‌المَهموم است که شیخ عبّاس قمی تألیف و میرزا ابوالحسن شعرانی تحتِ کتابی به اسمِ دَمعُالسُّجوم ترجمه‌اش کرده است. کتاب شاملِ وقایعِ پس از بیعتِ مردم با یزید ابن معاویه تا بازگشتنِ خاندانِ حضرتِ حسین ابن علی ــ بی‌او ــ به مدینه است.

نویسنده اما در بازخوانی خود، خطِ حادثه را پررنگ کرده و به ترتیب و توالی وقوعِ حادثه‌ها دقّت کرده است. او آدم‌هایی را که اسمشان در اوّلِ حادثه یک چیز بود و در اثنای حادثه یک چیز و در انتها یک چیزِ دیگر، یکی کرده  و نقلهای پراکنده در جای‌جای کتاب را ــ بی‌آن‌که از جزئیاتِ هیچ‌کدامشان بزند ــ تجمیع کرده است.

ردِّ نقلهایی را که با هم نمی‌خواند، در کتاب‌های دیگر گرفته تا نقلِ معقول‌تر و مشهورتر را بیاورد و تاریخ‌ها را ــ تا آنجا که می‌شد ــ همخوان کرده و جای‌ها و مرزها و منزل‌ها و شهرها را روی نقشه آورده است تا کروکی حادثه معلوم شود.

یاسین حجازی همچنین رجزهایی را که ترجمه نشده بود یا ترجمه‌اش واضح نبود، دوباره ترجمه کرده و رسم‌الخط را یکدست و پاراگراف‌بندی و نقطه‌گذاری و اِعراب گذاری کرده و مکرّرات و عباراتِ عربی‌ای را که حذفشان به ساختارِ متن لطمه نمی‌زد، حذف کرده است.

 خواندن کتاب آه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 کتاب آه به خوانندگانی پیشکش می‌شود که مشتاق‌اند مضامین دینی ‌ادبی را بی‌حشو و پیرایه چنان‌که هست و با همان زیبایی که در اصل و اساسش نهفته بخوانند.

 بخشی از کتاب آه

ابوخالدِ خرمافروش خبر داد و گفت:

با میثم بودم در فرات، روزِ جمعه، که بادی بوزید ــ و او در کشتی زیبا و نیکویی نشسته بود.

بیرون آمد و به باد نگریست و گفت «کشتی را استوار بندید که بادی سخت می‌وزد!» و در این ساعت، معاویه بمرد.

چون جمعهٔ دیگر شد بَریدی از شام برسید، من او را دیدار کردم، گفتم «ای بندهٔ خدا، خبر چیست؟»

گفت «مردم را حال نیکوست. امیرالمؤمنین درگذشت و مردم با یزید بیعت کردند.»

گفتم «کدام روز درگذشت؟»

گفت «روزِ جمعه.»

چون حسن ابن علی از دنیا رحلت کرد، شیعیان در عراق به جنبش آمدند و به حسین نامه نوشتند در خلعِ معاویه و بیعت با او. امّا او امتناع کرد که: «میانِ ما و معاویه پیمان و عقدی است که شکستنِ آن روا نباشد تا مدّتِ آن سرآید. و چون معاویه بمیرد، در این کار باید نگریست.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کتاب آه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابکتاب آه
عنوان دیگربازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهما‌السلام
موضوعتاریخ اسلام، فرق اسلامی
نویسندهیاسین حجازی
انتشاراتجام طهور
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۸/۰۶/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۰۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۹۱۱۶۱۱۹
تعداد صفحه‌ها۵۸۰ صفحه
قیمت کتاب۳۲۰۰۰ تومان
برچسبعاشورا
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی کتاب آه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

hadimousavi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۱

فرصتی دست داد تا در ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا به مطالعه کتب متنی و صوتی موجود در طاقچه بپردازم، در کتاب‌های متنی موجود می‌توانم کتاب آه را به خوانندگان پیشنهاد کنم چرا که درکنار استنادات محکم و قول‌های معتبری که...بیشتر

۴
Hemmat
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۷

آه : آه از آن روز که عالَم گریست بر پسر آدم از این غم گریست . آه از آن روز که قلبم شکست کشتی دل در غم و ماتم نشست . آه از آن روز که مینای دل . طور شدی در غم سینای دل . آه از...بیشتر

۲
ghrk
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

سلام چاپیش رو خوندم کتاب معرکه ای هست. پیشنهاد میکنم. یه مقتل کامل و خوب در کنارش لهوف هم بخونید برای روزهای محرم خوندنش رو پیشنهاد میکنم

۵
علی دائمی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۸

در سطر به سطر این کتاب، اقیانوسی از اشک و اندوه نهفته... «نفس المهموم» - که کتاب پیش رو ترجمه‌ای از اونه - سند آشکاری بر مظلومیت و حقانیت اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است.

۰
Fazeli Hamid Reza
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۴

یک روایت منسجم، مستند، هنرمندانه، تاثیرگذار از حماسه‌ی عاشورا...

۰
fa
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

مدت‌هاست منتظرم این کتاب رو از طاقچه دریافت کنم. ممنونم ازتون. لطفاً در طاقچه بی‌نهایت هم اضافه ش کنید.

۰
Mohammad NY
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۷

مستند و متن روان. از لحاظ داستانی هم بسیار جذاب. آن صفحه قرمز وسط کتاب را نخوانید، که اگر خواندید، بساط یک عمر غم و درد را برای خود خریده اید......

۰
وحید
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

منم این کتاب رو چاپی‌شو خوندم، واقعا عالی و دقیق..

۰
maryhzd
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۹

خیلی عالیه این کتاب هم ادبی است و هم مقتل مستند خود کتاب چاپی صفحه آرایی زیبایی هم داره و کلا همه چیز تمام است من که پیشنهادم اینه هر کس کتاب چاپیش را داشته باشه توی خونه ولی اینکه الکترونیکش هم بالاخره...بیشتر

۰
parisa
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

ممنون این کتاب رو در طاقچه قرار دادین...

۰
yasman
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

توصیه میکنم برای یک بار هم شده این کتاب رو بخونید ....السلام علیک یا سید الشهداء...

۰
مروارید ابراهیمیان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۴

من البته کتاب فیزیکی ش رو خوندم

۰
• امیررضا محسنی •
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۵

در مجموع جمع و جور و سر راست بود.قلم آقای حجازی واقعا زیبا و خوشخوان و همین باعث جذابیت کتاب شد. برای دونستن اتفاقات مهم قبل شهادت، زمان شهادت و بعد واقعه عاشورا از بهترین گذینه ها برای خوندن همین کتابه.

۰
alikazemi7
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۰

جون ابن ابی مالک، مولای ابی‌ذر غفاری بیرون آمد- و او بنده‌ی سیاه بود. حسین با او گفت "تو را مرخص کردم که در پی ما آمدی. عافیت جوی. مبادا در این راه آسیبی به تو رسد." جون گفت "یابن رسول...بیشتر

۰
s.latifi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۶

بسیار خواندنی

۰

بریده‌هایی از کتاب

LiLy !
۲۰۶
اشک از دیدگانش روان گشت و گفت «بعد از تو، خاک بر سرِ دنیا.» صدای حسین به گریه بلند شد ــ و کسی تا آن زمان صدای گریهٔ او را نشنیده بود.
میـمْ.سَتّـ'ارے
۸۸
پس به حرّ گفت «می‌خواهی با اصحابِ خود نماز گزاری؟» گفت «نه، بلکه تو نماز گزار و ما همه با تو نماز گزاریم.»
میـمْ.سَتّـ'ارے
۸۵
حسین به خیمه درآمد و اصحاب گردِ او بگرفتند.
مورچه‌ی کتاب خوان :)
۷۱
همه کشته شدند. حسین گفته بود «اصحابی باوفاتر از اصحابِ خود ندیدم.»
علی دائمی
۶۸
در زمینِ مشرق یا مغربش جستجو نکنید. همه را رها کنید و سوی من آیید ــ که قبرِ او در دلِ من است.
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۵۴
و نامهٔ عبیداللهِ زیاد به عمرِ سعد این بود: من تو را سوی حسین نفرستادم تا دفعِ شرّ از او کنی و کار را دراز کشانی و او را امیدِ سلامت و بقا دهی و عذرِ او خواهی یا شفیعِ او باشی. کاهلی نمودی و به راحتی دل خوش کردی و آسوده نشستی! بنگر اگر حسین و یارانِ او سر به حکمِ من فرود آوردند و فرمانِ مرا گردن نهادند، آنان را نزدِ من فرست و اگر تن زدند و نپذیرفتند، سپاه به جانبِ آنان کش تا آنها را بکشی و اعضای آنها را جدا کنی که مستحقِّ اینند. و اگر حسین را بکشتی، سینه و پشتِ او را زیرِ سُمِ اسبان بسپار ــ که وی آزارندهٔ قومِ خویش و قاطعِ رحم و ستمکار است. و نپندارم که پس از مرگ این عمل زیانی دارد ولیکن، سخنی بر زبانِ من رفته است که چون او را کشتم، این عمل با پیکرِ او کنم. اگر فرمانِ من ببری، تو را پاداش دهم بر اطاعت و اگر اِبا کنی، از رایت و لشکرِ ما جدا شو و آن را به شمر گذار که فرمانِ خویش را به او فرموده‌ایم. والسلام.
k.t
۴۹
پسر گفت «ای پدر، آیا ما بر حق نیستیم؟» گفت «چرا، سوگند به آن خدا که بازگشتِ بندگان سوی اوست.» گفت «پس باک نداریم و مُحِقّ باشیم و درگذریم.»
سیّد جواد
۴۶
ابن زیاد نامه سوی حسین فرستاد، به این مضمون: به من خبر رسید که در کربلا فرود آمدی. و امیرالمؤمنین، یزید، به من نوشته است که سر بر بالش ننهم و نان سیر نخورم تا تو را به خداوندِ لطیف و خبیر برسانم یا به حکمِ من و حکمِ یزید ابن معاویه بازآیی. والسلام. چون نامهٔ او به حسین رسید و آن را بخواند، از دست بینداخت و گفت «رستگار نشوند آن قوم که خشنودی مخلوق را به خشمِ خالق خریدند.» رسول گفت «ای اباعبدالله، جواب نامه؟» گفت «این نامه را نزدِ من جواب نیست! او مستحقِ کلمهٔ عذاب است.» (حسین سوی کسی نامه نویسد که امید به هدایت و ارشادش بوَد.) چون رسول سوی ابن زیاد بازگشت و خبر بگفت، سخت برآشفت.
صبا میرزابیگی
۴۰
و من بیرون نیامدم برای تفریح و اظهارِ کبر، و نه برای فساد و ظلم. خارج شدم برای اصلاحِ امّتِ جدّم و امرِ به معروف و نهی از مُنکر خواهم و به سیرتِ جدّ و پدرم، علی ابن ابی‌طالب، رفتار کنم. پس هر کس مرا قبول کند، خداوند سزاوارتر است به حق و هر کس ردم کند، صبر می‌کنم تا خدا میانِ من و این قوم به‌حق حکم کند ــ و او بهترینِ حکم‌کنندگان است.
میـمْ.سَتّـ'ارے
۳۸
جوانی بیرون آمد که پدرش در هنگامه کشته شده بود. مادرش زنی مردانه بود، با او گفته بود «پسرک من، بیرون رو و پیشِ روی پسرِ پیغمبر جهاد کن.» حسین گفت «پدرِ این جوان کشته شده و شاید مادرش از خروجِ وی راضی نباشد.» آن جوان گفت «مادر مرا به خروج فرمود.» پس به جنگ آمد و می‌گفت: امیرم حسین است ــ و چه خوب امیری است! شادمانی دلِ پیامبری است که بشارت‌بخش و بیم‌ده بود. پدر و مادرش علی و فاطمه است. مانندِ او می‌توانید کسی را نام ببرید؟ چون خورشیدِ درخشان صورتش و چون ماهِ تمام پیشانیش.